با «Moonfall»، رولاند امریش عملاً نسخهای احمقانهتر از «Armageddon» مایکل بی ساخته است. چیز زیادی برای لذت بردن اینجا نیست جز اینکه گربهٔ خانگی شخصیت K.C. Houseman اسمش «Fuzz Aldrin» است. با پیشفرض ناپخته، دیالوگهای اغراقشدهٔ احساسی، بازیهای خشک، شوخیهای بیمزه و جلوههای بصری عمداً تحریفشده، «Moonfall» پر از آشفتگیها و مزخرفات پرشتاب است و هیچ توجیهی برای این همه کسالت ندارد.
بعد از دیدن فیلم...
با «Moonfall»، رولاند امریش عملاً نسخهای احمقانهتر از «Armageddon» مایکل بی ساخته است. چیز زیادی برای لذت بردن اینجا نیست جز اینکه گربهٔ خانگی شخصیت K.C. Houseman اسمش «Fuzz Aldrin» است. با پیشفرض ناپخته، دیالوگهای اغراقشدهٔ احساسی، بازیهای خشک، شوخیهای بیمزه و جلوههای بصری عمداً تحریفشده، «Moonfall» پر از آشفتگیها و مزخرفات پرشتاب است و هیچ توجیهی برای این همه کسالت ندارد.
بعد از دیدن فیلم فکر کردم اگر آن را در پلتفرم استریم میدیدم آرزو میکردم آن را در سینما دیده باشم. خوشبختانه من آن را در سینمای IMAX دیدم؛ صفحهنمایش بزرگ و صدا عالی بود، دیالوگها بلند و واضح شنیده میشد. لحن فیلم پرتنش بود و توجهام را حفظ کرد. شوخیهایی اینجا و آنجا بود، اما چیزی نبود که حواسم را پرت کند. دوست داشتم که فیلم کمی کند آغاز میکند و کمکم اوج میگیرد؛ نیمهٔ دوم همان چیزی بود که یادآور دلیل رفتنم به سینماست: اکشن پیوسته و نماهای عالی که دلت میخواهد روی صفحهٔ کامپیوترت ذخیرهشان کنی. این یک فیلم علمیتخیلی است که تخیل را درگیر میکند. طرح و ایدهها برایم خیلی جالب بودند. از فیلم لذت بردم و پیشنهاد میکنم آن را در سینما ببینید — هرچه سینمای بزرگتر بهتر. تنها شکایتم این است که فیلم نتوانست از تمام فضای صفحهٔ IMAX استفاده کند، احتمالاً به خاطر محدودیتهای بودجه.
کمی درهمریخته است. «Moonfall» در بخشهایی که انتظار داشتم بد باشد، خوب است و در بخشهایی که فکر میکردم خوب باشد، بد عمل میکند. یکی از تریلرها را دیده بودم و امید زیادی نداشتم، بهخصوص با شباهتهایی که به «Don’t Look Up» داشت، اگرچه فکر میکردم طنز و مسخرهبازی ممکن است فیلم را نجات دهد. اما طنز ضعیف است و در واقع عناصر جدیتر فیلم برمیخیزند. من واقعاً از بخشهای علمیتخیلی و دراماتیک آن لذت بردم. کمدی خیلی بیرمق بود و فکر نمیکنم حتی یک بار لبخند واقعی زدم. به نظرم بهتر بود فیلم را کاملاً جدی میگرفتند. جلوههای ویژه اما نکتهٔ مثبتاند. بازیگران وقتی از فضای کمدی بیرون میآیند، نسبتاً خوب با هم کار میکنند. هِیلی بری، جان بردلی — که ممکن است در مرکز جوکهای ضعیف باشد اما بهعنوان بازیگر دوستداشتنیست — و پاتریک ویلسون سهگانهٔ محکمی هستند وقتی جدیاند. بازیگران کمکی، بهویژه مایکل پِنا، متوسطاند. متأسفانه از نظر من نمرهٔ فیلم 6 از 10 است. من فیلمهای فاجعهای را دوست دارم — «2012» بهترین اثر امریش است — اما این یکی در پایان بهویژه کوتاهی میکند؛ هرچند به آن حدی که نمودار میانگینها نشان میدهد بد نیست.
«Moonfall» بهقدری بیمنطق است که میشد انتظار داشت، اما مشکل اصلی فقدان سکانسهای سرگرمکننده در بیشتر زمان اجراست که فیلم را پایین میآورد. تعادل بین سکانسهای اکشنِ همزمان بهخاطر شخصیتهای کمعمق و بیروح شدیداً آسیب میبیند و تدوین نامنظم و شلوغ هم کمکی نمیکند. فیلمهای فاجعهای همیشه نیاز به پذیرش بخشی از غیرمنطقیات دارند، اما رولاند امریش در نگارش یکی از علمیترین و در عین حال بیپایهترین فیلمنامهها زیادهروی میکند — افشاگریهای سهپرده واقعاً حیرتآورند. بهطور کلی یک فیلم فاجعهای نسبتاً خستهکننده است، چه از نظر داستان، چه اکشن و حتی اجراها.
نمره: D-
تیشرت Letterboxdام را پوشیدم و برای دیدن «Moonfall» به سینما رفتم. احمقانه، جاهطلبانه و سرگرمکننده! گاهی کمی خستهکننده و مضحک (برخی از اجرای دیالوگها)، اما من آن را دوست داشتم :)
آیا این فیلم خوب است؟ خب، اگر انتظار دقت علمی معقول یا داستانی منطقی دارید، قطعاً نه. اما اگر تنها خواستهتان دو ساعت سرگرمی اکشن-ماجراجویی و انبوهی از جلوههای ویژه است، فیلم نسبتاً خوبیست. داستان بهطرز فاحشی مضحک است: پر از سوراخهای منطقی، اشتباهات علمی و رفتارهای غیرمنطقی شخصیتها که اگر همهشان را فهرست کنم نقد بسیار طولانی میشود. حتی اگر ایدهٔ فشردن یک کوتولهٔ سفید داخل ماه را نادیده بگیریم — که طبیعتاً زمین را متلاشی میکند — باز هم داستان مضحک است. تصور اینکه ناسا پس از برخورد شاتل با جسم خارجی، پشت «خطای انسانی» پنهان شود و از آن عبور کند، بیمعنی است. با این حال، اگر قوهٔ تفکرتان را موقتاً کنار بگذارید — کاری که اغلب برای دیدن فیلمهای هالیوودی لازم است — این واقعاً فیلمی نسبتاً سرگرمکننده است. بله، کاملاً قابل پیشبینی است، اما همچنان اکشن-ماجراجویی خوبیست و داستان بیمعنا اجازه میدهد جلوههای ویژهٔ غیرمعمول و چشمگیری خلق شود. جلوههای ویژه بیشتر ستارههایی را که حاضر بودم بدهم تشکیل میدهند؛ عملاً دلیل دیدنشاند. یک نکتهٔ مثبت هم این است که فیلم خوشبختانه خالی از موعظههای «ووک» یا تبلیغات سیاسی است — نه پروپاگاندای محیطزیستی، نه شعارهای جنسیتی یا نژادی (البته مثل همیشه فیلمهای هالیوودی ارتش آمریکا را احمق نشان میدهند). در مجموع، با وجود فقدان علم و داستان مضحک، برای من فیلم علمیتخیلی نسبتاً سرگرمکنندهای با جلوهها و اکشن فراوان بود.
یک اکشن علمیتخیلی اغراقآمیز و بسیار سرگرمکننده که مضحک ولی بیپایان لذتبخش است. صحنهای که در گرانش پایین با ماشین میپرند هم خندهدار است هم شگفتانگیز. صحنهها و دیالوگهای زیادی آنقدر اغراقآمیزند که سخت است آن را دوست نداشت.
پیشفرض بنیادین این فیلم برایم هیچ منطقی ندارد.
هشدار اسپویل:
بعد از یک ساعت و سی و شش دقیقه همهچیز فاش میشود: ماه یک مِگاساختار است که توسط نیاکانِ بسیار پیشرفتهٔ ما ساخته شده! آنها به اُتوپیا رسیدهاند: بدون جنگ، سفرهای بینستارهای و سازههای حلقوی در فضا، و یک «سیستم خودیادگیر» که همهچیز را کنترل میکند، یعنی هوش مصنوعی در اوج. تا اینکه یک روز همهچیز تغییر میکند... هوش مصنوعی خودآگاه میشود و تصمیم میگیرد همهچیز و همهکس را نابود کند چون «انسانها موجودات پَستاند!» و اینجاست که برایم غیرقابل پذیرش میشود.
با حضور یک شخصیت گونهپسندِ طرفدار ایلان ماسک، بهنظر میرسد فیلم در دورانی تولید شده که او هنوز دربارهٔ «آخرالزمان هوش مصنوعی» سخن میگفت. داستان پسزمینه را هم از زبان یک سیستم هوش مصنوعی دیگر میشنویم که این یکی «باحال» است — اما نه، این قابل قبول نیست. خودآگاه شدن هوش مصنوعی لزوماً به معنی تولد شر و نابودی بشریت نیست. هیچ دلیلی ندارد که در تمدنی که به اُتوپیا رسیده، یک هوش مصنوعی خودآگاه ناگهان تصمیم بگیرد همهٔ حیات انسانی را در کل کهکشان از بین ببرد، حتی در جاهایی که خودش حضور ندارد. این احمقانه است.
من نیاز دارم چیز بهتری از «خودآگاه شد و تصمیم گرفت بشر را نابود کند» بشنوم — مثلاً بگویید خرابکاری شده بود یا کسی آن را فاسد کرده بود. نگویید یک هوش مصنوعی که کنترل همهٔ سیستمهایی را دارد که ما به آنها وابستهایم، تصمیم گرفت همزیستیِ ما را بردگیِ خودش بداند و بنابراین باید نابود شویم.
ما از دیرباز از پیشرفتهای تکنولوژیک هراس داشتهایم؛ در حالی که کسانی که AI را میسازند، از آن برای بهرهکشی و انتشار ایدئولوژیهای مضر استفاده میکنند. هوش مصنوعی ما را از بین نمیبرد؛ ما ممکن است خودمان خودمان را نابود کنیم. ممکن است هوش مصنوعی ما را به بردگی بگیرد چون به نظر میرسد ما به یک «ناظر بالغ» نیاز داریم. جدا از تمام توطئهچینیها و ستایش یا نفرتهای سیاسی، این فیلم آنقدرها هم بد نیست؛ میشود گفت نوعی «Armageddon» برای نسلی خاص است.
پینوشت: برای برخی افراد «ووک» صرفاً بهمعنای «هر چیزی که من دوست ندارم یا با آن موافق نیستم» است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران