پسر پادشاه و جنگجویان صحرا در برابر امپراتور کهکشانی و کینه جویی بد پدرش می ایستند . هنگامی که پدر خود را و خود را در بیابان دنیا آزاد تنها می بیند به فکر انتقام از حکومت امپراتوری می افتد.
پسر پادشاه و جنگجویان صحرا در برابر امپراتور کهکشانی و کینه جویی بد پدرش می ایستند . هنگامی که پدر خود را و خود را در بیابان دنیا آزاد تنها می بیند به فکر انتقام از حکومت امپراتوری می افتد.
میدانم این اثر طرفداران قابلتوجهی دارد (چه رمان و چه فیلم)، اما برای کسی که هرگز رمان را نخوانده و این را برای اولین بار دید، تجربهام این بود که... متوسط بود. از بعضی جلوهها—هم عملی و هم بصری برای زمان خود—قدردانی میکنم، اما داستان و شخصیتها هرگز واقعاً جذبم نکردند. حوصلهام سر نرفت، ولی درگیر نشدم. شاید در رمان هم همینطور باشد؛ شخصیت اصلی...
میدانم این اثر طرفداران قابلتوجهی دارد (چه رمان و چه فیلم)، اما برای کسی که هرگز رمان را نخوانده و این را برای اولین بار دید، تجربهام این بود که... متوسط بود. از بعضی جلوهها—هم عملی و هم بصری برای زمان خود—قدردانی میکنم، اما داستان و شخصیتها هرگز واقعاً جذبم نکردند. حوصلهام سر نرفت، ولی درگیر نشدم. شاید در رمان هم همینطور باشد؛ شخصیت اصلی که کایل مکلاکلن بازی میکند درگیر تعارض چندانی نمیشود، جز درگیری نهایی چاقو به چاقو با استینگ که نسبتاً ضد اوج و ناامیدکننده بود، مخصوصاً وقتی که او پیش از آن انتقام قتل پدرش را گرفته بود. احتمالاً زیاد سراغش بازنمیگردم، اما کنجکاوم ببینم دنیس ویلنوو با اقتباسش چه خواهد کرد. امتیاز: ۳٫۰ از ۵
وقتی در دبیرستان رمان فرانک هربرت، «تلماسه»، را خواندم، یادم نمیآید جز اینکه کتاب فوقالعاده و کمی ترسناک بود. در آن سن شاید پیامهای زیرمتن را درک نکردم. من فیلمهای این داستان را قبلاً ندیده بودم و نسخه دیوید لینچ (۱۹۸۴) و نسخه دنیس ویلنوو (۲۰۲۱) را پشت سر هم دیدم. نقد کلی من این است: نسخه لینچ درخشان است و نسخه ویلنوو کاملاً افتضاح. چرا؟ شخصیتهای لینچ شاید اغراقآمیز و نمایشی به نظر برسند، اما همین یکی از دلایل برتری آن است—این یک اثر علمیتخیلی است و باید تا حدی اغراق و باورپذیری در همان چارچوب داشته باشد. شخصیتها در این دنیای سوررئال واقعاً زمخت و باورپذیراند. تا پایان فیلم لینچ برای تقریباً هر شخصیت همدلی داشتم؛ حتی خلافکاران هم احساساتم را برانگیختند. تحول شخصیت پل آتریدس واقعی و دلپذیر بود. نکتهی مهم فیلمنامه است: لینچ داستانی کامل پیش مینهد. متاسفانه او برش نهایی را نداشت و وقتی منتقدان فیلم را نکوهش کردند از آن جدا شد؛ استودیو حدود ۴۵ دقیقه از فیلم را برید—۴۵ دقیقه! خوشحال میشوم نسخهٔ اصلی را ببینم. حتی در وضعی که فیلم توسط استودیو لطمه خورده، بعد از چهار دهه هم بینش روشن و پیام ماندگار فرانک هربرت را منتقل میکند. برای نسخه ویلنوو نمیتوانم چنین ادعایی بکنم. لطفاً نسخه دیوید لینچ را ببینید.
شایسته فراموشی است. من کتابی که فیلم بر اساس آن ساخته شده را نخواندهام و فیلم را هم قبلاً ندیده بودم؛ بهطور کلی علاقهای به داستانهای فضایی ندارم، اما وقتی کیفیت را ببینم، میشناسم—و در این فیلم هیچ کیفیتی ندیدم. فیلمنامه کاملاً احمقانه است: یک امپراتوری کهکشانی شرور (کسی زیاد «جنگ ستارگان» دیده است)، بهدست یک تیراَن اداره میشود (خیلی خلاقانه)، و یک جنگ مقاومت با قهرمانی که برای دموکراسی و آزادی میجنگد روی سیارهای شنی و نامهربان. مشکل این است که این سیاره تنها جایی است که میتوان نوعی مادهٔ توهمزا را که برای اقتصاد و کارکرد امپراتوری حیاتی است کشت کرد. فیلمهای دیوید لینچ به سلیقهٔ همه خوش نمیآید؛ من از کارهای دیگرش خوشم آمد (برای من «بلو ولوت» و «مولَهالند درایو» بهترینهای او هستند)، اما فکر نمیکنم او مناسب ساخت فیلم علمیتخیلی باشد. سبک بصری و بسیار استیلیزهٔ او در کنار جلوههای ویژه، فضاسازی عجیب و داستان حتی غریبتر، ترکیب ناموفقی شده است. دربارهٔ همکاری دینو دی لورنتییس هم تردید دارم؛ بهندرت استثنا، فیلمهایی که او در آنها دخیل بوده را دوست نداشتهام—حداقل تا کنون. با اینحال، پتانسیل پروژه و همراهی این دو نام بودجهٔ خوبی را فراهم و بازیگران را جذب کرد، اما لینچ با این متریال راحت به نظر نمیرسد و جدا از چند صحنهٔ بسیار بصری که امضای او را دارد، چیز بیشتری عرضه نمیکند و در هدایت بازیگران نیز موفق نیست. استقبال ضعیف منتقدان و فروش ناموفق به دفن شدن پروژه کمک کرد و امروز بهتر است فراموش شود. بازیگران عموماً ضعیفاند، بهخصوص با توجه به بودجه و نامهای درگیر: استینگ خواننده را داریم که بازیگر نیست و تنها آنچه لازم است میگوید و ژست میگیرد؛ صحنهای که تقریباً نیمهبرهنه ظاهر میشود، دستکم احمقانه است. پاتریک استوارت و مکس فون سیدو در سایه قرار گرفتهاند و شخصیتهای فرعی کماهمیتی به آنها داده شده که میتوانستند بسیار بیشتر از این باشند. ویرجینیا مدسن قانعکننده نیست، کایل مکلاکلن انتخاب اشتباهی بوده و سایر بازیگران به میانگینگرایی بسنده کردهاند. فیلم سینماتوگرافی استیلیزه و ترفندهای بصری دارد که اگر خود فیلم بیشتر واقعی و منسجم بود، بهتر جواب میدادند. جلوههای بصری همیشه موفق نیستند و طراحی صحنه و لباس تا حدی سلیقهای و سوالبرانگیز است. موسیقی متن حماسیست، اما با توجه به کیفیت کلی ضعیف فیلم، بیش از حد متکبر و ناهمگون بهنظر میرسد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران