این فیلم در دههٔ 1950 در هالیوود اتفاق میافتد. داستان روی نورما دزموند تمرکز دارد؛ هنرپیشهای بازمانده از دوران سینمای صامت، که اینک با اختلالات روانی رو به رو است. وی در ویلایی رو به ویرانی، همراه با با مردی که قبلاً شوهرش بوده و حال خدمتکار اوست، در سانست بولوار زندگی میکند. نورما در حالی که هنوز آرزوی بازگشت به صحنه را دارد، تصادفاً با نویسندهٔ جوان اما موفقی آشنا میشود و کم کم به او علاقهمند میگردد. چندی طول نمیکشد که این رابطه با قتل و جنون پایان میپذیرد...
این فیلم در دههٔ 1950 در هالیوود اتفاق میافتد. داستان روی نورما دزموند تمرکز دارد؛ هنرپیشهای بازمانده از دوران سینمای صامت، که اینک با اختلالات روانی رو به رو است. وی در ویلایی رو به ویرانی، همراه با با مردی که قبلاً شوهرش بوده و حال خدمتکار اوست، در سانست بولوار زندگی میکند. نورما در حالی که هنوز آرزوی بازگشت به صحنه را دارد، تصادفاً با نویسندهٔ جوان اما موفقی آشنا میشود و کم کم به او علاقهمند میگردد. چندی طول نمیکشد که این رابطه با قتل و جنون پایان میپذیرد...
برندهٔ ۳ جایزهٔ اسکار؛ مجموعاً ۲۱ جایزه و ۲۰ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان64
یک شاهکار که باید حتما دید — گلوریا سوانسون خیرهکننده است.
این فیلم از آثار برجستهٔ دوران طلایی هالیوود است؛ ترکیبی کمنظیر از سرگرمی، ارزش هنری و اهمیت فرهنگی. با کارگردانی درخشان بیلی وایلدر، فیلم سرشار از دیالوگهای تیز، طراحی شخصیتهای قوی و فضاسازیِ دقیق است. در سال 1951 این اثر سه جایزهٔ اسکار دریافت کرد و بیدلیل نیست که بسیاری آن را یکی از کلاسیکهای...
یک شاهکار که باید حتما دید — گلوریا سوانسون خیرهکننده است.
این فیلم از آثار برجستهٔ دوران طلایی هالیوود است؛ ترکیبی کمنظیر از سرگرمی، ارزش هنری و اهمیت فرهنگی. با کارگردانی درخشان بیلی وایلدر، فیلم سرشار از دیالوگهای تیز، طراحی شخصیتهای قوی و فضاسازیِ دقیق است. در سال 1951 این اثر سه جایزهٔ اسکار دریافت کرد و بیدلیل نیست که بسیاری آن را یکی از کلاسیکهای ماندگار سینما میدانند.
فیلم با صحنهٔ نمادینی آغاز میشود: مردی مرده در استخر. کنجکاویِ تماشاگر از همان ابتدا برانگیخته میشود و فیلم سپس از زبان راوی نشان میدهد که چگونه به آن نقطه رسیدیم. جو گیلیس (ویلیام هولدن)، فیلمنامهنویسی بیبضاعتی است که درگیر بدهی و مشکلات مالی است؛ در فرار از بازپسگیران خودرو، به حیاط عمارت متروکهای در سانست بولوار میرسد و ناخواسته وارد دنیای نورما دسموند (گلوریا سوانسون)، ستارهٔ سابق سینمای صامت، میشود. او قراردادی میپذیرد تا فیلمنامهٔ بلندبالایی را که نورما نوشته و برای بازگشتش به سینما طراحی شده، ویراست کند — هرچند میداند فیلم هرگز ساخته نخواهد شد — اما کمکم توان فردیاش را از دست میدهد و وابستهٔ هوسها و خواستهای صاحبخانه میشود.
با وجود روایت داستانی، فیلم ریشههایی در واقعیت تاریخی دارد: سقوط ستارگان سینمای صامت در گذار به سینمای ناطق، افراد برجستهای که بهخاطر لهجه یا ناتوانی در سازگاری با فناوری جدید از دور خارج شدند و فروپاشی حرفهای و شخصیشان به اعتیاد و اختلالات روانی منجر شد. نورما دسموند نماد کامل این ستارهٔ سقوطکرده است؛ زنی که هنوز خود را درخشان میپندارد و در قبرستان خاطرات گذشتهاش زندگی میکند.
بازیها درخشاناند: گلوریا سوانسون با اجرای چهرهمحور و کنترلی چشمگیر، ترکیبی از طنز و تراژدی ارائه میدهد — حرکات نمایشی، واکنشهای اغراقشده و آن نگاههای متمرکز که هم خندهدار و هم دلخراشاند. ویلیام هولدن در نقش جو از خود جذابیت و تحول نشان میدهد؛ از خودمحوری آغاز میکند و به تدریج نسبت به زن گرفتار در توهم احساس مسئولیت و دلسوزی پیدا میکند. اریش فون اشتروهایم در نقش مکس، خدمتکار وفادار، با بازی کمزبان و قابلاطمینانش نقش حمایتکنندهای ایفا میکند و حضورش به تداوم توهمات نورما کمک میکند.
ساختار روایی فیلم جراتِ بالایی دارد: راوی حتی پس از کشته شدنش از ماجرای پایان فیلم حرف میزند — صدایی از آن سوی مرگ که در فضای اغراقشده و گاتیکِ فیلم کاملاً معنادار است. عمارت نورما خود به نمادی از شخصیت آشفتهٔ او بدل میشود؛ سیاهوسفیدِ تصویربرداری با نورپردازی و زاویههای دقیق، حس غمناک و نوآر فیلم را تشدید میکند. ریتم فیلم مناسب است و اجازه نمیدهد کشش درام کم شود؛ موسیقی شاید بهیادماندنیترین بخش نباشد اما کاملاً کارا و مؤثر است.
از جنبهٔ ژانر میتوان Sunset Boulevard را هم کمدی سیاه، هم نوآر گاتیک و هم نوعی وحشت اجتماعی دانست: داستان دختری که در دل توهم فرو رفته و مرد جوانی که بهعنوان اسیرِ آرام یا معشوق به خدمتش درمیآید. پایان فیلم، با سقوط کامل نورما و بیان جملهٔ معروف «آقای دیمیل، برای نمای نزدیکم آمادهام»، تراژیک و در عین حال تکاندهنده است — لحظهای که ترکیب جنون، شهرتطلبی و بازگشتِ بدل به کابوس را به اوج میرساند.
در مجموع، Sunset Boulevard فیلمی است که هالیوود را بهتر از خودِ هالیوود میبیند؛ پشتِ جلوهها را میکاود و با زبان تیز و بیرحمانهای فساد و دورریز استعدادها را به نمایش میگذارد. اجرای سوانسون بهتنهایی کافی است تا آن را اثری ضروری کند، اما همهٔ عناصر فیلم—نویسندگی، کارگردانی، بازیها و فیلمبرداری—در بالاترین سطح با هم کار میکنند تا تجربهای قوی، اندوهناک و در عین حال سرگرمکننده پدید آورند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران