فکر میکنم ساختن یک بیوپیک دربارهٔ یک قاتل زنجیرهای واقعی و همسرش که قاتل بخش بزرگی از فیلم را به خود اختصاص میدهد و در عین حال نباید به نظر برسد که دارد او را دلسوزانه نشان میدهد، کار سختی است — وقتی شخصیت اصلی قصه تویی، تو قهرمان هستی، و وقتی قهرمان یک هیولا باشد، عبور از این خط بسیار دشوار است. به نظرم...
فکر میکنم ساختن یک بیوپیک دربارهٔ یک قاتل زنجیرهای واقعی و همسرش که قاتل بخش بزرگی از فیلم را به خود اختصاص میدهد و در عین حال نباید به نظر برسد که دارد او را دلسوزانه نشان میدهد، کار سختی است — وقتی شخصیت اصلی قصه تویی، تو قهرمان هستی، و وقتی قهرمان یک هیولا باشد، عبور از این خط بسیار دشوار است. به نظرم این فیلم این مسیر را نامطمئن و کموخطر طی کرده. لحظات بسیار قدرتمندی دارد و تجربهٔ سینمایی جذابی است، اما همهٔ تصمیمهای درست را نگرفته. اینکه تِد باندی مرتکب crimes شده، برای هیچکس غافلگیرکننده نیست — او دقیقاً بهخاطر یک چیز مشهور است: قاتل بودن.
با این حال میتوانم «Extremely Wicked, Shockingly Evil and Vile» را به بزرگسالان منطقی توصیه کنم؛ نه توصیهای قوی، اما به هر حال توصیهای هست.
امتیاز نهایی: ★★★ — خوشم آمد. پیشنهاد میکنم خودتان هم ببینید.
چند نقلقول (ترجمهٔ روان)
- تد باندی در مصاحبه با زندان شهرستان گارفیلد، کلرادو (15 مه 1977): «من خیلی عصبانی و خشمگین میشوم. دوست ندارم برای کاری که نکردهام زندانی شوم، دوست ندارم آزادیام گرفته شود، دوست ندارم چون مثل حیوان با من رفتار کنند، و دوست ندارم مردم دورم راه بروند و مثل یک آدم عجیب به من زل بزنند، چون من اینطور نیستم.»
- تد باندی در مصاحبه با جیمز داوبسون در زندان ایالتی فلوریدا (23 ژانویه 1989؛ روز قبل از اعدامش): «ما که آنقدر تحتتأثیر خشونت در رسانهها، بهویژه خشونت پورنوگرافیک، بودهایم، هیولاهای ذاتی نیستیم. ما پسران شما و شوهران شما هستیم. و در خانوادههای عادی بزرگ شدهایم.»
- آن رول، دربارهٔ خاطراتش از باندی: «او مرا تا ماشینم در ساعت دو صبح همراهی میکرد و میگفت: ‹آن لطفاً درها را قفل کن، نمیخواهم در راه برگشتت چیزی بدی برایت اتفاق بیفتد›.»
- بلا وِلا کنت، مادر یکی از قربانیان: «او زندگی ما را نابود کرد و هنوز بخشی از زندگی ماست.»
- جو برلینگر (کارگردان)، دربارهٔ تصمیمش برای نشان ندادن خشونت: «دلیل ساختن این فیلم دقیقاً به این خاطر بود که از نشان دادن خشونت پرهیز کند. من بیشتر علاقهمندم فیلمی بسازم دربارهٔ اینکه یک قاتل زنجیرهای وقتی نمیکشد، چطور زندگی میکند. فریب، خیانت و دستکاری برایم ترسناکتر است. نشان دادن اینکه قاتلها میتوانند در میان ما باشند، برایم جذابتر است تا ارائهٔ فهرست خشونتها. بعضیها کمنمایی خشونت را بیاحترامی به قربانیان میدانند؛ من دقیقاً عکس این را معتقدم — فکر میکنم نمایش بدترین لحظهٔ یک انسان (لحظهٔ شکنجه و قتل) بیشتر به قربانیان بیاحترامی میکند، چون با آن کار دارید قاتل را تقدیس میکنید.»
خلاصه و نقد
«Extremely Wicked, Shockingly Evil and Vile» که جو برلینگر بلافاصله پس از ساخت مستند «Conversations with a Killer: The Ted Bundy Tapes» ساخت، موجودی عجیب است: فیلمی دربارهٔ یک قاتل زنجیرهای که عمداً نمایش خشونت را کنار گذاشته و از نگاه یک شخصیت گفته میشود که در نیمهٔ دوم فیلم نقش کمی دارد. لحن اثر تا حدود ۹۰٪ زمان اجرا تا حدی با این فرض بازی میکند که باندی ممکن است قربانی یک توطئهٔ وسیع بوده باشد؛ اما واقعیت این است که باندی با بهرهگیری از امتیازات قضایی، رسانهای شدن بهخاطر جذابیت ظاهری و پشتیبانی گروهی از زنان، نخستین «قاتل زنجیرهای سلبریتی» محسوب میشود.
داستان از سال ۱۹۸۹ آغاز میشود، وقتی باندی (زک افرون) در زندان اموال اعدام است و بیگناهیاش را ادامه میدهد؛ سپس به ۱۹۶۹ برمیگردد، شب آشناییاش با لیز کلودفر (لیلی کالینز) در یک بار سیاتل. فیلم مسیر رابطهٔ آنها، بازداشتهای پیدرپی، محاکمهها و تاثیرات روانی اتهامات بر لیز را پی میگیرد. فیلمنامهٔ مایکل ورواوی برپایهٔ خیلی آزاد خاطرات لیز نوشته شده؛ عقدهٔ اولیهٔ فیلمنامه این بود که تماشاگر تا پایان نفهمد شخصیت اصلی همان تد باندی است، اما برلینگر این پیچش را نامطبوع دید و بهجای آن بر نگاه لیز به رابطه تمرکز کرد.
نکات مثبت
- زک افرون در نقش باندی عملکرد بسیار قویی از خود نشان میدهد؛ او گرچه دقیقاً مثل باندی از نظر چهره نیست، اما رفتار، طرز نگاه، لبخند و حرکات کنترلشدهاش بهشدت مؤثر است. بازی او نمایانگرِ اینکه جذابیت و ظاهر تمیزِ باندی سلاح اصلیاش بود و چطور همین ظاهر باعث شد بسیاری او را دستکم بگیرند.
- بازیگران مکمل اغلب خوب و کنترلشدهاند؛ اما نقشآفرینی لیلی کالینز نسبتاً کماثرتر است، تا حدی بهخاطر کمبود مواد دراماتیک برای او. برخی نقشها (مثل کارول آن بون) شخصیتپردازی ضعیفی دارند و صرفاً بهعنوان لنگری برای ماجرای باندی وارد میشوند.
نقاط ضعف
- لحن فیلم ناپایدار است: نیمهٔ اول تلاش میکند نشان بدهد چگونه یک قاتل میتواند طبیعی و دوستداشتنی جلوه کند، ولی نیمهٔ دوم به یک درام دادگاهی تبدیل میشود که بهنظر میرسد ناظرِ اصلی (لیز) کنار گذاشته شده است. این تغییر فضا باعث میشود فیلم هدف اولیهاش را از دست بدهد.
- اجتناب از نشان دادن خشونت هم بهعنوان حسن و هم بهعنوان کاستی عمل میکند: فیلم از بهرهکشی از خشونت واقعی قربانیان پرهیز میکند، اما در عین حال ممکن است متهم به سفیدنمایی یا سانتیزهی شود؛ یعنی باندی در فیلم بیشتر بهعنوان یک «روگ دوستداشتنی» نشان داده میشود تا هیولایی که مرتکب اعمال وحشتناک شده است.
- ضعف در شخصیتپردازی لیز و دیگر زنان: فیلم عملاً هیچ چیز قابلتوجهی دربارهٔ زندگی مستقل لیز یا قربانیان نمیگوید؛ همین باعث میشود پایان فیلم — که اسامی قربانیان را نشان میدهد — ناگهان، بیپایه و کماثر بهنظر برسد.
- تغییرات نسبت به واقعیت که به نفع باندی هستند: حادثههایی مثل فشار برای رابطهٔ جنسی خشن، برخوردهای فیزیکی مشخص و جزئیاتِ واقعی رخدادها در فیلم نرم یا تغییر کردهاند؛ این تغییرات در نیمهٔ دوم که لحن «عینیتر» میشود، مشکلسازتر بهنظر میآیند.
جمعبندی
«Extremely Wicked» فیلم بدی نیست، اما میتوانست بسیار بهتر باشد. ایدهٔ دیدن شرّ در لباس عادی و مکانیسمهای فریبدهی شخصِ شرور جذاب بود، اما کارگردان در نیمهٔ دوم چشماز لیز برمیدارد و اجازه میدهد باندی دوباره مرکز توجه شود. اگر هدف فیلم این بود که نشان دهد چگونه مردم میتوانند فریب بخورند و خود را سرزنش کنند، تا حدودی موفق است؛ اما چون از پرداختن به قربانیان و ماهیت واقعی خشونت اجتناب میکند و بعضی حقایق را نرم میکند، این موفقیت ناقص باقی میماند.
پیشنهاد: برای تماشاگران بالغ و علاقهمند به تجربههای متفاوتِ سینمایی دیدنِ فیلم ارزش دارد، اما انتظار یک تحلیل تکاندهنده از روان یا یک بازنمایی خشن و مستند از جنایات را نداشته باشید.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران