وقتی پای رزاماند پایک وسط باشد فرقی نمیکند در چه ژانری بازی کند؛ من همیشه پای کار میایستم. اجراهای متعهدانه و خیرهکنندهی او هر بار تماشاگر را به صفحه میخکوب میکند، پس انتظار داشتم I Care a Lot هم همان مسیر را طی کند. از تازهترین Radioactive تا یکی از نقشهای مشهورش در Gone Girl و اجراهای بهیادماندنی دیگر، پایک تقریباً هر بار تفسیر ضعیفی...
وقتی پای رزاماند پایک وسط باشد فرقی نمیکند در چه ژانری بازی کند؛ من همیشه پای کار میایستم. اجراهای متعهدانه و خیرهکنندهی او هر بار تماشاگر را به صفحه میخکوب میکند، پس انتظار داشتم I Care a Lot هم همان مسیر را طی کند. از تازهترین Radioactive تا یکی از نقشهای مشهورش در Gone Girl و اجراهای بهیادماندنی دیگر، پایک تقریباً هر بار تفسیر ضعیفی ارائه نمیدهد. این نخستین تجربهی من با فیلمی از جی. بلیکسون بود و با توجه به سطح تولیدی که نتفلیکس فراهم کرده، از اینکه این فیلم تا این حد از آن لذت بردم شگفتزده شدم. بگذارید با نکتهای شروع کنم که به نظرم بیش از همه فیلم را جذاب کرده: فیلمنامهاش.
پایک و دیگر بازیگران اجرای فوقالعادهای دارند، اما فیلمنامهی بلیکسون هم دیوانهوار و هم هوشمندانه است. اگر طرح کلی بهاندازهی کافی روشن نیست، سرمایهداری موضوعی برجسته در طول فیلم است. از مقایسههای واقعی و افسردهکنندهی غنی و فقیر تا رقابت بیرحمانهی «کوسههای» این نظام اقتصادی، I Care a Lot آیینهای از دنیای واقعی ارائه میدهد. پیامهای نهچندان پنهان دربارهی این موضوع عمدتاً از زبان مارلا گریسون بیان میشود؛ قهرمانی که از پذیرفتن نقش شیرزنوار خود ابایی ندارد.
با دانشی زیرکانه از مزایا و معایب سرمایهداری و ترفندهای نیمهقانونیاش، تماشاگر مارلا را در روند جذابش برای تصاحب و بهرهبرداری از یک هدف جدید دنبال میکند—همان کاری که شرکتها و مدیران بسیاری در جهان انجام میدهند بی آنکه عموم متوجه باشند. وقتی مارلا با رقیبی شایسته روبهرو میشود، بلیکسون ریسک میکند و داستان نسبتا واقعگرای خود را کنار میگذارد و نیمهی دومی کاملاً دیوانهوار ارائه میدهد؛ پر از تصمیمات شخصیتی و روایی عجیب و غریب که اگر هدفش نشان دادن جاهطلبی مضحک و جنایی سرمایهداران ردهبالا نبود، مسئلهساز میشد.
نمیتوانم انکار کنم که گهگاه فیلم بیش از حد دیوانهوار و غیرمنطقی میشود، اما با در نظر گرفتن زمینه و هدف بلیکسون، این رویکرد را تا حد زیادی موفق میدانم. ارزش سرگرمی افت نمیکند، بلکه به نقطهای میرسد که بخشی از جنونش را میپسندم. پردهی سوم با تنش و تعلیق زیاد، پیشآمدهای تا حدی غیرمنتظره و پایانی شوکهکننده اما کاملاً متناسب همراه است که اغلب بینندگان را به این نتیجه میرساند: «کارما بیرحم است، مگه نه؟» فیلم داستان روشنگری دربارهی قیمهایی است که در عمل از تحتحمایهشان سوءاستفاده میکنند. بلیکسون تماشاگر را بهخوبی با قدرت بوروکراسی، مصالحههای اخلاقی افراد جاهطلب و این حقیقت که سود برای برخی یعنی از دست رفتن آزادی برای دیگران، آشنا میکند.
موسیقی مارک کنهام از نظر فنی برجسته است؛ یک ساندترک الکترونیک که معمولاً چندان در خور ستایش من نیست اما در لحظات مناسب، قطعات درست را پخش میکند. فقط از طریق موسیقی میتوان اهمیت برخی صحنهها را حس کرد و این دستاورد بزرگی است. فیلمبرداری داگ امت هم چند نما و نورپردازی زیبا دارد. اما باید به اجراهای فوقالعادهی بازیگران هم اشاره کنم. اجرای پایک در این فیلم درخشان است—در زمان نوشتن این نقد برای او نامزدی گلدن گلوب هم ثبت شده—پس لازم نیست بیش از این تمجیدش کنم.
بازیگران دیگر هم شایستهی ستایشاند. پیتر دینکلیج یکی از اجراهای موردعلاقهام در کارنامهاش را ارائه میدهد؛ تفسیرش از یک گانگستر خطرناک، کمی اغراقآمیز اما جذاب است. آیزا گونزالز در نقش فران، معشوقهی مارلا، خوب ظاهر میشود و شیمی او با پایک در اوج است. لحظات احساسی پراکنده اما اثرگذارشان بسیار قابلاعتناست. دیان ویست در نقش جنیفر پیترسون، زنی که آنقدرها معصوم نیست، بسیار تأثیرگذار است و در نهایت کریس مسینا هم بهعنوان وکیلی جلب توجه میکند.
I Care a Lot یکی از بهترین آثار نتفلیکس در سالِ جاری است. با طرحی جذاب، بلیکسون ایدهاش را در فیلمنامهای روشنگر توسعه میدهد که به رابطهی گاهی حریصانه و زیرکانهی قیم و تحتحمایه در زندگی واقعی میپردازد. سرشار از تمثیلهای هوشمندانه دربارهی سرمایهداری واقعی، فیلم پیامهای مؤثری دربارهی قدرت اختیار، جاهطلبی افراطی و مصالحههای اخلاقی برای کسب ثروت و موفقیت، حتی به قیمت از دست رفتن آزادی دیگران، منتقل میکند. رزاماند پایک هدایت بینقص فیلم را بر عهده دارد: نمایشی که از زاویهای واقعگرایانه دربارهی روند تصاحب و سودجویی از «قربانی» آغاز میشود و سپس به نیمهی دومی کاملاً دیوانهوار با پیامدهای نامتعارف تبدیل میگردد. این تحول احمقانه گاهی بیش از حد غیرمنطقی میشود، اما هدفِ نشان دادن رفتار بیرحمانه و غیراخلاقی سرمایهداران در رقابت بهخوبی محقق شده است. اجراهای برجسته و یک موسیقی الکترونیک مؤثر فیلم را بهتر میکنند. بهشدت توصیه میکنم.
امتیاز: A-
---
آیا چنین چیزی واقعاً ممکن است؟ مارلا گریسون (رزاماند پایک) موجودی بسیار حیلهگر و دستکاریکننده است که از آدمهایی در تنگنا سوءاستفاده میکند—واقعی یا غیرواقعی—تا آنها را به مراکز مراقبتی منتقل کند، با دارو آنها را بیحس کند و در عین حال اموالشان را مصادره و تصاحب کند. شبکهای از همدستان هوشمند شکل میگیرد که بر نظام قضاییای تکیه دارد که به نظرات حرفهای پزشکان، مدیران مراکز مراقبتی و طبعاً این زن نفرتانگیز احترام میگذارد. او و دوستدخترش فران (آیزا گونزالز) روی نشانهی جدیدشان—جنیفر (دیان ویست)—کار میکنند و همهچیز طبق طرح پیش میرود تا اینکه درمییابیم آن زن آنقدرها که فکر میکردند نیست و منافع قدرتمندی برای آزادشدن او و بازگرداندن اموالش وارد ماجرا شدهاند.
پیتر دینکلیج نقشی را ایفا میکند که نوعی تهدید کمدی به همراه دارد—صحنهای سرگرمکننده هست که در آن صورتش را از دوربین بانک میپوشاند، انگار میخواهد هویت خود را در جمعی از مردان همقد پنهان کند—اما او مصمم است زن را آزاد کند و مردی با منابع قابلتوجه است. گریسون مقابله میکند و آنچه تا آن زمان داستانی نسبتاً جالب بود، خیلی زود به حیطهی مضحکات میلغزد. شخصیت او زیرک و باهوش است، اما همانطور که اغلب در این قبیل فیلمها رخ میدهد، بهسرعت مهارتهای یک نینجای آموزشدیده را به دست میآورد در حالی که گانگستر ترسویی که قرار بود تهدیدآمیز باشد، در پایان کماهمیت به نظر میرسد. انگار کسی چهل دقیقهی اول را نوشته، رفته چای بخورد و کودک پنجسالهاش بقیه را تمام کرده باشد. در نهایت، پایان آن نتیجهای که میخواستم را برایم به ارمغان آورد—چرخشی غیرمنتظره—و پایک در ابتدای فیلم بسیار خوب است؛ این زن بیرحم را ماهرانه تصویر میکند و باعث برانگیختهشدن احساسات میشود؛ فقط افسوس که همهچیز آنقدر سریع و کامل از هم پاشید.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران