برندهٔ ۳ جایزهٔ اسکار؛ مجموعاً ۱۶ پیروزی و ۱۰ نامزدی
صداقت، درستکاری، فساد و قتل!
ویلی استارک ستونی محترم در جامعه است؛ وقتی متقاعد میشود که در انتخابات محلی نامزد شود، به سیاست تشنه میشود. هرچه از مراتب سیاسی بالا میآید، از آن آرمانهایی که روز اول برایشان ایستاده بود، دورتر میشود و هم او و هم همراهانش روزبهروز آلودهتر میگردند.
«تمام مردان پادشاه»، اقتباسی از رمان برنده جایزه پولیتزر اثر رابرت پن وارن به کارگردانی و...
صداقت، درستکاری، فساد و قتل!
ویلی استارک ستونی محترم در جامعه است؛ وقتی متقاعد میشود که در انتخابات محلی نامزد شود، به سیاست تشنه میشود. هرچه از مراتب سیاسی بالا میآید، از آن آرمانهایی که روز اول برایشان ایستاده بود، دورتر میشود و هم او و هم همراهانش روزبهروز آلودهتر میگردند.
«تمام مردان پادشاه»، اقتباسی از رمان برنده جایزه پولیتزر اثر رابرت پن وارن به کارگردانی و فیلمنامهٔ رابرت روسن، داستان صعود و سقوط یک سیاستمدار فاسد است. احتمالاً بر پایهٔ زندگی فرماندار لوئیزیانا، هیوی پیرس لانگ، این اثر برجسته هم از نظر سیاسی بدبین است و هم انسانمحوریِ خودخواهانه را به تصویر میکشد. این فیلم صرفاً یک روایتِ دیگر از «وقتی آدمهای خوب به آدمهای بد تبدیل میشوند» نیست؛ هشدارِ روشنی است دربارهٔ نیروهایی که سیاست را جلو میبرند، بههرسو که باشند. نقش مطبوعات زیر ذرهبین قرار دارد و سؤالهایی مطرح میشود: چگونه گردهماییها میتوانند بهراحتی توسط یک دستیار مکار در پشت صحنه طراحی شوند؟ در این اثر زمخت، همهٔ راهها با سنگهای مشکوکی فرش شده و پیریزیهایش مبهم و آلودهاند.
این فیلم گواهی است بر توانایی روسن و گروه بازیگرانی که «تمام مردان پادشاه» را حتی امروز هم چنان قدرتمند نگه داشتهاند همانطور که در اواخر دههٔ ۴۰ چنین بود. هر از گاهی فیلمهایی با همین مضمون میآیند، اما کماند آثاری که واقعگرایی سخت و کوبندهٔ فیلم روسن را داشته باشند. فیلمبرداری در لوکیشنِ شهری فرسودهٔ استاکتون در کالیفرنیا به اثر کمک کرده و بازی درخشانِ برادریک کراوفورد در نقش استارک آن را به اثری برجسته در ژانر سیاسی تبدیل کرده است. نامزد هفت جایزه اسکار بود و سه جایزهٔ اصلی را کسب کرد: بهترین بازیگر (کراوفورد)، بهترین فیلم (بهحق) و بهترین هنرپیشهٔ نقش مکمل زن (مرسدس مککامبریج با اجرای باورنکردنی در اولین حضورش). ۹/۱۰
در این نقد قدرتمند از فرایند دموکراتیک، ردپایی از «مزرعهٔ حیوانات» دیده میشود. از فساد و منافعِ رانتی که اشباعشده، «استارک» (برادریک کراوفورد) تصمیم میگیرد مبارزهٔ خیر را علیه قدرتِ مستقر آغاز کند. تنها متحد ثابتقدمش «سِیدی» (مرسدس مککامبریج) است و علاقهٔ نیمهوسواسیِ روزنامهنگار «بوردن» (جان آیرلند). با این ترکیب، حوزههای روستایی را درو میکند، اما حوزههای شهری قدرتِ موجود را حفظ میکنند. چهار سال بعد دوباره وارد کارزار میشود، اما اینبار با بازی هوشمندانهتری. بهوضوح از سالهای میانِ این مدت بهره برده تا بتواند پول خرج کند و خود را به مقام برساند. اما وقتی وارد کاخ فرمانداری میشود، ارادهٔ او برای بهبود وضع رأیدهندگان باعث میشود مرزهای خوب و بد برایش مبهم شود؛ آیا روشهایش دقیقاً همان روشهای پیشینیانش شده است؟
اوضاع به اوج میرسد وقتی دادستان کلِ مورد اعتمادش، «استانتون» (ریموند گرینلیف)، استعفا میدهد و رئیس از «بوردن» میخواهد در پروندهها کندوکاو کند تا یک مدرک قطعی بیابد. بوردن سالها این حقوقدان را تحسین کرده و با اکراه میپذیرد—اما حتی اگر چیزی بیابد، آیا آن را با استارکی که روزبهروز خودبزرگتر میشود و با رفتار خشنش نسبت به پسرِ تماماً آمریکاییاش «تام» (جان درک) وفاداری او را به دستگاه سیاسی زیر سؤال برده، در میان خواهد گذاشت؟
نقطهضعفِ شخصی من پایان فیلم است؛ نوعی فرار از پاسخگویی که سیاستمدار را مجبور به روبهرو شدن با پیامدهای اعمالش نمیکند. با این حال همین ناامیدی نشاندهندهٔ عظمتِ اجرای کراوفورد است که سراسر فیلم در بهترین فرم است. به این بازی، اجرای همعرض و تقریباً بیرحمانهٔ مککامبریج را بیفزایید که با مهارتی ظریف گام برمیدارد و، بهنظر من، یکی از بهترین اجراهای آیرلند را شاهدیم؛ نتیجه تمرینی سینمایی است که هم شکارگری و هم محافظت را همزمان نشان میدهد—فیلمی در سطح بهترینها.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران