انسانِ خواهش (Human Desire) به کارگردانی فریتز لانگ و بر اساس داستان «بشرِ وحشی» اثر امیل زولا با فیلمنامهای از آلفرد هیز ساخته شده است. در این فیلم گلن فورد، گلوریا گراهام و برودرک کراوفرد بازی میکنند؛ موسیقی اثر دانیله امفیتئاتروف و فیلمبرداری را برنت گافی بر عهده دارد. این داستان پیش از این نیز دو بار فیلمشده بود (۱۹۲۰ و ۱۹۳۸).
داستان حول یک مثلث...
انسانِ خواهش (Human Desire) به کارگردانی فریتز لانگ و بر اساس داستان «بشرِ وحشی» اثر امیل زولا با فیلمنامهای از آلفرد هیز ساخته شده است. در این فیلم گلن فورد، گلوریا گراهام و برودرک کراوفرد بازی میکنند؛ موسیقی اثر دانیله امفیتئاتروف و فیلمبرداری را برنت گافی بر عهده دارد. این داستان پیش از این نیز دو بار فیلمشده بود (۱۹۲۰ و ۱۹۳۸).
داستان حول یک مثلث عشقی شکل میگیرد: جف وارن (فورد)، ویکی باکلی (گراهام) و کارل باکلی (کراوفرد). کارل که رئیس راهآهن است از کار برکنار میشود و از همسرش میخواهد با متقاعد کردن یکی از سرمایهگذاران راهآهن، جان اونز، وی را وادار کند تا رئیس یارد را تحت فشار بگذارد و شغل کارل را برگرداند. اما بین ویکی و اونز گذشتهای هست و وقتی ویکی مدت زیادی دور میماند، حسادت کارل شعلهور میشود. همین حسادت آغازِ سقوطی است که زندگیها را برای همیشه دگرگون میکند و جف در مرکز این طوفان قرار میگیرد.
به دلیل محدودیتهای کد تولیدِ آن دوره، برداشت لانگ از رمان زولا تعدیل شده و بسیاری از جنبههای جنسی و خشونتِ داستان بهصورت ایهام یا پیامدها نشان داده میشود. با این حال فیلم هنوز نمونهای جذاب از فیلم نوآر است؛ شخصیتهایی نومید و سرخورده که امید اندک و لذتشان بهخاطر حسادت و قتل ناکام میماند. در میان این ناامیدی، جف وارن—که تازه از جنگ کره بازگشته و مردی پاک و راستگوست—نمایان است. او که بهتازگی در راهآهن مشغول کار شده و از طرف دختر صاحبخانه مورد توجه است، نمادِ خوبی است که در برابر خواستههای انسانی قرار میگیرد. فضای سرد یارد راهآهن و قطارها همراه با فیلمبرداری گافی، حس نابودی و سرنوشت نزدیک شخصیتها را تقویت میکند.
بازیگریها نقطه قوت فیلماند. گراهام بهعنوان همسری بیاخلاق و ناکام در عشق، هم دلفریب و هم همدلبرانگیز ظاهر میشود؛ لانگ ابتدا ریتا هایورث را برای نقش میخواست اما دسترسی او میسر نشد و گراهام بهخوبی نقش زن فاتو را به تصویر کشید. فورد که در نقش «مرد معمولی» تبحر دارد، بهطرز مؤثری نقشِ هستهٔ خنککنندهٔ فیلم را ایفا میکند و اجرای قویای ارائه میدهد. کراوفرد بار دیگر نقش مردی خشن و در عین حال درمانده را بازی میکند؛ مردی که مشکل خشم دارد و تنها «جرمش» این است که میخواهد همسر بیاعتنایش را راضی نگه دارد. بازیهای پشتیبان از ادگار بوکانن، کاتلین کیس و دیان دلاِر نیز قوی است.
فیلم به موضوعاتی چون خیانت، حسادت، قتل و شور میپردازد و نمونهای موفق از فیلم نوآرِ فریتز لانگ است. 7.5/10
در روایت دوم هم خلاصهٔ مشابهی هست: جف پس از بازگشت از جنگ کره سر کارش در راهآهن برمیگردد. باکلی، شوهر حسود، شک دارد که همسرش با رئیس سابق ثروتمندش رابطهای داشته. او ویکی را مجبور میکند نامهای بنویسد تا مرد را به کوپهای خالی در قطار فراخواند؛ اما جف هم آن قطار است و نقشهشان را پیچیده میکند. ویکی این فرصت را میبیند تا از شوهر وحشیاش رهایی یابد و تلاش میکند جف را اغوا کند تا او را درگیر نقشهٔ قتل کند. گراهام در نقش زن دوچهره عالیست و کراوفرد هم بهخوبی نقش شوهر پیدرپی مست و تندخو را بازی میکند. فورد در اینجا برای من کشفبرانگیز بود؛ گرچه قبلاً بازیگر کمجرقهای بهنظر میرسید، اما در این نقش تدریجی که در دامِ ویکی میافتد بسیار متقاعدکننده عمل میکند. پایان فیلم برخلاف انتظار نیست و حس تأییدی دارد که برایم خوشایند بود. ریتم فیلم مناسب است، فیلمنامه کوتاه اما مؤثر است و سه بازیگر اصلی با هم نمایشی محکم و دیدنی ارائه میدهند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران