جدیدترین ساخته کارگردانِ فیلم Get Out، درباره خانوادهای است که تصمیم دارند بههمراه دوستانشان به یک خانه ساحلی برای استراحت و تعطیلات بروند، اما زمانی که شب فرا میرسد و اشخاصی غیر منتظره وارد این مکان میشوند، آرامش جای خود را به هرج و مرج میدهد…
جدیدترین ساخته کارگردانِ فیلم Get Out، درباره خانوادهای است که تصمیم دارند بههمراه دوستانشان به یک خانه ساحلی برای استراحت و تعطیلات بروند، اما زمانی که شب فرا میرسد و اشخاصی غیر منتظره وارد این مکان میشوند، آرامش جای خود را به هرج و مرج میدهد…
جردن پیل یکی از بهترین کارگردانان دنیاست؛ با تنها دو فیلم ثابت کرده که شگفتانگیز است. (۹۶٪)
جردن پیل با فیلم «Us» دوباره نشان میدهد که استعدادش غیرقابلانکار است و چند سالی ما را در بهت و سردرگمی نگه خواهد داشت. اگرچه بهنظر من «Get Out» ساختار منسجمتری داشت، اما تا این لحظه «Us» بهترین فیلم سال است و بعید میدانم تا پایان سال از فهرست...
جردن پیل یکی از بهترین کارگردانان دنیاست؛ با تنها دو فیلم ثابت کرده که شگفتانگیز است. (۹۶٪)
جردن پیل با فیلم «Us» دوباره نشان میدهد که استعدادش غیرقابلانکار است و چند سالی ما را در بهت و سردرگمی نگه خواهد داشت. اگرچه بهنظر من «Get Out» ساختار منسجمتری داشت، اما تا این لحظه «Us» بهترین فیلم سال است و بعید میدانم تا پایان سال از فهرست برترینهایم حذف شود.
بهترین فیلمها آنهاییاند که بازگشت ۴۵ دقیقهای با ماشین از سینما را مانند یک چشمبرهمزدن میکنند. بعد از تماشای «Us»، ساعتها با همراه فیلم درگیر بحث و بررسی بودیم. حالا درک نسبتاً خوبی از داستان و تحول شخصیتیِ آدلِید و پیچیدگیهای فیلم دارم؛ پایانی که قطعاً شما را گیج و مبهوت میکند. با این حال میخواهم فیلم را بار دوم هم ببینم تا مطمئن شوم نظریهام با جزئیات ریز هماهنگ است.
فیلمنامه پیل تفکربرانگیز و پرتنش است، با پرورش شخصیتهای درخشان و صحنههای اکشن surprisingly خوب فیلمبرداریشده. او ظاهراً همهچیز را کارآمد بلد است. صحنههای تعقیب نفسگیر و مبارزات خونین و عالیاند. بیشتر اتفاقات در شب رخ میدهد که نشان میدهد کارگردان میداند چه میکند تا تماشاگر بتواند جریان را دنبال کند؛ من هیچگاه در طول سکانسهای اکشن جای خود را گم نکردم.
خیلیها پیل را «اسپیلبرگ بعدی» یا «هیچکاک جدید» مینامند؛ من او را اولین جردن پیل مینامم. نماهای نزدیک و معروف او روی چهره بازیگران، چیزهای زیادی درباره شخصیتها نشان میدهد و به بازیگران فرصت میدهد گستره عاطفیشان را نمایش دهند—که لوپیتا نیونگو در این زمینه فوقالعاده است.
لوپیتا در دو نقش کاملاً متفاوت فوقالعاده است: بهعنوان مادر اصلی مهربان و دوستداشتنی، و بهعنوان همشکلش ترسناک و تهدیدآمیز. تفاوتهای فیزیکی و روانشناختی این دو نقش برای او هیچ مشکلی ایجاد نکرده و بهطرز بینقص و بیزحمتی روایت را بر دوش میکشد. قطعاً شایسته تمام تحسینها و جوایز است.
با این حال بازیگران دیگر هم کمک بزرگی کردهاند. وینستون دوک (گِیب) منبع عمده کمدی است و تعادل لحن فیلم را حفظ میکند. بازیگران جوان هم خوباند؛ مخصوصاً شاهادی رایت جوزف که میتواند ستاره آینده باشد.
از منظر فنی، پیل در تقریباً همهچیز موفق است: توانایی فیلمبرداری صحنههای تاریک، فیلمنامهٔ هوشمندانه، موسیقی که همراه روایت تغییر لحن میدهد و تدوین بینقص که برخی اشکالات روایی را میپوشاند. تنها نقدم این است که در پایان، توضیحات فیلم کمی سریع و مونولوگی ارائه میشود که ممکن است برای بعضی تماشاگران خوشایند نباشد—من شخصاً دوست داشتم بلاتکلیفی حفظ شود، اما نیاز به توضیح را هم میفهمم.
نکتهٔ دیگر، خانوادهای است که نقششان عمدتاً به الیزابت ماس و تیم هایدکر سپرده شده؛ بهنظرم میشد ازشان بهتر استفاده کرد یا اصلاً حضورشان کمتر باشد. این میانهحالی بین دو حالت کمی آزاردهنده است چون بازیگران برجستهای مثل ماس تا حدی کنار گذاشته شدهاند.
فکر میکنم مخاطبان ممکن است «Get Out» را بیشتر دوست داشته باشند، چون داستان آن راحتتر دنبال و درک میشود و پایان قاطعی دارد. «Us» فیلم ترسناکی با شمایل ژانر وحشت است اما بیشتر به یک اثر هولناک و متفکر میماند تا صرفاً یک فیلم پریدن از صندلی. توصیه ساده و بدون اسپویل من: به رفتار پسرک و واکنشهایش به آنچه میبیند دقت کنید.
هدایتشده توسط اجراهای درخشان و کارگردانی حسابشده، «Us» سؤالهای بیشتری از آنچه پاسخ میدهد مطرح میکند و ابزارهای لازم را در اختیار تماشاگر میگذارد تا خود به حل هر معمایی بپردازد؛ این ویژگی باعث شده فیلم به یک شاهکار غیرمعمول در ژانر وحشت بدل شود.
مرور کوتاه بدون اسپویل: نقد فیلم سخت است؛ احساسات من در حین تماشا بالا و پایین شد. لحظاتی هست که چنان اسیر یک سکانس شدم که فکر میکردم سالی فیلمی برتر از آن نخواهد آمد، اما در نهایت بعد از پایان فیلم فقط گفتم «خوب بود». قطعاً دیدن، بازدیدن و تحلیل فیلم ارزش دارد—زیرا چیزهای زیادی برای کشف در آن هست. امتیاز نهایی: ★★★ — من دوستش داشتم و پیشنهاد میکنم ببینید.
یک تریلر اجتماعی-سیاسی مؤثر که به مسایل طبقاتی و امتیازبندی میپردازد
در سکانس افتتاحیه که در سال ۱۹۸۶ میگذرد، دختری وارد سالن آینه میشود که روی تابلو جلوی در نوشته «خودت را پیدا کن» و تصویری از یک بومی آمریکایی با عنوان «Shaman Vision Quest» قرار دارد. بعدها در زمان حال همان سالن را میبینیم اما تصویر بومی با جادوگر و عنوانی شبیه «Merlin’s Enchanted Forest» جایگزین شده است. این تغییر نمادین، تلاش سطحی و بیمعنایی است برای مواجهه با خشونت تاریخی ایالات متحده—گویی مشکل را با تغییر نام پاک میکنیم. این نماد مستقیماً به یکی از تمهای برجسته فیلم اشاره دارد: آمریکاَ/«ما» کشوری ساختهشده بر پایه خشونت، نژادپرستی و سرکوب است؛ تا زمانی که این مسائل زیر فرش پنهان شوند، مردم خیال میکنند نیازی به نگرانی نیست. پیل میخواهد مردم درباره این مسائل حرف بزنند.
داستان با یک حادثه در ۱۹۸۶ آغاز میشود: خانواده توماس به اسکله سانتا کروز میروند. آدلاید کوچک وارد سالن آینه میشود و با چیزی روبهرو میشود که او را عمیقاً تحت تأثیر قرار میدهد و سالها به سکوت میکشد. در زمان حال، آدلاید بزرگشده بههمراه همسر و دو فرزندش به همان محل بازمیگردد. خانوادهای طبقه متوسط که نسبت به همسایههای ثروتمندترشان (وضعیتی که باعث حسادت گِیب میشود) ناخوشایندند. شبانه، چهار نفر ominously در drive way ظاهر میشوند—اینها همان «دوگانگان» همشکل خانواده ویلسوناند و مقاصد دوستانهای ندارند.
دوگانگان که در فیلم به «Tethered» شناخته میشوند، گروهی زیرزمینیاند که از نظر روحی با آدمهای روی سطح مرتبطند. ایدهٔ آنها برگرفته است از افسانههای شهری درباره «مردمانِ موّه» و تا حدودی از تضاد مورلوکها و الوئیها در «ماشین زمان» اِچ.جی. ولز. پیل با استفاده از این تم، به بررسی شکافهای اقتصادی و اجتماعی میپردازد: ویلسونها نماینده خانواده متوسط راحت و تحصیلکردهاند و تِذِردها نماینده طبقه زیرِ سطح که از فرصتها محروماند، با همان احساسات و ظرفیتهای انسانی. فیلم این نکته را القا میکند که تفاوت اصلی سرنوشت تولد است، نه برتری ذاتی.
این معنا که تِذِردها بهخاطر شرایطی که به آنها تحمیل شده، خشمگین و تلخاند، فیلم را به یک تمثیل واضح درباره تقسیم طبقاتی بدل میکند. در پایان قدرتمند فیلم نیز نشان داده میشود که تِذِردها به چیزی دست یافتهاند که ساکنان سطح قبلاً تلاش کرده و شکست خوردهاند—آخرین نما نکتهٔ مهمی را منتقل میکند.
پیل با جزئیات زیادی کار کرده: ارجاعات متعدد به اعداد ۱۱ و آیات مرتبط، استفاده حسابشده از قاببندیها و انتخابهای تصویری که همه به تم تقارن و آینهگی اشاره دارند. از نظر بصری «Us» حتی موفقتر از «Get Out» است؛ نورپردازی و عکسبرداری اولیه، ما را نزدیک به ذهنیت آدلاید کوچک میبرد و صحنههایی مانند برخورد یکی از تِذِردها با آتش واقعاً استادانه و دردآور فیلمبرداری شدهاند. موسیقی مایکل ایبلز و استفاده دقیق از ابزارهایی مانند اسپلِت دیوپتر، در خدمت مضمون قرار گرفتهاند.
از نظر بازیگری، هیچ نقطهضعفی دیده نمیشود؛ اما بازی لوپیتا بهعنوان آدلاید و رِد شایان توجه ویژه است—تفاوتهای کامل بین این دو نقش در قامت، حالت چهره، حرکت و واکنشها بهطرز درخشانی منتقل شدهاند. وینستون دوک در نقش گِیب یک پدر بامزه و دستوپاچلفتی را نشان میدهد و نسخهٔ دوگانگیاش یک هیولاست.
نقدها: برخی مشکلات عملی دربارهٔ تِذِردها وجود دارد که هرگز پاسخ داده نمیشوند و گاهی پیل به ماهیتی موعظهوار میرسد. بزرگترین ایرادم این است که تِذِردها معمولاً بدون تردید و با کارآمدی افراد را میکشند، اما بارها فرصتهای قتل ویلسونها را از دست میدهند که ناسازگاری آزاردهندهای ایجاد میکند و در بخشهایی تنش را کاهش میدهد. همچنین پیچش نهایی آنطور که باید در روایت جا نیفتاده و بهنظر میرسد پیچش صرف برای پیچش باشد.
با وجود این ایرادات کوچک، «Us» فیلمی چشمگیر است که در بسیاری جهات از «Get Out» فراتر میرود و بیانیه هنری کاملتری ارائه میدهد. فیلم آینهای ترکخورده مقابل جامعه میگیرد و زشتیها و تعصباتش را نشان میدهد. تِذِردها هیولا نیستند ذاتی؛ آنها مجبور شدهاند هیولا شوند چون سیستمی آنها را زندانی کرده و از مشارکت در جامعه محروم نگه داشته است. بصری موفق و مضامینی پیچیده—پیل دوباره به سراغ نوعی سرکوب اجتماعی میرود که هیچکس دوست ندارد به آن اعتراف کند، اما اینبار دامنهٔ نگاهش از موضوع نژاد فراتر رفته و نشان میدهد ستم میتواند از مرزهای نژادی عبور کند. وحشت واقعی در رفتار غیرانسانی انسانها نسبت به هم نهفته است، نه در هیولاها یا پریدن ناگهانی از صندلی.
فیلم خیلی جذاب و مرموز شروع میشود و ابتدا فکر میکنید با ماجرایی فراطبیعی روبرو هستید، اما متأسفانه در ادامه به سمت چیز دیگری میرود و در نهایت به نظرم فیلمی متوسط میشود.
آشفتگی، فقدان منطق و انسجام درونی، تصمیمات روایی عجیب و بیمعنی و پایانی کمرضایتبخش—اینها ضعفهای فیلماند؛ و با این حال اثری است سرگرمکننده، جذاب و لذتبخش بهشکل عجیبی. پیل میخواهد ما را از در عبور دهد اما انگار فراموش کرده در را باز کند و ما با شدت وارد میشویم—نتیجه را میگیریم اما نه بدون درد. اگر بتوانید ناهماهنگیهای منطقی را نادیده بگیرید، از فیلم لذت خواهید برد؛ در غیر این صورت شاید بهتر باشد از دیدنش صرفنظر کنید.
نکتهٔ کمتر مورد انتظار: در مقایسه با «Get Out» فیلم آشکارا نژادپرستی را کمتر مطرح میکند، بنابراین تماشا کمتر ناراحتکننده است، اما باز هم ردِ آن هست و بخشهایی از فیلم از پیش خیلی چیزها را لو میدهد؛ اگر به جزئیات توجه کنید، برخی پیچشها زود قابل پیشبینیاند و قبل از شروع اکشن، مادر با سخنی به نوعی تأیید میکند که شما درست حدس زدهاید.
خلاصهای سبک: خانوادهای معمولی در تعطیلات با دوگانگانِ بهظاهر آدمکش و بیرحم خود روبهرو میشوند. من این فیلم را دوست داشتم—ترسناک نیست، بلکه در نوعی معنا perversely خندهدار است. حرکات آکروباتیک بچهها و اندامهایی که به شکلی غیرطبیعی خم و شکست میخورند یادآور یک نمایش عجیب است. اثر زیادی تازه یا بدیع ندارد اما سرگرمکننده است و تقریباً دو ساعت فرارِ لذتبخش از واقعیت فراهم میآورد. بله، پایان فیلم نسبتاً بد است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران