امتیاز: B-
فیلم Causeway نمایشهای ظریف و دقیقی از جنیفر لارنس و برایان تایری هنری دارد — شیمیِ عالی بین بازیگران — که عملاً فیلم را روی دوش خود حمل میکنند.
کارگردان لیلا نیوگباور چیز تازهای به زیرژانر «بازگشت سرباز/جانباز به خانه» اضافه نمیکند، اما میداند چگونه نورافکن را به بازیگران بسپارد و بهترین تصمیمها را برای درخشش آنها بگیرد. فرمولایی و قابل پیشبینی است اما برای...
امتیاز: B-
فیلم Causeway نمایشهای ظریف و دقیقی از جنیفر لارنس و برایان تایری هنری دارد — شیمیِ عالی بین بازیگران — که عملاً فیلم را روی دوش خود حمل میکنند.
کارگردان لیلا نیوگباور چیز تازهای به زیرژانر «بازگشت سرباز/جانباز به خانه» اضافه نمیکند، اما میداند چگونه نورافکن را به بازیگران بسپارد و بهترین تصمیمها را برای درخشش آنها بگیرد. فرمولایی و قابل پیشبینی است اما برای طرفداران این نوع قصهها بهاندازه کافی جذاب است.
در سکانس آغازین، «لینزی» (جنیفر لارنس) سرِ کار است که کامیونش خراب میشود. از مکانیک «جیمز» (برایان تایری هنری) کمک میگیرد و ظاهراً از دادن شمارهاش خودداری میکند و ادعا میکند شماره را به یاد نمیآورد. در ادامه متوجه میشویم این زن از جنگ افغانستان بازگشته و آسیب جدی به مغزش وارد شده است. با کمک جیمز و پزشکش «دکتر لوکاس» (استیفن مککینلی هندرسون) تلاش میکند تا زندگیاش را تا حدی آراسته و معنیدار کند.
فیلم از این نظر جالب است که دیدگاه بازگشت یک زن از میدان جنگ را بررسی میکند؛ پیشفرضها و فرضیاتی مطرح میشود که احتمالاً درباره همتایان مردش مطرح نمیشد و نوگباور کوشیده نشان دهد جامعه آمریکایی چگونه با این تمایزها روبهرو میشود. لارنس اجرای موفق و ظریفی ارائه میدهد که گاهی بسیار تأثرانگیز است، مخصوصاً هر چه ما و جیمز بیشتر با شخصیتش آشنا میشویم و او آرامآرام از پوستهِ شرم، خجالت و بیاعتمادی بیرون میآید.
با این حال، ریتم اثر ضعیف است. با وجود اینکه فیلم تنها نود دقیقه است، احساس کردم برخی نکات بارها تکرار میشوند و گفتوگوها واقعاً کمک قابلتوجهی به بازیگران یا مخاطب نمیکنند. بار زیادی روی حدسها و منطق مخاطب گذاشته میشود؛ ما ناچاریم برداشتها و همدردیهای خود را روی شخصیت منتقل کنیم و از آنجا که همیشه امکان همذاتپنداری کامل فراهم نیست، در نهایت درام کمی خشک و بیروح به نظر میرسد. مانند بسیاری از فیلمهایی که تلاش بازگشت سربازان به زندگی عادی را نشان میدهند، پیام عمیقی دارد، اما از منظر سینمایی، نماهای بستهٔ طولانی زیاد، موسیقی متن ضعیف و کمخیال و در کل چیزی قابلتأمل چندانی ارائه نمیکند.
از سوی دیگر، کارگردان در نخستین ساختهٔ بلندش موضوع تروما را با دستِ حساس و ماهری میکاود. این فیلم مستقل و صمیمی روایتی از درد، درمان و دوستی است که در نهایت به درامی بسیار مؤثر و انسانی ختم میشود.
در جریان مأموریت در افغانستان، لینزی در کناری از یک کاروان هدف حمله قرار میگیرد و وسیلهٔ انفجاری به آنها اصابت میکند؛ او آسیبهای جدی بدنی و مغزی متحمل میشود و ماهها در برنامهٔ توانبخشی سختی بوده است. حالا به خانهاش در نیواورلئان بازمیگردد و در تطبیق با زندگی عادی مشکل دارد. مثل بسیاری از کهنهسربازان، او میخواهد دوباره اعزام شود اما پزشکش از صادر کردن توصیهٔ لازم خودداری میکند. برای پرکردن وقت، او سراغ شغلی برای تمیزکردن استخرها میرود و وقتی کامیونش در راهِ کار خراب میشود، با مکانیکی به نام جیمز آشنا میشود. آنها بر اساس گذشتهٔ آسیبزده و زخمهای هم روانی و هم جسمی، پیوندی برقرار میکنند که رابطهشان را پیچیدهتر میکند.
این قصه هم قصهٔ رنج است و هم ترمیم. میتوان وزن آشوب درونی و عذاب را که میل به زندگی را در جیمز و لینزی میفشارد، حس کرد. درامی صمیمی با داستانی ساده و قوی است که تأثیر بزرگی میگذارد. روایت و ساختِ نوگباور خوشساخت است و بازیهای کمنَفَس اما قدرتمند لارنس و هنری (که از بهترین نقشآفرینیهایشان تا کنون است) آن را بیشتر میسازند. شیمی بینشان باورپذیر است و اجراها پر زرقوبرق نیستند، که نتیجهاش درامی قدرتمند دربارهٔ آدمهای شکستهای است که نیاز به کمک دارند و آن را در یکدیگر مییابند.
Causeway بهطرزی دردناک و صمیمی بیان شده و فراتر از یک درامِ معمول دربارهٔ تروماست؛ نگاهی سنگین به اینکه انسانها چگونه باید رنج بکشند تا شفا بیابند، و فیلم این حس و حال را با نیرویی قوی به تصویر میکشد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران