داستان آخرین ماه های زندگی "جسی جیمز"، یاغی سنگدل و بیرحم، از زمان ملاقات با "رابرت فورد"، پسری 19 ساله که جسی تبدیل به اسطوره او شده بود، تا زمانی که توسط همین پسر 19 ساله کشته شد...
داستان آخرین ماه های زندگی "جسی جیمز"، یاغی سنگدل و بیرحم، از زمان ملاقات با "رابرت فورد"، پسری 19 ساله که جسی تبدیل به اسطوره او شده بود، تا زمانی که توسط همین پسر 19 ساله کشته شد...
نامزد دریافت ۲ جایزه اسکار؛ ۲۵ جایزه و در مجموع ۶۹ نامزدی
رتبه
رتبه فیلم در جهان1410
کمال.
از همان ابتدا مستقیم میگویم: این یک شاهکار است؛ اثری مسحورکننده و جادویی که از هر سطر و نماش وقار میبارد. معمولاً از آن دفاع کهنهی «این فیلم برای همه نیست» در بحثهای سینمایی خسته میشوم و از آن دوری میکنم، اما در مورد این فیلم چارهای ندارم جز پذیرفتنِ همین گزاره، چون این اثر صرفاً برای کسانی است که شیفتهٔ زیبایی شاعرانه و دقتِ...
کمال.
از همان ابتدا مستقیم میگویم: این یک شاهکار است؛ اثری مسحورکننده و جادویی که از هر سطر و نماش وقار میبارد. معمولاً از آن دفاع کهنهی «این فیلم برای همه نیست» در بحثهای سینمایی خسته میشوم و از آن دوری میکنم، اما در مورد این فیلم چارهای ندارم جز پذیرفتنِ همین گزاره، چون این اثر صرفاً برای کسانی است که شیفتهٔ زیبایی شاعرانه و دقتِ بالا در سینما هستند. اگر دنبال وسترنی پر از اکشن و هفتتیرکشی هستید یا فقط میخواهید یک فیلم برای پر کردن وقت ببینید، این فیلم مناسب شما نیست. دومین ساختهٔ کارگردان اندرو دامینیک، اثری روانشناختی و مبتنی بر شخصیت و دیالوگ است که درونمایهاش ترکیبی از هوش و زیبایی سوگوارانه دارد.
داستان حول آخرین روزهای قانونشکن مشهور، جسی جیمز، میچرخد و روایتی است از چگونگی قتل او توسط یکی از شاگردان جوانش در ۳ آوریل ۱۸۸۲. با استفاده از رمان رون هانسن بهعنوان منبع، فیلم همچنین شکافهای داستانی دربارهٔ سرنوشت قاتل، رابرت فورد، پس از کشتن جسی جیمز را پر میکند. فیلم به مسائلی میپردازد که امروز هم بسیار آشنا هستند؛ شاید با یکی از نخستین نمونههای شهرتی که از کنترل خارج شده روبهرو باشیم: رسانههاِ جنایتکارِ جسی جیمز را شکل میدهند و او را به نوعی قانونشکن والا و ایدهآلیزه تبدیل میکنند. همچنین شاهد فردی تعقیبکننده هستیم که آرزوی شبیه شدن به قهرمانش را دارد—جوانی تأثیرپذیر که بیخبر از طنز تلخ ماجرا و خطراتش، به سمت بدنامی میشتابد.
از نظر ساختار، فیلم بینقص است و بهزعم من تجسم ضربالمثلِ هنر بر پردهٔ نقرهای است. اجراهای بازیگران اصلی شگفتانگیزند: برد پیت در نقش جسی جیمز یکی از بهترین نقشآفرینیهای دوران کاریاش را ارائه میدهد — تماماً لبهدار و شرور اما کاملاً هماهنگ با تصویرِ قاتلِ دوستداشتنیای که رسانهها ساختهاند. سم راکول در نقش چارلی فورد نشان میدهد که به بازیگری احتیاج دارد که نقشهای دراماتیک بیشتری به او بسپارند تا بیشتر بدرخشد. اما حتی بهخوبیِ پیت و راکول، هر دو در برابر اجرای کیسی افلک در نقش رابرت فورد کم میآورند؛ احساسی کودکانه در همآمیخته با رگههای تاریک که افلک آن را لایهلایه و بینقص ارائه میکند. اینکه آکادمی این اجرا را نادیده گرفت، باید همچون خیانتی به سینمای آمریکا قلمداد شود.
اندازهنما به اندازهٔ دیالوگها و نقشآفرینیها تماشایی است؛ نماها یکیپسازدیگری چشم را مسحور میکنند. عکاسیِ راجر دکینز در هر برش دلپذیر است؛ چه تپههای پوشیده از برف، چه سایههای شبحمانندی که از دود لوکوموتیو سر برمیآورند—با این کار دکینز مقامش را بهعنوان استادی در هنر تصویربرداری بیشازپیش تثبیت میکند. موسیقی نیک کیو و وارن الیس کاملاً فضای اثر را شکار کرده و بافتِ آن را میسازند، و خودِ کیو هم در نقش یک نوازندهٔ بار صحنهای ظاهر میشود. شگفتآور است که این فقط دومین فیلم بلند اندرو دامینیک است؛ پس از فیلم جذابِ «چوپر» در ۲۰۰۰، حالا مشخص شده که نیوزیلند توانایی عرضهٔ کارگردانی را دارد که احتمالاً درصورت تداوم، در ردیف بهترینها قرار خواهد گرفت.
در همین وضعیت فعلی، «ترور جسی جیمز بهدست بزدل رابرت فورد» باید در کنار آثار بزرگی مانند «چرخش سر» (Vertigo) قرار گیرد؛ عضوی از آن باشگاهِ آثاری که تنها بزرگترین فیلمهای آمریکایی را میپذیرند — حتی اگر کارگردانِ آن یک نیوزیلندی باشد.
شاهکار. 10/10
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران