دانشمند پدر یک دختر و پسر نوجوان به طور تصادفی خود و دو نوجوان دیگر محله خود را به اندازه حشرات کوچک می کند. اکنون نوجوانان باید با خطرات کوچک مبارزه کنند، زیرا پدر به دنبال آنها می گردد.
دانشمند پدر یک دختر و پسر نوجوان به طور تصادفی خود و دو نوجوان دیگر محله خود را به اندازه حشرات کوچک می کند. اکنون نوجوانان باید با خطرات کوچک مبارزه کنند، زیرا پدر به دنبال آنها می گردد.
فیلم خیلی خوب از پس گذر زمان برنیامده؛ حداقل جلوههای ویژهاش اینطور است. با این حال جلوهها بیشتر عملی بودند تا دیجیتال و همین تفاوت مهمی ایجاد میکند: وقتی جلوهها عملیاند حس میکنید بازیگران واقعاً آنجا هستند و دیگر آنطور که در بسیاری از فیلمهای پر از جلوههای دیجیتال امروزی میبینید احساس تماشای بازیکنان یک ویدئوگیم به شما دست نمیدهد.
اما مشکل این است که جلوههای...
فیلم خیلی خوب از پس گذر زمان برنیامده؛ حداقل جلوههای ویژهاش اینطور است. با این حال جلوهها بیشتر عملی بودند تا دیجیتال و همین تفاوت مهمی ایجاد میکند: وقتی جلوهها عملیاند حس میکنید بازیگران واقعاً آنجا هستند و دیگر آنطور که در بسیاری از فیلمهای پر از جلوههای دیجیتال امروزی میبینید احساس تماشای بازیکنان یک ویدئوگیم به شما دست نمیدهد.
اما مشکل این است که جلوههای عملی چندان عالی نیستند و حتی برای سال ۱۹۸۹ کمی ارزان بهنظر میرسند — شاید چون فیلم را کودکانه در نظر گرفته بودند.
با این وجود، فیلم بیشتر شبیه یک فیلم خانوادگی است تا صرفاً فیلم کودکانه. در آن بهاندازهی کافی ماجراجویی و سرگرمی هست تا برای گروههای سنی مختلف جذاب باشد، و میداند چطور مسائل را پاک و سالم نشان دهد بدون اینکه نادانکننده شود — چیزی که بسیاری از فیلمهای خانوادگی از آن بیبهرهاند.
در واقع تنها کسانی که ممکن است از فیلم خوششان نیاید، آدمهایی هستند که همهچیز را باید خیلی جدی و تراژیک ببینند؛ این گروه معمولاً از چیزهای زیادی خوششان نمیآید.
ریک مورانیس نقش دانشمندی دستوپاگیر و طناز را بازی میکند که روی روشی برای کوچککردن اجسام کار میکند. با استفاده از مجموعهای از گجتها و یک لیزر — او مطمئن است که لحظهی کشف نزدیک است که ناگهان یک توپ بیسبال شیشه را میشکند، دستگاهش را فعال میکند و بچههای خودش و همسایه عملاً ناپدید میشوند! کجا رفتهاند؟ خب، همه میدانیم که آنها حالا در حال بازی با موجوداتی ریز و خطرناکند که معمولاً نادیده گرفته میشوند: مورچهها و سوسکهای «غولآسا».
در همین حال پدر، شالینسکی، میفهمد چه شده و دست به آزمایشهای نسبتاً خیالپردازانهای میزند تا خانوادههای ریزشده را قبل از گرسنگی، خورد شدن یا لگد شدن پیدا کند. بخش بزرگتر ماجرا که مربوط به بزرگترهاست چندان چشمگیر نیست، اما ماجراهای بامزهای هم وجود دارد: جوانترها مجبور میشوند در یک آجر لگوی دور ریخته شده پناه بگیرند و همزمان با غولهای تازهواردِ حیاط مقابله کنند. محیطی شبیه «دنیای گمشده» که در آن چوبها، سنگها و زیرکی خودشان تنها دفاعشان است.
من همیشه از فیلمهایی خوشم آمده که انسان بدون مزیت اسلحه در برابر طبیعت قرار میگیرد — این فیلمها به من نشان میدهند چقدر در تأمین غذا و دفاع از خود ناتوانیم. برای من، بخش اعظم شوخیهای این فیلم از همین موقعیتها ناشی میشود تا از دیالوگهای بیشازحد نوشتهشده. بازی کودکان خوب است، حتی کمی نشانهی رومانس به چشم میخورد وقتی تلاش میکنند بهطور ناامیدانه به خانه بازگردند و توجه والدین را جلب کنند. خطر واقعی چندانی وجود ندارد و نیمساعت پایانی کاملاً بوی دنباله میدهد، اما بهصورت پیشبینیشدهای سرگرمکننده است، با چند جلوهی بصری مناسب و شوخیهای ابلهانه مثل برخورد با ماشین چمنزن و بند رخت.
«عزیزم، بچهها را کوچک کردم» بخش قابل توجهی از ارزشهای سنتی را نشان میدهد که بسیاری هنوز بیپروا آنها را ارج مینهند و بهعنوان ستون زندگیشان حفظ میکنند: کودکان، خانواده و دوستی. طبیعتاً بچهها باید مهمترین افراد در زندگی باشند و آنها باعث میشوند همهچیز ارزشمند بهنظر برسد، حتی اگر گاهی بدرفتاری کنند، قدردان نباشند یا نامهربان باشند. چنین احساسات نسبتاً dated (منسوخ) ممکن است برای بسیاری بیمعنا بهنظر برسد، اما در هر حال بچههای مینیاتوری در خطر محور اصلی داستاناند — حیاتوحش پشتحیاط هرگز چنین ترسناک نشان داده نشده بود — و ماجراهایشان پر از درجات مختلفی از هیجان، خطر و لذت است، پس این فیلم یک قطعهی محکم از سرگرمی خانوادگی است که ارزشهای یادشده را به نمایش میگذارد تا تصویری از آنچه دوست داریم زندگی باشد ارائه دهد؛ و تاسفآور اینکه واقعیتی که هر روز میبینیم کاملاً متفاوت است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران