فیلم بسیار پیچیده است و سخت میتوان دربارهٔ داستانش حرفی زد بی آنکه لو برود، بنابراین بهتر است فقط دربارهٔ بازیگران حرف بزنم؛ جمعبندی بازیگرانِ حاضر در کار برای مکدونا تحسینبرانگیز است.
به تریلر و پوسترها اعتماد نکنید؛ «هفت روانآسیب» هیچ ربطی به آنها ندارد.
الگا کوریلنکو (Max Payne, Quantum of Solace) بیانصافی است که تا این حد کمبهکار رفته باشد، اما مکدونا حداقل میپذیرد که شخصیتهای...
فیلم بسیار پیچیده است و سخت میتوان دربارهٔ داستانش حرفی زد بی آنکه لو برود، بنابراین بهتر است فقط دربارهٔ بازیگران حرف بزنم؛ جمعبندی بازیگرانِ حاضر در کار برای مکدونا تحسینبرانگیز است.
به تریلر و پوسترها اعتماد نکنید؛ «هفت روانآسیب» هیچ ربطی به آنها ندارد.
الگا کوریلنکو (Max Payne, Quantum of Solace) بیانصافی است که تا این حد کمبهکار رفته باشد، اما مکدونا حداقل میپذیرد که شخصیتهای زن برایش محور فیلم نیستند و ضعف آنها تقصیر خودش است (بهشیوهای نه چندان جدی). از زمانی که او را در Hitman دیدم دوستش داشتم و در Centurion هم تحسینش کردم. هرچند اینجا عملاً فرصت زیادی برای بازی ندارد، اما دیدن او در فیلمی خوب همیشه خوشحالکننده است.
وودی هارلسون (Natural Born Killers, Defendor) همواره یکی از بازیگرانی بوده که زیر نظر دارم. او یک روانآسیبنما قابلباور است، بازیگر قدرتمند و بامزهای است و حضوری قوی دارد. تا حالا او مرا آزار نداده است.
سم راکول (Choke, Iron Man 2) اخیراً ارزش واقعیاش برایم روشن شده و واقعاً عالی است. قبلاً در آثار مختلف او را دیده و دوست داشتم، اما ارتباط کامل را برقرار نکرده بودم؛ حالا در «هفت روانآسیب» احساس میکنم بهترین نقش دوران خودش را ایفا کرده و بیگمان برجستهترین کاراکتر فیلم است.
ابی کورنش (Limitless, Sucker Punch) بازیگر خوبی است. فیلم اجازهٔ زیادی به شخصیتهای زن نمیدهد که این نکته ناخوشایند است اما خوشبختانه مدیریت شده است. او زمانِ بیشتری جلوی دوربین نسبت به الگا دارد، اما باز هم جای کار بیشتری میماند.
کریستوفر واکن (Pulp Fiction, Sleepy Hollow) از آن دست بازیگرانی است که فقط بهخاطر حضورش حاضر میشوم فیلم را ببینم — حتی خودم هم نمیدانم چرا.
کالین فارل (In Bruges, Fright Night) با من همخوانی چندانی نداشته است؛ نه اینکه از او متنفر باشم، او بازیگر مناسبی است اما هرگز تحتتأثیر هیاهو قرار نگرفتهام. در «هفت روانآسیب» او ستارهٔ فیلم است، اما تقریباً همهٔ دیگر بازیگران صحنه را از او میدزدند.
من به ندرت فیلمی را بالای ۸۰٪ ارزیابی میکنم؛ اگر این برایتان اهمیت دارد، پیشنهاد میکنم «هفت روانآسیب» را ببینید — ارزش وقت را دارد.
امتیاز: ۸۴٪
برای من «هفت روانآسیب» کاملاً قانعکننده نبود. تا فاصلهٔ کمی با یک فیلم خوب دارد، اما در نهایت نتوانستم با آن ارتباط برقرار کنم. مشکلاتی مشابهِ فیلمِ قبلی کارگردان (In Bruges) دارد؛ هرچند از آن فیلم بهتر است. طنز درخشان نیست و بازیگران در بهترین وضعیت خود نیستند.
حضور کالین فارل، سم راکول، کریستوفر واکن و وودی هارلسون ترکیب امیدوارکنندهای است، بنابراین ناامیدکننده است که من از این فیلم رضایت کامل نداشتم. داستان لحظات محکمی دارد و در مجموع جذاب است، اما اتصال میان قطعات و نحوهٔ ارائهٔ آن برایم رضایتبخش نبود.
آثار اولیهٔ این کارگردان مرا مایوس کردند، اما خوشبختانه پس از آن دو فیلم فوقالعاده عرضه کرد. امیدوارم اثر بعدیاش هم چنین باشد.
خلاصهٔ داستان: «مارتی» (با بازی کالین فارل) ایدهٔ فیلمنامهٔ خوبی دارد اما تا اینجا فقط به یک عنوان رسیده است. مانند همیشه مستِ روز قبل، با دوستش «بیلی» (سم راکول) گپ میزند؛ بیلی که پر از ایدههای مربوط به شخصیتهای روانآسیبنماست و دوست ندارد به دوست خلاقِ سردِ مارتی تحمیل کند. بیلی علاوه بر تخیل زندۀ خود، در یک نقشهٔ زیرکانه با مرد کتِ کراواتیِ «هانس» (کریستوفر واکن) شرکت دارد که شامل دزدیدن سگهای شِناورِ اشرافی میشود — بله، آنها سگدزدی میکنند! وقتی بیلی با یک شیتزو کاملاً آراسته نزد مارتی میآید و سپس سفری مخاطرهآمیز به بیابان میکنند، شاید این حادثه جرقۀ الهامی باشد؛ اما احتمال بیشتر این است که ترس باشد، چون صاحب سگ مردِ جاهطلب و خطرناکی به نام «چارلی» (وودی هارلسون) است که میخواهد سگش را پس بگیرد — ترجیحاً همراه با چند پوند گوشت! آنها حالا ایدههای فراوانی برای کتاب مارتی دارند، اما آیا میتوانند آنقدر زنده بمانند که از آنها بهره ببرند؟
این یکی از بهترین آثار کالین فارل است؛ او طبیعی و خوشساخت بهنظر میرسد و با سم راکول که صحنهربایی میکند و دارای احساس طنزِ عالی است، خوب کار میکند؛ همچنین واکنِ خوشپوش و زیرک و هارلسونِ در اوج که ترکیبی از جذابیتِ تصنعی و تهدیدِ شاتگاندار را سرگرمکننده به نمایش میگذارد. ساختار داستان بهصورت اپیزودیک شکل میگیرد و این اجازه را میدهد تا خشونت، گلولهها و ماجراهای متعدد پدید آید تا به گرهگشاییای برسیم که هیچگاه قابلپیشبینی نیست. مارتین مکدونا میداند چگونه عناصر تریلر و کمدی را ترکیب کند و از بازیگرانش هم اجراهای همکارانهٔ خوبی گرفته است؛ آنها در حالی که به ژانر طعنه میزنند، کاملاً در افراطهای آن غوطهور میمانند.
«هفت روانآسیب» فیلمی است سرشار از لذتِ سیاه؛ کمدی جناییِ پیچیدهای با بازیگران ستارهای که همگی در اوجاند. قصه در هم تا میخورد و واقعیتِ پرآشوبِ زندگی تبدیل به موادِ خامِ فیلمنامهٔ مارتی میشود.
زاویهٔ متا در اینجا خوب جواب میدهد: مکدونا با قراردادهای فیلمهای جناییِ خشن بازی میکند و همزمان یکی از آنها را ساخته است؛ همزمان دربارهٔ ژانر نظر میدهد و دقیقاً همان چیزی را تحویل میدهد که ژانر وعده میدهد: دیالوگهای تند، خشونت لذتبخش و شخصیتهای عجیبوغریب. این فیلم مثل تالانتینو است اما از خلال طنز خشک بریتانیایی؛ همهٔ خون و شوخطبعی را دارد اما با فاصلهٔ کنایهآمیز که مانع از آن میشود بیشازحد جدی شود.
بازیها فوقالعادهاند: راکول انرژی دیوانهواری دارد، واکن تهدیدی آرام و در عین حال لطیف ارائه میدهد، هارلسون کاملاً ازخودبیگانه و تماشاگرپسند است و تام ویتس هم طبق انتظار نقشآفرینی میکند. فارل نظمِ آشوب را حفظ میکند و نقشِ تنها آدم عاقلِ در تلاش برای فهمیدن دیوانگی را بازی میکند، در حالی که متوجه میشود خودش هم در خلق آن شریک است.
این فیلم دقیقاً میداند چیست و از هر دقیقهٔ آن لذت میبرد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران