اولین مرد ، داستان واقعی برنامهی فضایی آپولو و تلاشهای ناسا در دههی ۱۹۶۰ برای فرستادن اولین انسان بر روی کرهی ماه را به تصویر میکشد. تمرکز فیلم بر روی شخصیت نیل آرمسترانگ میباشد و…
اولین مرد ، داستان واقعی برنامهی فضایی آپولو و تلاشهای ناسا در دههی ۱۹۶۰ برای فرستادن اولین انسان بر روی کرهی ماه را به تصویر میکشد. تمرکز فیلم بر روی شخصیت نیل آرمسترانگ میباشد و…
دِیمین شزل تا کنون ثابت کرده یکی از تازهترین و جسورترین کارگردانهای دهه است. بعد از آثار موفق و خشنِ Whiplash و رمانتیکِ احساسبرانگیز La La Land، باز هم میداند چگونه مخاطبانش را غافلگیر کند و با وقاری دوباره به پرده سینما بازگردد. در First Man، او عناصر برجسته فیلمهای قبلیاش را گرد هم آورده تا تماشاگر هر لحظه از نیرویی را که در این...
دِیمین شزل تا کنون ثابت کرده یکی از تازهترین و جسورترین کارگردانهای دهه است. بعد از آثار موفق و خشنِ Whiplash و رمانتیکِ احساسبرانگیز La La Land، باز هم میداند چگونه مخاطبانش را غافلگیر کند و با وقاری دوباره به پرده سینما بازگردد. در First Man، او عناصر برجسته فیلمهای قبلیاش را گرد هم آورده تا تماشاگر هر لحظه از نیرویی را که در این اثر کارگردانی گذاشته، حس کند. جالب اینکه این فیلم نخستین تجربه او در ژانر زندگینامه است؛ حوزهای که بسیاری از فیلمسازان بزرگ در انتقال واقعیت و حس آن لحظه شکست خوردهاند.
مشکل اصلیِ فیلمهای زندگینامهای این است که تماشاگر از قبل میداند داستان چگونه تمام میشود؛ چالش، یافتن روشی تازه برای منتقل کردن واقعیت آن لحظه بدون یکنواخت یا خستهکننده شدن است. شزل در First Man به شکل قابلتوجهی از پس این کار برآمده و فیلمی خلق کرده که تا حدی چنان پرتنش و باورپذیر است که ممکن است فراموش کنید واقعا چنین اتفاقی رخ داده است.
فیلمهای فضایی همیشه یکی از نقاط درخشان سینما بودهاند و First Man نیز در این میان اثری فنی در همه وجوه است. لینوس سندگرن، فیلمبردار برنده اسکارِ La La Land، بار دیگر با شزل همکاری کرده و تصویربرداری باشکوهی ارائه داده است. رنگها، بهویژه زرد و آبی، جلوهای ویژه دارند و نورپردازی مسیر حرکت شخصیتها را به زیبایی پی میگیرد. بعضی سکانسها با دوربین شبیه به فیلمهای خانگی ـ با دانهدانه و جنبشهای مناسب ـ تقویت شدهاند که جلوهای مؤثر دارند.
جاستین هوروویتز، همکار قدیمی شزل، موسیقی فیلم را ساخته و همانطور که انتظار میرفت، موفق شده اثری باشکوه ارائه دهد. موسیقی او نه تنها زیباست، بلکه دقیقاً با تمها و فضاهای صحنهها درآمیخته و بیننده را میان هیجانها و آشفتگیها همراهی میکند. هرچند آثار او از لحاظ سبک با هم تفاوت دارند و رتبهبندیشان کار سادهای نیست، اما در First Man موسیقی یکی از نقاط قوت فیلم است.
بازی بازیگران در سطح بالایی قرار دارد. رایان گاسلینگ در نقش نیل آرمسترانگ با بازیای درگیرکننده و دقیق، یک حس عاطفی قوی منتقل میکند. شخصیت او بهظاهر درونگرا و محافظهکار است، اما برای مأموریت حاضر است همه چیز را بهخطر بیندازد؛ گاسلینگ لایههای پنهان شخصیت را بهخوبی به نمایش میگذارد. کلر فوی نیز در نقش جنت آرمسترانگ تصویری قوی و مستقل ارائه میدهد و بسیاری از کلیشههای همسری آن دوره را شکسته است.
مورد جنجالی کاشتن پرچم روی ماه از نظر من بیمعناست؛ صحنه فرود روی ماه نیازی به تصویر نمادین کاشتن پرچم ندارد تا احساسات تماشاگر را برانگیزد. اگر امکان دیدن فیلم در IMAX را دارید، تماشای آن را توصیه میکنم؛ نسبت تصویر گسترده در صحنه فرود تأثیری فراگیر و خیرهکننده دارد.
با این حال، برخی نقدها نیز به فیلم وارد است. First Man بیش از آنکه یک بررسی عظیم از جایگاه انسان در کیهان باشد، بیشتر در سطح یک درام شخصی و خانوادگی میماند و تمرکز زیادی بر زندگی درونی آرمسترانگ دارد. مشکل این رویکرد آن است که برای موفقیت به ارتباط عاطفی تماشاگر با شخصیتها نیازمند است و در مقاطعی فیلم از نظر احساسی کمجان بهنظر میرسد؛ حتی دستاوردهای تکنیکی برجسته هم نمیتوانند خلأِ این اتصال عاطفی را پر کنند. آرمسترانگِ فیلم (با بازی گاسلینگ) آنقدر آرام و بسته تصویر شده که گویی از بقیه انسانها جداست و همین فاصلهگذاری مانع همذاتپنداری کامل میشود.
فیلم تلاش میکند انگیزههای عمیقتری برای پشتکار آرمسترانگ پیدا کند و مرگ دخترش، کارن، را محور احساسات او جلوه دهد؛ اما این پیوند گاهی بیش از حد احساساتی و تصنعی بهنظر میرسد و بیش از آنکه به تقویت حس واقعی کمک کند، گاهی حواس را پرت میسازد. صحنههایی مانند خوابنماهایی از دختر یا انداختن دستبند او در دهانهای روی ماه، به جای اینکه رازآمیز باقی بمانند، اغلب به گونهای بازنمایی میشوند که حس نمکگیرکنندهای به بیننده میدهند.
از دیگر انتقادات، بازسازیهای داستانی یا افزودن جزئیاتی است که تاریخی نیستند یا به شکل موجهی مستند نشدهاند؛ مثلاً نشان دادن تأثیر یک تمرین خاص در کنترل فاجعهای بعدی که در واقع رخ نداده یا ابداعشده برای فیلم. گاهی نسخه حقیقی اتفاقات حتی دراماتیکتر از چیزی است که ساختهاند، اما فیلم ترجیح داده وقایع را طوری بسازد که با روایت شخصیتر همخوان شود؛ این رویه گاهی احساس ساختگی بودن را به همراه دارد.
از جنبه تصویری، شزل بلافاصله به مخاطب نشان میدهد که این داستان از دید آرمسترانگ روایت میشود؛ نماهای ابتدایی از دید او هستند و بسیاری از لحظات پس از دید او پنهان میمانند که این تقید به دیدگاه کارکردهای خوبی دارد. صحنه فرود روی ماه باشکوه و خیرهکننده است: تصویربرداری در فرمت بزرگ IMAX و موسیقی قدرتمند حس تعجبی مشابه آثار کلاسیکی چون 2001: A Space Odyssey یا The Tree of Life را ایجاد میکند. در یکی از بهترین لحظات، شزل بهجای پر کردن صحنه فرود با جلوههای صوتی شلوغ، صدا را تقریباً حذف میکند و فضایی بیمانند و فرازمینی پدید میآورد که واقعاً پوستمرغکن است.
تم غالب در آثار شزل تضاد میان زندگی حرفهای و خانوادگی است و First Man هم از این قاعده مستثنی نیست؛ آرمسترانگِ کمالگرا برای حرفهاش هزینههای سنگینی پرداخت که به پریشانی روابط خانهاش انجامیده است. پایان فیلم نیز بسیار شخصی و کمنمایش ساخته شده و بهجای جلوهدادن شکوه مأموریت، روی کوشش دو آدم برای بازسازی پیوندشان تمرکز میکند.
در مجموع، علیرغم دقایق درخشان و پایانی باشکوه، First Man برای برخی بینندگان کمانگیز و در بخشهایی یکنواخت بهنظر میرسد. این فیلم در اجراهای فنی و بعضاً بازیها عالی است و لحظاتی فراموشنشدنی دارد، اما برای تماشاگرانی که دنبال زندگینامهای پرتعلیق و احساسی همهجانبهاند، ممکن است تا حدی ناامیدکننده باشد. از منظر دیگران، اما این فیلم یکی از بهترینهای سال است: تصویربرداری، صدا و بازیها در سطحی نزدیک به کمال قرار دارند و فراتر از انتظارات برای زیرژانر درام فضایی عمل کردهاند.
(نظرات خلاصهشده از چند نقد؛ دیدگاهها درباره شدت تأثیر احساسی و دقت تاریخی متفاوت است.)
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران