داستان فیلم پس از پایان جنگ تروا آغاز میشود؛ زمانی که اودیسئوس راهی سفری طولانی و خطرناک برای بازگشت به زادگاهش، ایتاکا، میشود. در طول این مسیر او با موجودات افسانهای، خدایان و چالشهای گوناگونی روبهرو میشود که هر کدام ادامه سفر را دشوارتر میکنند.
داستان فیلم پس از پایان جنگ تروا آغاز میشود؛ زمانی که اودیسئوس راهی سفری طولانی و خطرناک برای بازگشت به زادگاهش، ایتاکا، میشود. در طول این مسیر او با موجودات افسانهای، خدایان و چالشهای گوناگونی روبهرو میشود که هر کدام ادامه سفر را دشوارتر میکنند.
مونتی پایتون هم نمیتوانست بهتر از این عمل کند. کافی است بگوییم کسی تاریخ کلاسیک یونان را خوب نمیشناسد. بقایایی از سایت ترویا کشف شده و بازسازیهای چهره انجام شدهاند — آیا تعجبآور است اگر ببینیم آنها شبیه یونانیها به نظر میرسند؟ آیا تعجبآور است که شخصیتهای اصلی اثر هومر صراحتاً بهعنوان یونانی توصیف میشوند؟ و برای کسانی که فکر میکنند همهاش تخیل است، شواهد...
مونتی پایتون هم نمیتوانست بهتر از این عمل کند. کافی است بگوییم کسی تاریخ کلاسیک یونان را خوب نمیشناسد. بقایایی از سایت ترویا کشف شده و بازسازیهای چهره انجام شدهاند — آیا تعجبآور است اگر ببینیم آنها شبیه یونانیها به نظر میرسند؟ آیا تعجبآور است که شخصیتهای اصلی اثر هومر صراحتاً بهعنوان یونانی توصیف میشوند؟ و برای کسانی که فکر میکنند همهاش تخیل است، شواهد فزایندهای وجود دارد که نشان میدهد این اثر بر واقعیت مبتنی است.
نکات مثبت شامل بازی قابلقبول بازیگران، صحنهپردازی عالی، اکشن قابلقبول و لوکیشنهای درجهیک است.
خلاصه: کنجکاوم بدانم یونانیهای واقعی درباره این بازتصور از گذشته پرافتخارشان چه میگویند. از نظر من تاریخ همان است که هست، نه آنچه بازنگرها میخواهند باشد.
فیلم اقتباسی مکسیمالیستی و عمیقاً وفادار به شعر هومر است که با وجود همه چیزهایی که در مسیر بر سر تماشاگر میریزد، به شکلی شگفتانگیز با لحنی آرام و تأملآمیز به پایان میرسد. کاملاً از مقیاس و وسعت خود نمیهراسد؛ ده سال جنگ، اسطوره و وحشت (!) در روایت چنان بافته شده که کل اثر بهطرزی پارادوکسال زمینیتر بهنظر میرسد، نه دور از واقعیت. گروه بازیگری شگفتانگیزی به رهبری درخشان مت دیمون، جلوههای عملی متقاعدکننده و کارنامه فیلمسازی در تمام سطوح حضور دارد. موسیقی لودویگ گورانسون بهتنهایی ارزش بلیت را دارد. بیتردید یکی از بهترین تجربههای سینمایی سال است؛ این کریستوفر نولان در اوج زندهگی هنری خود است.
هیاهو بسیار بود، سالن پر بود، اما کسالت هنگام تیتراژ پایانی همه چیز را نشان داد. فیلم 172 دقیقهای مثل اینکه بیش از شش ساعت طول کشیده باشد. این یک اقتباس محترمانه از حماسه هومر نیست؛ فیلمی پفکرده، خودبزرگبین و فاجعهآمیزی است که منبع را تحقیر میکند، هویت یونانی را محو میسازد و ایدئولوژیهای معاصر را تحمیل میکند، در حالی که برخی از ضعیفترین اجرایهای بازیگران صاحبنام را در سالهای اخیر ارائه میدهد.
از همان ابتدا روشن بود که نولان علاقهای به متن اصلی هومر ندارد. بهجای بازگشت به یونانی اصیل یا ترجمهای کلاسیک و وفادار، کل اثر را بر اساس نسخهٔ مدرن و با گرایش فمینیستیِ امیلی ویلسون ساختهاند — تفسیرِ دارای دستور کار که زبان شعر را دگرگون میکند، پهلوانی سنتی را کماهمیت جلوه میدهد و سیاست جنسیتی معاصر را وارد اثر میکند. جای تعجب نیست که جان و روح اثر گمشده است. اودیسه شعر بنیادین تمدن غرب است؛ داستان هوشمندانهٔ بازگشت، دخالت الهی و تابآوری انسانی که بهصورت شعرهای شفاهی روایت میشود. نولان آن را به چیزی تهی تقلیل داده است.
مت دیمون در نقش اودیسه بزرگترین انتخاب اشتباه است؛ او مثلِ جیسون بورنِ خسته در یک کیتون حرکت میکند، اظهارنظرهای بیاثر میدهد و نه کاریزما و نه روح پادشاهان عصر برنز را منتقل میکند. زندایا در نقش آتنا خشک و بیجای خودنمایی میکند، تام هالند در نقش تلماخوس پرانرژی اما تهی است، آن هتوی در نقش پنلوپه کمتلاش بهنظر میرسد و رابرت پتینسون در سایهها گم شده است. شارلیز ترون، جان برنثال و جان لگویزامو همگی ناهمگون و بدون شیمی یا وقار قابلتوجهی ظاهر شدهاند. بدتر از همه، الیوت پیج در نقش سینون (بهعنوان جانشین آکیلس پس از واکنشها) حرکاتی خشک و مصنوعی دارد که هر صحنهٔ اکشن را بیاثر میکند. لوپیتا نیونگو در نقش هلن تروا (و کلیتمنسترا) نامتناسب و بازنماییِ نادرستی از شخصیتها ارائه میدهد. کل گروه بازیگری اصلی بهشدت نامتناسب انتخاب شدهاند و بازی ضعیف در سراسر فیلم هر باقیماندهٔ روح قصه را فرو میبلعد.
فقدان هر «یونانیبودن» قابلگذشت نیست. این شعر بنیادین ادبیات غرب است و هالیوود آن را به یک IP فانتزی کلیشهای بدل کرده است. یونان با پول مالیاتدهندگان از این پروژه حمایت کرده، اما حتی یک بازیگر یونانی در نقش مهم دیده نمیشود؛ نه جنگجویان با رنگ پوست زیتونی، نه شور و شعلۀ مدیترانه، نه زیباییهای میسینایی واقعی، چه برسد به لباسهای تاریخی اصیل. چشماندازها و پوششها بیشتر شبیه فانتزی تیرهٔ نولان بهنظر میرسند. بازیگران در نقشهایی گمارده شدهاند که با توصیفات هومری و تصویرسازی کلاسیک قهرمانان و خدایان در تضادند — و حتی حضور نامانوسی مثل تراویس اسکات سؤالبرانگیز است. این، آشکارترین نمونهٔ پاکسازی فرهنگی است: بهرهبرداری از میراث یونان در حالی که مردمان آن را کنار میگذارند. ظاهراً مراسم افتتاحیه در آتن برگزار نشد چون از واکنشها میترسیدند؛ تصمیمی معقول، چرا که یونانیها بهحق خشمگیناند.
گزینشهای مبتنی بر شعارهای «ووک» و DEI نهایت توهین است. لوپیتا بهعنوان هلن — همان چهرهای که «هزار کشتی را روانه کرد» — با تصویری که هومر آن را با موی طلایی و زیبایی روشن توصیف کرده، تناقض دارد؛ نولان تصمیم گرفته «مدرنیزه» کند تا با دستور کار زمانه همخوان شود. زندایا در نقش آتنا با حالتهای چهرهٔ آشنا و بیطراوت، و نقشپردازی الیوت پیج بهعنوان جانشین آکیلس — یک نمایش گیجکنندهٔ جنسیتی — همه شبیه اجرای سهمیهایاند نه انتخابِ مبتنی بر صداقت داستانی. این «شمول» نیست؛ بازنویسی نادرستی است که ریشههای اروپایی و زمینهٔ تاریخی اثر را میزداید.
علاوه بر این، لحن تیره و عبوسِ امضایی نولان — سایهها و ابهام اخلاقی — کاملاً نامتناسب با این داستان است. اودیسه متعلق به آفتاب درخشان مدیترانه، دریاهای آبی و شور حیاتِ هلنی است، حتی در میانهٔ تراژدی. پوشاندن آن با حالوهوای بتمن/دَنکرک فضای کلی را سرکوبکننده و نامتناسب میکند؛ انگار زمستانی شمالی را بر اژه تحمیل کردهاند. حتی از عناصر ناهماهنگی مثل کشتیهای سبک وایکینگی استفاده شده که بهطورداد و ستاندن به دورهٔ تاریخی ربطی ندارند. موسیقی در بسیاری از صحنهها نامأنوس است و رپ تیتراژ پایانی هم لحظهای شگفتآور و نامتناسب بود. از نظر بصری دیدن برخی صحنهها در آیمکس چشمگیر است، اما همهچیز به نمایشی توخالی بدل شده است.
حتی اوج مشخصی هم ندارد؛ تا نیمهٔ فیلم مدام از خودم پرسیدم «کی تمام میشود؟» پولتان را هدر ندهید و به جایش اودیسهٔ هومر را دوباره بخوانید — و اگر فرصت دارید ایلیاد را هم مرور کنید تا ببینید چقدر بازیگران و نولان از متن اصلی دورند. اودیسهٔ نولان در بهترین حالت فیلمی یک یا دو ستاره است: با بازیهای ضعیف، بیاحترامی فرهنگی، اتکا به ترجمهای سیاستزده و «مدرنسازی» که بهادعای سازنده برای عموم بوده اما در واقع برای منتقدان و رأیدهندگان اسکار بهنظر میرسد؛ و نمونهای از همهٔ مشکلات هالیوود مدرن، بستهبندیشده در ظاهری گرانقیمت.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران