در آینده ای دور، در حالی که تنها بیابانی خشک از زمین باقی مانده است، باقیمانده ی نسل انسان ها برای بدست آوردن واجبات زندگی حاضرند یکدیگر را بکشند. مکس، مردی کم حرف که زن و بچه اش را از دست داده است، به تنهایی سفر می کند و در جستجوی صلح می باشد...
در آینده ای دور، در حالی که تنها بیابانی خشک از زمین باقی مانده است، باقیمانده ی نسل انسان ها برای بدست آوردن واجبات زندگی حاضرند یکدیگر را بکشند. مکس، مردی کم حرف که زن و بچه اش را از دست داده است، به تنهایی سفر می کند و در جستجوی صلح می باشد...
برندهٔ ۶ جایزهٔ اسکار؛ در مجموع ۲۴۶ جایزهٔ کسبشده و ۲۴۰ نامزدی.
رتبه
رتبه فیلم در جهان187
فیلم اکشن فوقالعادهای است. شخصیتهای جالب زیادی دارد. امروزه خیلی کم فیلمهایی مثل این ساخته میشود. از آغاز تا پایان سرگرمکننده بود و منتظر دیدنش دوبارهام. قطعاً دیدن آن را توصیه میکنم.
فیلم اکشن خوبی با فیلمنامهای مناسب ژانر است. تصویربرداری هم واقعاً خوب است، اما در کل از ابتدا تا انتها تا حدی تکراری میشود و موسیقی تند و طوفانی خستهکننده است.
فیلم شگفتانگیزی است! فریاد...
فیلم اکشن فوقالعادهای است. شخصیتهای جالب زیادی دارد. امروزه خیلی کم فیلمهایی مثل این ساخته میشود. از آغاز تا پایان سرگرمکننده بود و منتظر دیدنش دوبارهام. قطعاً دیدن آن را توصیه میکنم.
فیلم اکشن خوبی با فیلمنامهای مناسب ژانر است. تصویربرداری هم واقعاً خوب است، اما در کل از ابتدا تا انتها تا حدی تکراری میشود و موسیقی تند و طوفانی خستهکننده است.
فیلم شگفتانگیزی است! فریاد «مرا ببینید» (WITNESS ME) تا همیشه همراه من خواهد ماند!
اکشن فوقالعادهای دارد که برخی حفرههای داستانی را جبران میکند.
فیلم اکشن دلپذیری است. صحنهها غیرقابلتصورند و از جلوههای گرافیکی زیادی استفاده شده. واقعاً یک فیلم اکشن خیلی خوب است.
من طرفدار فیلمهای مکس اصلی نبودم، اما این یکی واقعاً من را متحیر کرد. تماشای آن در پردهی بزرگ تجربهای بسیار تأثیرگذار و جسمی بود. این فیلم بیشتر بر نمایش و شگفتیسازی تکیه دارد تا داستان، پس ممکن است روی صفحههای کوچک آنچنان تأثیرگذار نباشد. تصویربرداری، طراحیها و انرژیاش بسیار قویاند و بار بصریِ عظیمی دارند.
این فیلم تقریباً همان چیزی بود که انتظار داشتم، اما کمی نرمتر از چیزی بود که دوست داشتم. به نظر میرسد عوامل هالیوود تصمیم گرفتند فیلمی بسازند که برای طیف گستردهتری قابلپذیرش باشد. با این حال فیلم تا حد زیادی سرگرمکننده است و جلوههای ویژهاش ناامیدکننده نیستند. تفاوتش با بسیاری از فیلمهای افکتمحور این است که اثرات به شکلی عجیب زمینمحور و واقعیاند؛ خبری از ابرقهرمانان یا فناوریهای جادویی نیست، بلکه با چشمانداز ویرانشده، تجهیزات دستوپاساخته و تمایلی مسخره برای نابودی باقیماندههای تمدن روبهرو هستیم. طراحی عجیب وسایل نقلیه و رفتار غریب بسیاری از شخصیتها بهتنهایی تماشای فیلم را ارزشمند میکند.
همانطور که در فیلمهای قبلی مکس هم دیدهایم، در رفتار انسانها و شیوهٔ اسراف در منابع اندک—بهویژه بنزین و مهمات—حدود واقعیت تا حدی کشیده میشود که حس «چیبهوجود آمده!» را ایجاد میکند. این انتظار در مکس وجود دارد و از آن بیگانه نیستیم.
بزرگترین ناامیدی من شخصیت مکس بود؛ او برایم قرار بود یک ضدقهرمان حسابی باشد اما در این فیلم آنچنان تأثیرگذار ظاهر نشد و به نظرم تحتالشعاع شخصیت فوریوسا قرار گرفت. فوریوسا جذاب و تأثیرگذار است اما وقتی با مکسهای کلاسیک مقایسه میشود، کمی ضعیفتر بهنظر میرسد. با این حال، فیلم یک اثر اکشن آیندهپژوهانه و آخرالزمانی قابلقبول است؛ شاید انتظار طرفداران قدیمی را کاملاً برآورده نکند، اما شب سینمایی هدررفتهای هم نیست. موسیقیِ نسخهٔ بلوری هم تجربهٔ صوتی قابلتوجهی به همراه داشت.
این یک نقد بلند است که سال ۲۰۱۵ نوشتهام. زیاد طولانی نمیکنم چون فقط یکبار فیلم را دیدم. بعدها نقدی با اسپویل خواهم نوشت؛ فعلاً این نسخهٔ بدون اسپویل را بخوانید.
شکایت اصلیای که دربارهٔ فیلم شنیدهام این است که داستان زیادی ندارد. جواب من این است که شاید آنقدرها داستان نباشد که بخواهید، اما به اندازهای هست که نیاز دارید. قصه عمیق یا پیچیده نیست، اما وجود دارد و منطقی است. همانطور که «جان ویک» نشان داد، میشود با پیشفرضهای کم داستانی هم دنیا را آنقدر قابللمس ساخت که کافی باشد. دنیای «فوریورود» واقعاً خارقالعاده است.
بسیاری بحث کردهاند که آیا مکس یا فوریوسا ستارهٔ اصلیاند؛ من فکر میکنم هیچکدام فقط ستارهٔ فیلم نیستند—این فیلم رؤیای کارگردان، جورج میلر است. استنت و جلوههای بصری لیاقت تحسین فراوان دارند؛ گفته شده تنها حدود ده درصدِ افکتها با CGI انجام شده و بقیه کاملأ عملی بوده است، و این به فیلم ماهیتی خام و واقعگرایانه میبخشد. این اثر بیشتر از آنکه یک فیلم معمولی باشد، یک تجربهٔ سینمایی است. توصیه میکنم در بهترین کیفیت ممکن آن را ببینید. (امتیاز: ۹۱٪)
یک ستاره — فقط به خاطر ظاهر کوتاهِ اینترسپتر. بقیهٔ فیلم هیچ ارتباطی با مکس ندارد؛ فقط یک سفر سراسر هزل و اکشن مداوم است. من مکس اصلی را با مل گیبسون میدانم و هیچکس جای او را نمیگیرد. اگر این فیلم فقط «فوریورود» نام داشت و مکس را همهجا کنار میگذاشتند، شاید میتوانست فیلم جالبی باشد؛ اما الان برای طرفداران اصیل مکس قابلقبول نیست.
وقتی نقدها را دیدم، اول فکر کردم «همهٔ منتقدها دیوانه شدهاند... حتی من.» داستان دربارهٔ یک بیابان پساآخرالزمانی است؛ جنگ بقا بقایای بشر را تحریف کرده و آنها را به گروههای دیوانه و وحشی تبدیل کرده است. در این جهان آشفته دو شورشی شاید بتوانند نظم را بازگردانند: مکس، مردی که پس از از دست دادن خانوادهاش دنبال آرامش است، و فوریوسا که فکر میکند یافتن خانهٔ کودکیاش راهحل است.
پس از انتظار طولانی، جورج میلر دوباره به ریشههایش برگشته و ناامید نمیکند. او صحنههای اکشن را با دقت ساخته و بیشتر صحنهها با جلوههای عملی انجام شدهاند که نشان میدهد میلر به شیوههای قدیمی اکشن بازگشته است—و این عالی است. تام هاردی در نقش مکس عملکرد خوبی دارد، اگرچه بهنظرم به اندازهٔ مل گیبسون در نسخههای قدیمی نیست، اما نقش خود را خوب ایفا میکند. شارلیز ترون در نقش فوریوسا در واقع شخصیت اصلی است و نمایش را میرباید؛ او نوعی نسخهٔ مؤنث مکس است: یک ضدقهرمان زنِ قدرتمند که در فیلمهای اکشن امروز نادر است.
صحنههای اکشن شگفتانگیز و دیوانهوارند؛ بدلکاریها فوقالعادهاند و ترکیب جلوههای عملی و محدود CGI بسیار مؤثر است. ایمورتان جو (با بازی هیو کیز-باین) یک شرور تهدیدکننده و ماندگار است. فیلمبرداری زیبا و چشمنواز است و گروه همسران (پنج همسر) صرفاً شخصیتهای دکوراتیو نیستند؛ آنها فعال و مؤثرند و ضربهٔ کماهمیت از مردان نمیخورند. مشکلاتی جزئی مانند بخشهایی با ریتم کند وجود دارد، اما آن بخشها برای پرداختن به شخصیتها و پسزمینه مفید هستند.
بهطور کلی: این فیلم ارزش دیدن در سینما را دارد و تجربهٔ اکشن باکیفیتی ارائه میدهد.
جورج میلر ما را با چهارمین فیلم مکس—یورش نهایی اتومبیلها—روبهرو میکند. داستانی آخرالزمانی در دورترین نقاط زمین، در بیابانی سخت که بشر در آن فروپاشیده و اکثر مردم دیوانهوار برای ضرورتهای زندگی میجنگند. در این جهان دو شورشی در فرار وجود دارند که ممکن است بتوانند نظم را بازگردانند.
فیلمنامه را میلر همراه با برندن مککارتی و نیک لاتووریس نوشته و بازیگرانی چون تام هاردی، شارلیز ترون، نیکلاس هولت و هیو کیز-باین در آن نقشآفرینی میکنند. فیلم نسبتاً سبکپلات است و در اصل یک فیلم دو ساعتهٔ تعقیب و گریز است که در پسزمینهای آخرالزمانی از آسمانهای سبز، چشماندازهای سوختهٔ نارنجی و قرمز و توفانهای کابوسی رخ میدهد. صدها خودروی دیوانهوار یکدیگر را نابود میکنند؛ سلاحها گسترده و بیرحماند و بدلکاریها نفسگیر. تلاشهایی برای ایجاد رابطهٔ رستگاری بین فوریوسا و مکس وجود دارد (ترون عالی و هاردی کنترلشده بازی میکند)، اما در واقع این فیلم دربارهٔ اکشن پرسرعت است و در این زمینه واقعاً هیجانانگیز است. ۹/۱۰
جلوهها، تدوین، فیلمبرداری و کارگردانیِ «مکس دیوانه: جادهٔ خشم» آن را در جنبههای بسیاری بینظیر میکند. فیلم هر ثانیهٔ دو ساعت خود را با هرجومرج دیوانهوار، جلوههای عملی عظیم و تسلطی بینظیر پر میکند. تقریباً تمامِ افکتها عملی هستند که به فیلم بافتی زمخت و واقعی میدهد؛ بودجهٔ عظیم صرف ساخت وسایل نقلیه، انفجارها و تصادفها شده و ارزش هر پنی را داشته است. فیلم از دوربین پرتلاطم تا تدوین و بازیِ چشمانگشادهٔ تام هاردی سرشار از جنون است و شدید، نفسگیر و غیرقابلپیشبینی است. ساخت دنیا و فیلمنامه نیز هوشمندانهاند؛ داستان بهجای توضیح کامل همهچیز، مخاطب را وسط این جهان دیوانهوار میاندازد تا همان آشفتگی را حس کند. بهسادگی—این یک شاهکار اکشن است که ارزش بارها دیدن را دارد.
بدون شک بهترین کار در این فرانچایز تا به امروز است. فیلم از همان ابتدا خوب شروع میشود و وقتی شخصیتهای تام هاردی و شارلیز ترون با هم متحد میشوند فیلم واقعاً جان میگیرد. اکشن بسیار مؤثر و بصری حماسی است و بدلکاریها واقعاً چشمنوازند. هاردی و ترون نمایشهای قابلقبولی ارائه میدهند که نسبت به سهگانهٔ اولیه ارتقاء قابلتوجهی در سطح بازیگری هستند. با این حال فکر میکنم شخصیتها میتوانستند قویتر باشند؛ این نکته احتمالاً مانع از آن میشود که من عاشق مطلق فیلم شوم. یک پیشدرآمد با بازی آنیا تیلور-جوی در نقش فوریوسا ایدهٔ جذابی است و من مشتاق دیدن «فوریوسا: حماسهای از مکس دیوانه» هستم.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران