این فیلم اکشن نسبتاً سرگرمکنندهای است با صحنههای اغراقآمیز فراوان، اما واقعاً از جنس فیلمهای مأموریت: غیرممکن نیست. شروع فیلم نسبتاً خوب و تا حدی هوشمندانه است و حس مأموریت: غیرممکن را تا حدی منتقل میکند؛ بعضی مواقع حتی کمی کند به نظر میرسد. اما در نیمهٔ دوم فیلم کاملاً به یک ضیافت اکشن اغراقشده به سبک جان وو تبدیل میشود و هر ادعای هوشمندی...
این فیلم اکشن نسبتاً سرگرمکنندهای است با صحنههای اغراقآمیز فراوان، اما واقعاً از جنس فیلمهای مأموریت: غیرممکن نیست. شروع فیلم نسبتاً خوب و تا حدی هوشمندانه است و حس مأموریت: غیرممکن را تا حدی منتقل میکند؛ بعضی مواقع حتی کمی کند به نظر میرسد. اما در نیمهٔ دوم فیلم کاملاً به یک ضیافت اکشن اغراقشده به سبک جان وو تبدیل میشود و هر ادعای هوشمندی و هر حس واقعی مأموریت: غیرممکن از بین میرود. جان وو انتخاب مناسبی برای ساخت فیلم مأموریت: غیرممکن نیست.
همانطور که در فیلم اول نیز احساس کردم، اگر این فیلم نام مأموریت: غیرممکن را یدک نمیکشید احتمالاً نمرهٔ بالاتری میگرفت چون در مجموع یک فیلم هالیوودی نسبتاً قابلقبول است، هرچند نه چندان فکورانه. اما از فیلمی که با نام مأموریت: غیرممکن عرضه میشود توقع بیشتری دارم.
تام کروز در نقش اتان هانت قابل قبول است. دوگری اسکات در نقش ضدقهرمان در مجموع نه بد است و نه عالی؛ گاهی حالتِ شرور و حسابی را خوب القا میکند و گاهی مضحک و به اندازهٔ صحنههای اکشن اغراقآمیز، از حد میگذرد. قرار است او یک مغز متفکر باشد، اما در بسیاری از صحنهها شبیه یک لات یا یک قاچاقچی مواد نسبتاً کمهوش به نظر میرسد.
صحنههای اکشن، مواد خام جان وو هستند: ریتم تند، بدلکاریهای فراوان و انفجارهای پیدرپی. همانطور که انتظار میرود بسیار اغراقشده و غیرقابلباورند. تجربهٔ بصری لذتبخشی فراهم میکنند، اما همان چیزی نیستند که از یک فیلم مأموریت: غیرممکن انتظار دارم.
رابطهٔ عاشقانهٔ بین هانت و نیا همان کلیشهٔ هالیوودی است: آوردن یک زن جذاب و شکلگیری جذابیتی سطحی که ظرف چند ساعت از بیتفاوتی به «دوستت دارم» میرسد. خیلی معمولی است.
اصلاً بهنظر میرسد سازندگان این مجموعه تا کنون یک فصل کامل از سریال مأموریت: غیرممکن را هم کامل ندیدهاند.
اولی مرا ناامید کرد، اما این یکی واقعاً حوصلهسربر بود. دیدن هانت که بدون طناب از کوه بالا میرود قطعاً چشمگیر است، و ایدهٔ شخصیت منفی فیلم هم جذاب است، اما آن زاویهٔ داستانی هم خیلی کمگسترش یافته است.
قرار گرفتن داستان عمدتاً در استرالیا تا حدی توجه من را جلب کرد — با توجه به تعصبی که نسبت به آن دارم این نکته اهمیت دارد. شنیدهام که مأموریت: غیرممکن ۲ پایینترین نقطهٔ سری است، و اگر واقعاً فیلمهای بعدی از این هم بدتر باشند نمیدانم میتوانم تا Rogue Nation ادامه دهم.
نمرهٔ نهایی: ۱٫۵ ستاره — خستهکننده/ناامیدکننده. در صورت امکان از آن بپرهیزید.
بعد از اینکه مأموریت: غیرممکن اول نسبتاً سرگرمکننده بود، دنبالهاش افتضاح از آب درآمد. انگار فیلمنامهنویسها نمیدانستند چطور دو ساعت را با اکشن پر کنند؛ استفادهٔ افراطی از اسلوموشنهای قهرمانانه واقعاً آزاردهنده است. اگر از اسلوموشنهای پیدرپی خوشتان نمیآید، تحمل این فیلم سخت خواهد بود. شگفتآور است که بعد از این فیلم باز هم تصمیم گرفتند ادامه دهند؛ هرچند فیلمهای بعدی خیلی بهتر شدند، اما این نسخه قطعاً از آنها پایینتر است.
«امبروز» (دوگری اسکات) مأمور سابق IMF و فردی کینهتوز است. او عزم دارد یک ویروس هیبریدی کشنده را در خیابانهای سیدنی پخش کند تا قیمت سهام شرکتی را که برندهٔ حراج خرید حق تولید آنتیدوت «بلروفون» میشود بالا ببرد. برعهدهٔ اتان (تام کروز) و تیم همیشگیاش است که راهی برای خنثیسازی این نقشه بیابند. برای این منظور، او دزد شجاعی به نام «نیا» (تندیوی نیوتن) را جذب میکند که نقش معشوق واقعی اتان را بازی میکند و همزمان خود را معشوق امبروز جلوه میدهد تا به او نزدیک شود و از نقشههایش سر دربیاورد.
در ظاهر، این فیلمنامه برای این مجموعه مناسب بهنظر میرسد: حالوهوایی شبیه جیمز باند با لوکیشنهای متعدد، صحنههای اکشن و ابزارهای گاهبهگاه. متأسفانه اسکات بهعنوان شرور خیلی تهدیدکننده به نظر نمیرسد و داستان کمرمق و کمپرورده است. شخصیتها انگار با لبخند از دل دیالوگهای معمولی عبور میکنند و جان وو صحنههای اکشن را طوری میسازد که گویی بخشی از یک کارتون است. سطح تولید بالا است و طراحی و تصویربرداری صحنههای اکشن قویاند، اما داستان هرگز واقعاً به حرکت درنمیآید و با بیش از دو ساعت طول، برای اکثر افراد تجربهای ضعیف و بیرمق است. این فیلم اصلاً به پای نسخهٔ اول نمیرسد.
اینجا جایی است که من از سری کنار کشیدم. فیلم اول را دوست داشتم؛ مثل نسخهای از «سه روز کندور» با اکشن: نه بازی به شدت درخشان، نه بازیگران بسیار بااستعداد، اما سرگرمکننده و پُر از اکشن.
بعدش ناگهان تام موهای بلند دارد، طرح داستانی ضعیف است، همیشه کبوترها حضور دارند، اکشن مصنوعی به نظر میرسد... واقعاً منصرف شدم. حتی جزئیات ساده هم بیمعنیاند—مثلاً جاسوسانی که مشغول عملیاتاند چرا از کارتهای حافظهٔ مناسب استفاده نمیکنند؟ تصویر بر داستان غلبه کرده و نتیجه بویی ناخوشایند دارد.
آنها بعداً فیلمهای بیشتری ساختند؛ شاید یکی از آنها را دیدهام ولی به یاد ندارم که واقعاً توجه کرده باشم. این نسخه مرا از فرنچایز دور کرد.
۶۹/۱۰۰
اتان هانت باید مانع از افتادن یک ویروس کشنده بهدست افراد اشتباه شود. تغییر سبک کارگردانی از برایان دیپالما (فیلم اول) به جان وو بسیار ملموس است و این فیلم را کمتر از جنس M:I و بیشتر شبیه یک اکشن جیمز باند کرده. زمان زیادی صرف عمقبخشی به شخصیتها نشده و تمرکز تقریباً فقط روی اتان و ضدقهرمان است؛ صحنههای عاشقانه هم ناهمگون به نظر میرسند. با این حال فیلم مملو از تعقیب و گریزهای معروف جان وو با ماشین و موتور، بدلکاریها، تیراندازیهای فراوان و درگیریهای بسیار خوبِ طراحیشده است که آن را به یک نمایش پاپکُرن خوشگذرانی تبدیل میکند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران