مادر یک پسر جوان دبیرستانی که تفریحات و سرخوشی های خطرناکی را تجربه می کند، سعی دارد تا با نوشتن نامه به همسر سابقش با غم خود و احساسات و مسئولیتش در برابر کارهای فرزندش کنار بیاید…
مادر یک پسر جوان دبیرستانی که تفریحات و سرخوشی های خطرناکی را تجربه می کند، سعی دارد تا با نوشتن نامه به همسر سابقش با غم خود و احساسات و مسئولیتش در برابر کارهای فرزندش کنار بیاید…
نامزدِ ۳ جایزهٔ بفتا؛ مجموعاً ۲۶ جایزه و ۶۶ نامزدی.
رتبه
رتبه فیلم در جهان1472
عمیقاً ناراحتکننده و کاملاً درگیرکننده. فیلمی نیست که فکر کنم دوباره تماشایش کنم، اما خوشحالم که یکبار دیدمش. انتخاب بازیگران و اجراها فوقالعادهاند. تصویربرداری درخشان و کارگردانی بینظیر است. برای کسانی که از عهده موضوع برمیآیند، نباید این فیلم را از دست داد. رتبه نهایی: ★★★½ — قویاً توصیه میکنم وقت بگذارید.
چگونه میتوان شکست در والدگری را تعریف کرد؟ فیلمی روانشناختی و دلهرهآور، برگرفته از...
عمیقاً ناراحتکننده و کاملاً درگیرکننده. فیلمی نیست که فکر کنم دوباره تماشایش کنم، اما خوشحالم که یکبار دیدمش. انتخاب بازیگران و اجراها فوقالعادهاند. تصویربرداری درخشان و کارگردانی بینظیر است. برای کسانی که از عهده موضوع برمیآیند، نباید این فیلم را از دست داد. رتبه نهایی: ★★★½ — قویاً توصیه میکنم وقت بگذارید.
چگونه میتوان شکست در والدگری را تعریف کرد؟ فیلمی روانشناختی و دلهرهآور، برگرفته از رمانی با همین نام و ساختهٔ یک کارگردان اسکاتلندی. فیلم تا سهربع آخر رازهایی از گذشته را حفظ میکند و تا آن زمان مخاطب را به حدسزدن وا میدارد. با قطعاتی از فلاشبکها، داستان مادری را روایت میکند که در تربیت فرزند اولش—پسری به نام کوین—دچار کشمکش بود.
فیلم نشان میدهد که پیش از بارداری چقدر خوشحال بود، اما با بارداری زندگیاش برای همیشه تغییر میکند. او هرگز نتوانست پسرش را درک کند؛ از وقتی که نوزاد بود مشکلات زیادی ایجاد میکرد و با رسیدن به نوجوانی، کنترل او و موقعیتهای اطرافش پیچیدهتر شد. اما ضربهٔ بزرگی رخ میدهد که همهٔ محله را تکان میدهد و زندگی او را به جهنم تبدیل میکند.
فیلم در بازهٔ زمانی کوتاهی فیلمبرداری شده است. تیلدا سوئینتون یکی از بهترین اجراهایش را ارائه میدهد؛ شاید بهترینِ کارهایش. بهنظر میرسد باید برای اسکار نامزد میشد؛ این یکی از بزرگترین کملطفیهاست. بازیهای مکمل هم عالیاند، از جمله جان سی. رایلی در نقش کوتاه و بهویژه نوجوانان و جوانانِ کوین در سنین مختلف. لحن کلی، فضا و اتمسفر فیلم بسیار مناسب با نوع داستان است.
باید زودتر میدیدم، اما نوع فیلمهایی که دنبال میکنیم و حالوهوایمان گاهی باعث میشود فیلمی را از دست بدهیم. بههرحال این فیلم در لیست تماشایم بود و حالا توانستم آن را خط بزنم. فیلم خوب اما چندان ویژه نیست. مضمون قوی است و شبیه به اتفاقات واقعی بهنظر میرسد، خصوصاً آنچه در ایالات متحده رایج است؛ پس اگر با فرهنگ آمریکایی آشنایید، برایتان جذاب خواهد بود.
این فیلم الهامبخش نیست، بلکه بیشتر گزارشی از یک شکست در والدگری است. پایان فیلم ناراحتکننده است، اما در روایت افشای بزرگی صورت نمیگیرد. رویکرد جالبی دارد، هرچند تقصیم والدین—بهویژه مادر—تا حدی ناامیدکننده و افسردهکننده است. به همین دلیل داستان از زمان بارداری مادر تا پیچش نهایی پیش میرود. در واقعیت، این تدوین و ترفندهای سینمایی بود که چرخش نهایی را ساخت؛ در غیر اینصورت داستان خطی و مستقیم است. ارزش یکبار دیدن را دارد، هرچند کند و طولانی است؛ اگر میتوانید ریتم آرام و زمان دو ساعته را تحمل کنید، امتحانش کنید. امتیاز: 6/10
از تماشا لذت بردم، هرچند احساس میکنم پتانسیل تبدیلشدن به فیلمی واقعاً ماندگار را داشت. کارگردانی در کل محکم است و ضربات صوتی و تصویری بسیار خوبی در سراسر فیلم دیده میشود. تنشِ ظریف و دلهرهآوری ایجاد میشود که تا اوج شرورانهٔ پایان فیلم رشد میکند. تیلدا سوئینتون عالی است و واقعاً تنها بازی برجستهٔ فیلم بهنظر میرسد. جان سی. رایلی انتخابی عجیب بود؛ او را کمتر بازیگری دراماتیک میبینم و این نکته در این فیلم هم مشخص است. ا Ezra Miller خوب بود، هرچند کمی اغراقشده بهنظر رسید. ریتم فیلم نسبتاً کند است؛ احساس کردم برای رسیدن به پایان، مقدمهچینی زیادی شده که همهٔ آن لازم نبود. دو ساعت برای من طولانی بود. بهطور کلی، هنوز یک فیلم محکم است که با کارگردانی برجسته و اجرای درخشان تیلدا سوئینتون نجات مییابد. امتیاز: 52% — نتیجه: متوسط
اِوا (تیلدا سوئینتون) و فرانک (جان سی. رایلی) زوجی غیرعادیاند، اما ازدواج میکنند و پسری دارند: کوین؛ کودکی که او هرگز نتوانست با او ارتباط برقرار کند. کافیست تنها به او نگاه کند تا کودک شروع به گریه کند یا پوشکش کثیف شود. او باید پایداری کند و امیدوار باشد با گذشت زمان اوضاع بهتر شود — اما امیدی نیست. وقتی زوج صاحب دختری میشوند، رابطهٔ او با پسر (حالا جاسپر نیوئل در کودکی) بدتر میشود. باید گفت کوین شخصیت خوشایندی نیست، و با بزرگتر شدن (با بازی اِزرا میلر) دقیقاً میداند کدام دکمهها را فشار دهد تا معمولاً خواستههایش برآورده شود؛ در عین حال با پدر خود خوشرفتاری میکند و با خواهرش وانمود به دوستی میکند. پدر شاید خوب فکر نکرده باشد وقتی اسلحهٔ تیرکمانبازی به پسر میدهد، بهخصوص که این سرگرمی برای کوینی که انگار «بدخواه» روی پیشانیاش حک شده، جدیتر میشود. میدانید که اوضاع بد پایان مییابد، اما شاید نه به شومیای که در پایان میبینیم.
میلر در این نقش حسابشده عمل میکند و به شخصیت ناکارامدِ کوین عمق محاسبهشدهای میبخشد. او بهخوبی با سوئینتون در اوجِ بازیاش که خشم و درماندگیاش هر بار محسوستر میشود، همپوشانی مییابد. روایت بهصورت بازسازی گذشته ارائه میشود؛ پس میدانیم اتفاقی هولناک رخ داده اما باید داستان را دنبال کنیم تا بفهمیم چه شد که به این وضعیت رسیدیم. دیالوگها زیاد نیست و آنچه هست شبیه گفتگوهای والدینی است که با کودکی کمارتباط سروکار دارند و گاهی هوس میکنند او را رها کنند! تماشای فیلم ناراحتکننده است، اما نه بیهدف؛ این فیلم تا زیر پوستتان نفوذ میکند و این بهخاطر بازیهای نیوئل، میلر و سوئینتون است که طوفانی روانی و سردکننده خلق میکنند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران