«پروفسور هنری هیگینز» (هریسن) با رفیق زبان شناسش، «سرهنگ پیکرینگ» (هاید-وایت) شرط می بندد که می تواند دختر گل فروش و عامی لندنی، «الیزا دولیتل» (هپبرن)، را به خانمی متشخص بدل سازد که فصیح و بلیغ حرف بزند...
«پروفسور هنری هیگینز» (هریسن) با رفیق زبان شناسش، «سرهنگ پیکرینگ» (هاید-وایت) شرط می بندد که می تواند دختر گل فروش و عامی لندنی، «الیزا دولیتل» (هپبرن)، را به خانمی متشخص بدل سازد که فصیح و بلیغ حرف بزند...
برندهٔ ۸ جایزهٔ اسکار؛ مجموعاً ۲۶ جایزه و ۱۳ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان839
تفاوت میان یک بانو و یک دختر گلفروش در رفتار او نیست، بلکه در نحوه برخورد دیگران با اوست.
پروفسور هِنری هیگینز (رکس هریسون)، زبانشناس اشرافزاده و متکبر، روی این شرط میبندد که میتواند الیزا دولیتل (آدری هِپبِرن)، دختر گلفروش و زباندارِ خامِ لندن، را طوری آموزش دهد که در محافل بالاشهری قابل قبول شود. نسخهٔ برادویِ لِرنِر و لُوِوِه از نمایشنامهٔ جورج برنارد شاو «پیگمالیون»...
تفاوت میان یک بانو و یک دختر گلفروش در رفتار او نیست، بلکه در نحوه برخورد دیگران با اوست.
پروفسور هِنری هیگینز (رکس هریسون)، زبانشناس اشرافزاده و متکبر، روی این شرط میبندد که میتواند الیزا دولیتل (آدری هِپبِرن)، دختر گلفروش و زباندارِ خامِ لندن، را طوری آموزش دهد که در محافل بالاشهری قابل قبول شود. نسخهٔ برادویِ لِرنِر و لُوِوِه از نمایشنامهٔ جورج برنارد شاو «پیگمالیون» به پردهٔ سینما منتقل شده و لذتبخش است. فیلم که برندهٔ هشت جایزهٔ اسکار شد، از نظر بازیها در سطح بالا، آهنگهایی که دل را شاد یا بهگریه میآورند، لباسهای باشکوه (طراحی سسیل بیتون) و کارگردانی جورج کوکور برخوردار است؛ فیلمسازی که خوب میدانست چگونه عناصر تئاتری را با اصول بنیادینِ روابط انسانی ترکیب کند.
در مرحلهٔ اجرا جنجالی پیش آمد چون جولی اندروز نقش الیزا را در تئاتر برادوی بازی کرده بود و بسیاری ناراضی بودند که در نسخهٔ سینمایی هپبِرن انتخاب شد. با این حال، اندروز بعدها با «مری پاپینز» موفقیتی دیگر کسب کرد و هپبِرن—اگرچه در بخشهای موزیکال صدایش توسط مارنی نیکسون دوبله شده—روی پرده میدرخشد: هم بامزه و گرمدل است و هم بهطریقِ برابر زیبا و گیراتر.
فیلم برای همه مناسب نیست؛ نیاز به صبر دارد چون حدود 170 دقیقه است، و برخی نقاطِ پسزمینهٔ داستان، که برای بعضی آزاردهنده است، باقی میماند. با این وجود برای من فیلم آنقدر فریبنده است که کمتر متوجه گذر زمان میشوم؛ پاکوبیام شروع میشود و همهٔ اجزا مرا مسحور میکنند. اگر دفعهٔ اول که فیلم را میبینید با آن همراه شوید، شاید این عشق تا همیشه بماند. (نمره: 9/10)
از سوی دیگر، فیلمی با کیفیتِ بالا ولی همراه با اشتباهاتی است که دشوار میتوان از آنها گذشت. فیلمنامه، که بهطور سنگین از داستان کلاسیک «پیگمالیون» الهام گرفته، ما را به اوایل قرن بیستم میبرد تا با زبانشناس خودخواهی بهنام پروفسور هیگینز آشنا شویم. او معتقد است بسیاری از بریتانیاییها زبانشان را درست ادا نمیکنند و برای اثبات این دیدگاه، الیزا را که زنی ساده و مشهور است با خود به خانه میآورد و عملاً او را آموزش میدهد تا مانند یک حیوان رام شود. در پایان، تغییر بزرگی در او رخ میدهد—چه در گفتار و چه در رفتار و انتظارات زندگی.
آنچه بیشتر مرا آزار میدهد، روش خودخواهانه و متکبرانهٔ هیگینز است که دیگران را صرفاً برای ارضای اهدافش به کار میگیرد؛ او مردی خودمحور و تا حدی زنستیز است که خود را تواناییِ قالبریزیِ دیگران میداند. فیلمنامه همچنین میانِ «صحیح صحبت کردن» و «دانستن آدابِ اجتماع» خلط میکند؛ این دو مقوله لزوماً یکسان نیستند و دربارهٔ چگونگی یادگرفتن رفتارهای اجتماعی توسط الیزا پس از صحنههای آسکات، توضیحی کافی ارائه نمیشود.
از منظر فنی، فیلم فوقالعاده است. تلاشِ سازندگان برای اقتباس از یک موزیکال برادوی با الهام از فیلمی قدیمیتر از دههٔ ۱۹۳۰ همراه بوده و آهنگها و ملودیهای بسیار خوبی دارد. متأسفانه صدای خوانشهای اصلی را بازیگران اجرا نکردهاند و شرکتکنندگان حرفهای در پشت صحنه آوازها را خواندهاند؛ تصمیمی که تولیدکنندگان گرفتند و آدری هپبِرن را ناراحت کرد. اشکال دیگر، ناسازگاری در بازنماییِ دورهٔ زمانی است: فیلم در حوالی سالهای ۱۹۱۱–۱۹۱۲ رخ میدهد ولی اشیاء و جزئیاتی بعدی در آن دیده میشوند و حتی لحظاتی هست که پادشاه انگلیسِ نمایشدادهشده با واقعیت تاریخیِ همان سالها تطابق ندارد.
با این حال فیلم با فیلمبرداری عالی، قاببندیهای دقیق و رنگهای روشن و زنده (نسخهٔ مرمتشده را دیدهام) و لباسهای شگفتانگیز—بهویژه لباسهای آدری هپبِرن که هنوز در مجموعههای خصوصی و موزهها ارزشمندند—بسیار جبران میکند. گفته شده یکی از لباسهای او چند سال پیش به قیمت گزافی در حراج فروخته شد.
بازیها هم قابل توجهاند. آدری هپبِرن با نقش الیزا درخشیده و نشان میدهد که تواناییهای قابلتوجهی دارد، هرچند احساس میکنم فیلم از تمام پتانسیل او استفاده نکرده و فضای لازم را برای نمایش کامل استعدادش فراهم نکرده است. رکس هریسون که نقش را قبلاً در برادوی بازی کرده بود، صحنهها را تحتالشعاع قرار میدهد؛ بازیگر با استعدادی است و برای این نقش بسیار مناسب بهنظر میرسد. نباید از مشارکتهای استنلی هولوی، جرمی برت، گلادیس کوپر و تئودور بیکل هم غافل شد؛ همگی در نقشهای خود خوب ظاهر شدهاند—از جمله تکگویی معروف پروفسور کارپاتی که الیزا را مجارستانی میداند!
اسکورِ لِرنِر و لُوِوِه نیز شامل برخی از بهترین شعرها و آهنگهای موزیکال است: «چرا انگلیسیها...» و «میتوانستم تمام شب برقصم» از جملهٔ قطعات محبوباند و تکآهنگ شادِ هولوی «فردا صبح عروسیام است» نیز شنیدنی است. در زمانی که بسیاری اقتباسها رویکردهای سیاسی پرهیاهو دارند، این فیلم ضربهای زیرکانه به برتریهای فکری و جنسی میزند و نشان میدهد که ممکن است بهترینِ ما مرد نباشد—حتی اگر انتظارش را داشته باشیم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران