میفهمم چرا این فیلم استقبال گسترده و مثبتی نیافت، هرچند از حادثهای واقعاً بیرحم برگرفته شده بود. بعضی تماشاگران فقط به ارزش تجاری توجه میکنند و فراموش میکنند؛ گویا زندگیشان نسبت به جامعه بیتفاوت و بیاهمیت است. دلیل دیگر این است که در اجرا، کارگردانی یا جنبههای فنی مشکلی نیست، اما خودِ داستان برای تبدیل شدن به فیلم مناسب نیست؛ باید مستند میبود.
اتفاقاً این فیلم...
میفهمم چرا این فیلم استقبال گسترده و مثبتی نیافت، هرچند از حادثهای واقعاً بیرحم برگرفته شده بود. بعضی تماشاگران فقط به ارزش تجاری توجه میکنند و فراموش میکنند؛ گویا زندگیشان نسبت به جامعه بیتفاوت و بیاهمیت است. دلیل دیگر این است که در اجرا، کارگردانی یا جنبههای فنی مشکلی نیست، اما خودِ داستان برای تبدیل شدن به فیلم مناسب نیست؛ باید مستند میبود.
اتفاقاً این فیلم شباهتهایی با فیلم کرهای ۲۰۱۱ «بچهها…» داشت که آن هم بر پایه یک اتفاق واقعی درباره گمشدن کودکان ساخته شده بود. هر دو ماجرا در اوایل دههٔ ۹۰ رخ دادهاند. این فیلم سینمایی بیشتر شبیه محتوایی است که مناسب پخش تلویزیونی است تا پردهٔ سینما. از این داستان، یک سهگانه مستند الهام گرفته شد که هدفش آشکارساختن حقیقت بود و از نظر بینندهها و نقدها بازتاب خوبی داشت. و فراموش نکنیم کتابهایی که نوشته شدهاند.
«پسرم هشت ساله است. با چراغ خواب میخوابد؛ از خانه فرار نکرده است.»
یک فیلم باید (۱) داستانی برای آغاز داشته باشد، (۲) شخصیتهایی که در طول داستان رشد کنند و (۳) در نهایت نتیجهای—چه با پیچش باشد چه بدون آن، چه خوشایند یا غمانگیز. مشکل این فیلم چیست؟ فقدان توسعه در دو مورد اول: داستان و شخصیتها. فیلم در طول زمان هیچچیز جدیدی ارائه نمیدهد در حالی که بیننده انتظار ظهور نشانهای از تحولی را دارد. واقعیت این است که هیچکس دقیقاً نمیداند چه اتفاقی افتاده؛ کسانی هم که میدانند بهخاطر درگیر بودن سکوت کردهاند. من نمیتوانم حکم قطعی بدهم، اما برای کسانی که با این پرونده آشنا نیستند، فیلم اطلاعاتی مفید ارائه میدهد. شخصیتها متمرکز نیستند؛ بیشترین دیدگاه در روایت به نقش کالین فرث تعلق دارد که بیشتر ظاهر میشود تا عمل؛ انگار حضور دارد اما وارد عمل نیست. برای ارزیابی این فیلم دو راه دارید: از منظر خودِ داستانِ واقعی و بیرحم، یا از منظر یک فیلم که بهعنوان فیلم ناامیدکننده است. شخصاً از اینکه با این محصول باخبر شدم و درباره پرونده «West Memphis Three» آموختم، راضیام. امیدوارم نسخهٔ سینمایی جدید بهتر بتواند این داستان را منتقل کند.
من پیش از دیدن فیلم از این ماجرا بیاطلاع بودم، پس در قضاوت دربارهٔ واقعیتها سختگیرانه رفتار نمیکنم. مخصوصاً از آغاز فیلم، درست قبل از ناپدید شدن پسران، خوشم آمد و ریس ویترسپون نقش مادری داغدیده را بسیار خوب بازی کرد. او بخش بزرگی از دلیل لذت من از فیلم بود. ممکن است برخی بگویند آنقدرها که او زمان صفحه داشت، نباید میداشت، اما همین حضور بیشتر همدلی من را با او برای مطالبهٔ عدالت لازم افزایش داد. آن لحظهٔ که او موهایش را میکشد واقعاً تأثیرگذار بود. از تگهای پایانی معلوم میشود که ماجرا بسیار فراتر از آن چیزی است که در فیلم دیدیم. کالین فرث برای من نقش قابلتوجهی نداشت؛ کاش دلایل و انگیزههای بیشتری برای او میدیدم و بهتر شخصیتش را میفهمیدم؛ او بیشتر شبیه ناظری بود تا نقش فعال. همانطور که دربارهٔ سه مظنون هم همین موضوع صادق است؛ آنها آنقدر که انتظار داشتم زمان صفحه نگرفتند. ابتدا بهنظر میرسید پلیس افراد درست را یافته باشد، مخصوصاً با اعتراف یکی از آنها، اما فیلم کمکم انتقاداتی به پلیس وارد میکند: آنها دیگران را بررسی نکردند، همهٔ ادله را ثبت نکردند و برخی مدارک را «گمشده» اعلام کردند. آیا تقصیر تنبلی بود یا ناتوانی؟ فیلم بهطور کامل پلیس را محکوم نمیکند، اما نکاتی انتقادی مطرح میکند. با وجود مشکلاتی که دیدم، فیلم در لحظاتی دلهرهآور بود و تصویربرداریاش خوب است. ریتم فیلم نسبتاً کند است، اما بخشهای دادگاه برایم خستهکننده نبودند.
۶/۱۰
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران