چند راهبه سعى دارند سرپرستى مدرسه و بیمارستانى را در هیمالایا به عهده بگیرند . « خواهر كلوداگ » ( كار ) و « خواهر روت » ( بایرون ) سركردهى آنان هستند و « آقاى دین » (فارا ) ، مأمور بدخواه انگلیسى ، مخالف و مایهى ترس و نگرانى آنان است...
چند راهبه سعى دارند سرپرستى مدرسه و بیمارستانى را در هیمالایا به عهده بگیرند . « خواهر كلوداگ » ( كار ) و « خواهر روت » ( بایرون ) سركردهى آنان هستند و « آقاى دین » (فارا ) ، مأمور بدخواه انگلیسى ، مخالف و مایهى ترس و نگرانى آنان است...
برندهٔ ۲ جایزهٔ اسکار — مجموعاً ۶ جایزه و ۱ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان1017
آیا فکر میکنید خوب است بگذاریم او احساس مهم بودن کند؟
«نرگس سیاه» به کارگردانی مایکل پاول و اَمِریک پرسبورگر ساخته شده است؛ فیلمنامه از رمان همنام رومِر گادن اقتباس شده و در آن دبرا کر، سابو، ژان سیمونز، دیوید فارّار، فلورا رابسن و کاتلین بایرون بازی میکنند. موسیقی فیلم را برایان ایسدِیل ساخته و فیلمبرداری بر عهدهٔ جک کاردیف بوده است.
گروهی از راهبهها برای برپایی...
آیا فکر میکنید خوب است بگذاریم او احساس مهم بودن کند؟
«نرگس سیاه» به کارگردانی مایکل پاول و اَمِریک پرسبورگر ساخته شده است؛ فیلمنامه از رمان همنام رومِر گادن اقتباس شده و در آن دبرا کر، سابو، ژان سیمونز، دیوید فارّار، فلورا رابسن و کاتلین بایرون بازی میکنند. موسیقی فیلم را برایان ایسدِیل ساخته و فیلمبرداری بر عهدهٔ جک کاردیف بوده است.
گروهی از راهبهها برای برپایی یک مدرسه و بیمارستان به قصر متروکهٔ مپو در هیمالیا میروند. وقتی آنها در ارتفاعات مستقر میشوند، بعضی از راهبهها تحت جذابیت جو و احساسات مکان قرار میگیرند؛ چیزی که مشکلآفرین میشود چون شیاطین درونی آرامآرام سر برمیآورند.
نمیخواهم نقد مفصل و تکراری بنویسم؛ دربارهٔ این فیلم طی سالها مطالعات مفصل زیادی منتشر شده و من با تقریباً۹۹٪ِ آنچه دربارهٔ فیلم گفتهاند موافقم. واقعاً آیا حرف جدیدی میتوان دربارهٔ فیلم زد؟ به نظرم نه.
«نرگس سیاه» بیش از هر چیز تجربهای است؛ نوعی مدح برای سینمای معنوی و نمادی از شکوه بصری. برخی آن را شاهکار میدانند و برخی معتقدند اندکی از مرتبهٔ شاهکار بودن کم دارد، اما اکثریت علاقهمندان سینما توافق دارند که این فیلم ساختهایست با مهارت بصری و فنی قابل توجه.
از نظر منفی — اگرچه در کلیت امر جزئیست — داستان نسبتاً باریک است و دو شخصیت راهبهٔ محور فیلم بیش از حد سینمایی و آراسته نشان داده شدهاند؛ منظورم توهین به راهبههای واقعی نیست، اما تصویر ارائهشده از کر و بایرون در فیلم چندان واقعگرایانه نیست. بهوضوح میتوان دید که این فیلم حاصل همکاریِ یک فیلمساز بصریگرا و یک قصهگوست که در آن دیدگاه بصری (پاول) غالب شده و به همین خاطر فیلم برای دوستداران سینما غنىتر شده است.
با بازی قدرتمند بازیگران، نقاشیهای مات و تکنیک رنگآمیزی (تکنیکالور) چنان زیبا که بیننده را مسحور میکند، و تعلیقی حسی که سراسر فیلم را فرا گرفته، «نرگس سیاه» نشانهای مهم در سینمای بریتانیا است که کارِ این دو کارگردان را سزاوار تمجید میسازد. (امتیاز: 9/10)
از همان ابتدا، فیلمبرداری درخشان جک کاردیف صحنهای کامل برای این داستان خوشهدایت فراهم میکند: داستان خواهر کلوداگ (دبرا کر) که به گوشهای دورافتاده در شمال هند فرستاده میشود تا در قصر سرد و بادخیز قدیمی مدرسه و بیمارستانی برپا کند. او همراه با گروهی کنجکاو از راهبهها — فلورا رابسن، جنی لِرد، جودیت فورس و کاتلین بایرون — باید با عناصر طبیعت و شیاطین درونی خود مبارزه کند؛ حضوری مرموز چون دیوید فارّار هم وضع را پیچیدهتر میکند و بهترین و بدترینِ کر و مخصوصاً بایرونِ درجهیک را بیرون میکشد؛ شخصیتی که مرز باریکی میان سلامت روان و ناامیدیای نزدیک به جنون میپیماید. فیلم به مسائل دوران پس از استعمار هند، فقر، سوءتغذیه، بیسوادی و مواجهه با مسیحیت در میان مردمان مختلف میپردازد و ایمان هر یک از زنان را به طرقی متفاوت و قوی میآزماید. اجرای مِی هالاتت در نقش سرایدار کمابیش دیوانهای که او را «عمه» میخوانند، فوقالعاده است — رفتارش آمیختهای از خشونت و حکمت است. دیالوگها هوشمندانهاند؛ در دل شدت موقعیتها طنزی هم یافت میشود و فیلم جذابیتی دارد که بیننده را واقعاً در زندگی این شخصیتهای ناتمام و خطاپذیر سرمایهگذاری میکند. برای بعضی، قصر شبیه شانگری-لاست؛ برای دیگران تنها زندانی با منظری باشکوه است.
میان زمینی و آسمانی، در جنوب هیمالیا
گروهی از راهبههای نیکنیّت تلاش میکنند در فراسوی دارجلینگ در شمال شرق هند، در قصر مخروبهای بر بلندی که زمانی حرمسرا بوده، صومعهای بنا کنند. دبرا کر نقش خواهر ارشد را بازی میکند و دیوید فارّار به عنوان نمایندهٔ شاهزادهٔ محلی ظاهر میشود.
مأخذ فیلم رمان سال ۱۹۳۹ است و نسخهٔ سینمایی ۱۹۴۷، در ژانر درام روانشناختی جای میگیرد و از فضای شگفتانگیز شمال هند بهره میبرد. با اینکه فیلم در بریتانیا تهیه شده، چشماندازها توهمی ماهرانهاند که در استودیو با شیشهنگاریها و ماکتهای آویزان خلق شدهاند. پسزمینهها عکسهای سیاهوسفیدی هستند که بزرگ شده و بخش هنری آنها را با گچپاستل به رنگهای نفسگیر آراسته است.
در بازهٔ فلشبکها زیباییِ کر درخشان است، اما در پردهٔ آخر کسی که میدرخشد کاتلین بایرون است؛ او چشمگیر است. ژان سیمونز هم در نقش دختری محلی که نظر «ژنرال» (سابو) را جلب میکند، دلرباست — او هنگام فیلمبرداری تنها ۱۷ سال داشت. از سوی دیگر، فارّار خوب از عهدهٔ نقش یک مرد زمخت و مَردانه برمیآید.
سِتها، پسزمینهها و بازیگران لذت بصری فراوانی فراهم میآورند، و با این حال زیرمتنهای مرتبط با شرایط انسانی در جهانی سقوطکرده به همان اندازه جذاباند. همهٔ ما باید میان جسمانی و مقدس تعادل برقرار کنیم و در هر لحظه جای خود را انتخاب کنیم. جای تعجب نیست که کلوداگ (کر) و روت (بایرون) زیر روپوشهایشان هر دو مو قرمز و تا حدودی شبیهاند و در رقابتی نانوشته با جنبهٔ جسمانی خود که توسط شخصی بهخصوص تحریک میشود قرار دارند.
«نرگس سیاه» با حکمت راهِ کمسر و صدا را انتخاب میکند: ما میدانیم زیر سطح چه میگذرد، اما همهچیز را صراحتاً بیان نمیکند. فیلمهای کممایهتر برای «شگفتزدهکردن» بیننده به سکانسهای جنسی آشکار نیاز دارند، در حالی که این فیلم به حرکات ساده اما تأثیرگذاری مثل درآمیختن دستها بسنده میکند.
مدت فیلم ۱ ساعت و ۴۱ دقیقه است و بخشهایی در استودیوهای پاینوود و مناطقی جنوب لندن و در شهرستان گالوی ایرلند فیلمبرداری شدهاند.
(نمرهٔ یکی از نقدها: B+/A-)
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران