داستان فیلم با برآمدن هیولاهایی غول پیکر به نام کایجو از دریاها آغاز می شود . انسانها برای مبارزه با کایجوها ، روبوت هایی به نام جَگِر می سازند که این روبوت ها از طریق ارتباط عصبی با دو انسان کنترل می شوند...
داستان فیلم با برآمدن هیولاهایی غول پیکر به نام کایجو از دریاها آغاز می شود . انسانها برای مبارزه با کایجوها ، روبوت هایی به نام جَگِر می سازند که این روبوت ها از طریق ارتباط عصبی با دو انسان کنترل می شوند...
ابتدا بگویم این فیلم را دوست داشتم. از نقدهای بدی که شنیده بودم شگفتزده شدم و مشکل بزرگ و مشخصی ندیدم. تنها ایراد، داستان بود. غیر از آن گرافیک فیلم خیلی خوب بود. بازیگران قابل قبولاند (هیچ بازیگر شاخص بزرگی در آن نیست) و مقابلآمدگان (اسپویل نمیکنم) هم خوب طراحی شده و از نظر بصری تأثیرگذار بودند (رباتها هم همینطور). در کل فیلم خوبی است.
وقتی...
ابتدا بگویم این فیلم را دوست داشتم. از نقدهای بدی که شنیده بودم شگفتزده شدم و مشکل بزرگ و مشخصی ندیدم. تنها ایراد، داستان بود. غیر از آن گرافیک فیلم خیلی خوب بود. بازیگران قابل قبولاند (هیچ بازیگر شاخص بزرگی در آن نیست) و مقابلآمدگان (اسپویل نمیکنم) هم خوب طراحی شده و از نظر بصری تأثیرگذار بودند (رباتها هم همینطور). در کل فیلم خوبی است.
وقتی موجودات عظیمالجثهای به اندازهٔ ساختمان (که «کایجو» نامیده میشوند) از شکافی فرا-بعدی در کف اقیانوس آرام بیرون میریزند و به نابودی مصمماند، بشریت متحد میشود تا رباتهای عظیمی به نام «یاگر» بسازد، هر کدام که همزمان توسط دو خلبان کنترل میشوند که ذهنهایشان از طریق پیوند عصبیای به نام «دریفت» به هم متصل است. با قویتر شدن کایجوها و نشانههایی که از سیل تمامعیار این هیولاها حکایت دارند، سرنوشت بشر تیره به نظر میرسد و یاگرهای باقیمانده برای یک تلاش آخر جمع میشوند تا دنیا را نجات دهند.
بعد از انتظار طاقتفرسا و پنجساله، پر از شروعها و توقفهای ناامیدکننده، گیلرمو دل تورو بالاخره با بزرگترین بودجه و داستانش بازگشته است. استاد مکزیکی فانتزی به جعبه اسباببازی دوران کودکیاش باز میگردد و از فیلمهای کایجو قدیمی (گودزیلا، گامِرا، موترا و امثال آن) و انیمه الهام میگیرد تا فیلم هیولایی مدرنی بسازد که حتی نمیدانستیم میخواهیمش.
من عاشق ژانر هستم و فیلمهای دل تورو چه از نظر هوش علمی-تخیلی و فانتزی و وحشت و چه از منظر تصویرگری بینقص، خاص خود او هستند. دانایی ذاتی او دربارهٔ اینکه چه چیزی این داستانهای عجیب را برای ما اهمیتدار میکند، ستون فقرات کارش به عنوان نویسنده و کارگردان است و سبک بصریاش حس شگفتی واقعی را برمیانگیزد.
همین شگفتی و لذت کودکانه است که «پاسفیک ریم» را مؤثر میکند، و واقعاً هم موفق است. این فیلمی تنومند و عظیم است ساختهٔ هنرمندی ناب و آرتیستی در اوج کارش، اما در حالی که جنبههای فنی این فیلم هر کارگردانی میتوانست عرضه کند، جادوی دل تورو این است که هر فیلم را با خودِ او آغشته میکند. عشقش به سوژه در هر فریم میتابد. همین صداقت کامل است که فیلمهایش را لذتبخش میکند و حتی وقتی هیولاهای ۷۵ متری در صفحه مبارزه میکنند، هیچ ردّی از طعنه یا سینیزمی که در دیگر بلاکباسترها رایج است به چشم نمیخورد.
بازیگران با انرژی وارد شدهاند: ایدریس اِلبا در نقش استاکر پنتکاست بهعنوان رهبر خاکی برنامهٔ یاگر، چارلی هانم بهعنوان خلبان سابق رالی بکت که داغی کشیده و باید برای بازگشت قانع شود، و رینکو کیکوتشی در نقش ماکو موری که زندگیاش با کایجوها گره خورده و آمادهٔ انتقام است. اگر اینها شبیه آرکتایپهای سنتیاند، به این دلیل است که همیناند. این یک فیلم جنگی حماسی در مقیاسی بزرگتر از هرچه این ژانر تا کنون تجربه کرده است، و از درخششهای خلاقانهٔ دل تورو و نویسندهٔ اصلی، ترِویس بیچم، این است که فوراً با شخصیتهای روی صفحه رابطه برقرار میکنیم. ایدهها زیادند (هیولاها، ماشینهای غولپیکر، پیوند عصبی، فرهنگ کایجو و...) و شخصیتهای کلیشهای اما قابلفهم لنگری مناسب برای مخاطب فراهم میکنند.
به نظر میرسد مأموریت این فیلم در یک کلمه «بافت» بوده است. دل تورو ضیافتی بصری عرضه کرده که با دیگر فیلمهای عظیم تفاوت دارد؛ او اصرار داشت که فیلم شبیه «تبلیغ براق ماشین» نباشد. هر قاب پر از باران، برف، خراش، دود، آوار و عناصر بصری دیگری است که وزن و بعد این مبارزان عظیم را نشان میدهند. برخلاف فیلمهای فوقصیقلی (و از نظر احساسی بیربط) مثل «ترنسفورمرها»، یا دیگر اکشنهای پرهزینهٔ مدرن، این عالم کثیف، فرسوده و آشنا به نظر میرسد، شبیه سهگانهٔ اصلیِ «جنگ ستارگان».
در واقع برچسب «جنگ ستارگان نسلِ جدید» آنقدر زیاد به کار رفته که این عبارت معانیاش را از دست داده، اما «پاسفیک ریم» دقیقاً همان احساس را دارد: شگفتی، بهت و لذت خالص. یادِ میآورید چهقدر متعجب شدید وقتی یک کشتیستارهٔ عظیم روی صفحه آمد؟ یا وقتی براکیوزاروس را در جزیرهٔ نابلار دیدید؟ یا چشمتان به دشتهای سرسبز سرزمین میانی افتاد؟ این فیلم همان حس را دارد. هیچکس دنیا نمیسازد مثل دل تورو، و او اینجا استاد است که شما را به بازی در خاکبازیاش دعوت میکند. عروسک اکشن مورد علاقهتان را بردارید و بپرید توی ماجرا.
فیلم مورد علاقهام سالها بود!!! من این فیلم را کاملاً دوست دارم! داستان پیچیدهای ندارد. پر از اکشن است. تنها نکتهٔ بد این است که تمام مبارزات شب و بارانیاند. یک مبارزه در روزِ روشن واقعاً میتوانست آن را عالی کند!!!
فیلم تقریباً همهٔ آنچه ازش انتظار میرود را دارد؛ راحت بنشینید، پاپکورن و نوشیدنیتان را بردارید و لذت ببرید.
فقط اینکه تعداد زنان حاضر در فیلم به طرز قابلتوجهی کم است که بد است، و به نظر میرسد ترِویس بیچم و گیلرمو دل تورو ایدههایی از «اِواِنگِلیون» را قرض گرفتهاند بدون اینکه چیزی بازگردانند.
باید بگویم از این فیلم تماماً جلوههای ویژهمحور خیلی خوشم آمد، هرچند داستان کاملاً مرغمغزانه است. رباتهای عظیمالجثه که با مشت به هیولاهای بیگانه میزنند، بهتر از تانکها و هواپیماهای مدرن با سلاحهای انفجاری و نفوذگرِ زره به نظر میآیند؟ همانطور که گفتم، داستان مضحک است. اما واقعاً مهم نیست چون داستان بهانهای برای بعضی صحنههای اکشنِ جذاب و پر از جلوههای ویژهٔ واقعی میدهد. رباتهای غولپیکر و گودزیلاهای بیگانه در یک فیلم. باحال، واقعاً باحال.
وقتی از مضحک بودن داستان گذشتید، فیلم سورکسواری سرگرمکنندهای از اکشن است. صحنههایی که رباتها و هیولاها رو در رو میشوند از نظر بصری بسیار لذتبخشاند و گاهی باعث خندهتان هم میشوند. مثلاً صحنهای که «گیپسی دِینجر» یک کشتی باربری را بکِشد تا از آن بهعنوان چماق استفاده کند، خندهدار است.
متأسفانه از ابتدا جو تاحدی اندوهگین است چون برنامهٔ یاگر تعطیل میشود. نه به این دلیل که واقعاً بیدفاعاند، بلکه چون سیاستمداران احمق مثل همیشه میخواهند پول ذخیره کنند. در عوض دیوارهای عظیمی میسازند که ظرف چند ساعت شکسته میشوند. همانطور که گفتم، سیاستمداران احمق. شاید خواستند کمی واقعنمایی به فیلم بدهند!
هرچند اکشن ربات-هیولا فوقالعاده لذتبخش است، فکر کنم بعضی از صحنههای موردعلاقهام آنهاییاند که ران پرلمن در نقش هانیبال چائو حضور دارد. همیشه ران پرلمن را دوست داشتهام و او در نقش هانیبال چائو بهشدت (از نظر کمدی) دیوانه و بامزه است.
چیزی که در فیلم دوست نداشتم، آن سخنان مزخرف دربارهٔ دایناسورها بهعنوان اولین تلاش برای تهاجم بود. هر کسی این را نوشته باید احمق باشد. بدتر اینکه وارد فیلم شده، یعنی کسی باور دارد مخاطب احمق است. وقتی بعدش یه سری حرفهای «محیطزیستی-سبز» شنیده میشود که جو در آن زمان برایشان مناسب نبوده و الآن با آلودگیِ ما زمین را برایشان «ترارفُرم» کردهایم، دستکم یک ستاره کم میکنم فقط به خاطر آن. از قرار دادن اینجور مزخرفات در فیلم متنفرم؛ توهین به مخاطب است.
به هر حال، با وجود مزخرفات دایناسوری، فیلم را بسیار لذتبخش یافتم. بدون آن حرفها امتیاز تقریباً کامل را میگرفت، اما همانطور که گفتم، حداقل یک ستاره کم میشود.
دیدن فیلمی که پر از CGI است پنج سال پس از اکرانش شاید ایدهٔ چندان خوبی نباشد، اما در مورد «پاسفیک ریم» چیزی واقعاً تجربه را بههم نزد. انیمیشنهای قدیمیتر حس خروج از فضا را ایجاد نکردند.
با این حال فیلم در بهترین حالت «قابل قبول» است. جدا از صحنههای دیدنی مبارزهٔ رباتهای غولپیکر با هیولاهای عظیم، چیز ارزشمندی برای عرضه ندارد. این یکی از آن فیلمهایی است که میتوانید آن را روی مانیتور دوم جا بگذارید و بین صحنههای اکشن غرق شوید.
پاسفیک ریم بدونشک اغراقآمیز و کلیشهای است اما اگر آن را همانطور که هست بپذیرید، پر از لذت است: اکشن دیوانهوار ربات-هیولا. این فیلم اکشن-هیولا مضحک اما بسیار سرگرمکنندهای است اگر توقعتان مناسب باشد. فیلمی دربارهٔ رباتهای رزمی که با هیولاهای شبیه گودزیلا میجنگند، پر از شخصیتهای سطحی، دیالوگهای بامزه، هیجانات عالی و سکانسهای اکشن هیجانانگیز. نقش چارلی دی بهعنوان دانشمند عجیب تا حدی آزاردهنده است، اما در عین حال بازی مقتدر و الهامبخش ایدریس البا در نقش استاکر پنتکاست هم هست. آن دو اجرا خوب، تناقضی که فیلم را تعریف میکند: اکشن شدید ربات-هیولا و شوخطبعی افراطی. همهٔ اینها با هم فیلمی منحصربهفرد میسازند که ارزش تماشا دارد، اما نه اثری که در تالار مشاهیر سینما بایستد.
میتوانست بسیار بهتر باشد اگر منطق بیشتری داشت. گیلرمو دل تورو کارگردان خوبی است، اما بهنظر میرسد از تیم برتون بیشتر یاد میگیرد تا اینکه مسیر خود را بسازد. من بعضی از فیلمهای او، بهویژه «هزارتوی پن»، را واقعاً دوست داشتم، اما این فیلم با آنها هیچ ربطی ندارد و حتی بهنظر نمیرسد از همان کارگردان باشد.
بهترین نکتهٔ این فیلم ارزش تولید بسیار بالای آن است. از نظر بصری چشمنواز است و دیدنش واقعاً لذتبخش است. تصاویر عالی، فیلمبرداری خیرهکننده و مقدار عظیمی CGI باکیفیت داریم. صحنهآرایی و لباسها خوب طراحی شده و بیتردید هزینهبرد بودهاند. بخش جلوههای ویژه، علیرغم استفادهٔ گسترده از گرافیک کامپیوتری، فرصتهای زیادی برای نشان دادن شایستگیاش داشته و در این کار ناکام نمانده. تدوین خوب است، برشها بهندرت محسوساند و ریتم فیلم بسیار خوشایند است. همهٔ اینها دلایل خوبیاند برای دیدن این بلاکباستر.
دل تورو شجاعت ریسک کردن روی فیلمی را داشته که شبیه هیچیک از آثار قبلیاش نیست. او خلاق و سختگیر است و در این فیلم کار بینقصی ارائه داده است. بازیگران عالیاند و همه در بهترین سطح بودهاند. ایدریس البا برای من برجستهترین است، اما تلاشهای رینکو کیکوتشی و چارلی دی را هم تحسین کردم. ضعیفترین اجرا از رون پرلمن بود، ولی این تا حد زیادی به خاطر طراحی ضعیف کاراکتر است که کاریکاتوری زمخت از یک توزیعکنندهٔ مواد مخدر بدون سلیقه است. چارلی هانم را واقعاً کمجاذبه یافتم؛ بهنظر میرسید نه کاریزما و نه توانایی لازم برای نگه داشتن مخاطب بهعنوان قهرمان اصلی را داشته باشد.
عمداً فیلمنامه را برای آخر گذاشتم چون بهنظرم مشکل اصلی (یا تقریباً همهٔ مشکلات) از همینجا ناشی میشود. فیلمنامه بر پایهٔ حملهٔ بیگانهها به زمین است: موجوداتی از کف دریا بیرون میآیند که شکلشان به هیولاهای عظیم تغییر میکند و کل جهان را مجبور میکند ماشینهای فلزیای بسازد که بتوانند با آنها مبارزه کنند. اولین مشکل، نامعقول بودن این فرضیههاست: بیگانهها چگونه و چه زمانی به جهان ما آمدهاند و چگونه توانستهاند پوستهٔ زمین را نفوذ کنند؟ این توضیح داده نمیشود؛ نه چگونگی تأمین مالی ساخت و نگهداری این ماشینهای فلزی، نه چگونگی راه رفتن و مبارزه در اعماق اقیانوس آرام. چگونه از گرمای زمین و فشارهای کف دریا جان سالم به در بردهاند؟ مبارزات معمولاً در نواحی ساحلی نزدیک شهرهای بزرگ رخ میدهند، که اشارهٔ واضحی به فیلمهایی مانند «گودزیلا» یا «ترنسفورمرها» است. دیالوگها هم هیچگونه اصالتی ندارند. فیلم همهٔ اینها را با تِنهای از اکشن جبران میکند.
دل تورو «ترنسفورمرها» را با «گودزیلا» ترکیب کرده — و به لطف تلاش پرانرژی چارلی هانم، ماجراجویی نسبتاً قابلقبولی از کار درآمده. نوعی شکاف بین ساکنان سطح زمین و این موجودات پیشاتاریخی که در لایههای عمیق سیاره زندگی میکنند وجود دارد. آنها هر از گاهی بیرون میآیند و ویرانی بهپا میکنند، پس بشر ماشینهای بزرگ اتمیای برای محافظت ورودی ساخته است تا آنها را برگرداند. زیر نظر فرماندهٔ بداخلاقِ «پنتکاست» (ایدریس البا)، این یاگرها خط دفاع اصلی ما هستند، اما وقتی فشار و قدرت دشمنان بسیار زیاد میشود، جهان امیدش را به کهنهکار «بکت» (هانم) و همسرنوشت نوآموزش «ماکو» (رینکو کیکوتشی) میسپارد تا شاید بتوانند این درگاه را برای همیشه ببندند. راه افتادن فیلم کمی طول میکشد—شاید بیست دقیقه هم میتوانست کوتاهتر شود— اما وقتی راه افتاد پر از اکشن است با جلوههای بصری چشمگیر و صحنههای نبرد طولانی که تکراری نیستند. بین «بکت» و همنامش (دیگو کلاتنفُ) کمی رقابت مردانه هست و در عین حال دانش علمیِ سرگرمکنندهای از گاتلیبِ برونو گُرمن و دکتر گایزلرِ چارلی دی وجود دارد که با گرمشدن ماجرا جذاباند. هیچکس برای فیلمنامه این فیلمها را تماشا نمیکند، بنابراین تلاش زیادی در این بخش نشده؛ در عوض به آنها چیزی داده شده تا با دهانشان حرف بزنند در حالی که تقلیدهای پیچیدهترشان از سیگورنی ویور ۱۹۸۶ را اجرا میکنند و تماشایش برای چند ساعت بسیار لذتبخش است.
امتیاز: 9/10 — کلاس استادانهٔ دل تورو در نمایش و احساس
«پاسفیک ریم» بهمعنای واقعی کلمه دستاوردی بلندمرتبه در شادی سینماییِ خالص و بیشرمسار است. کارگردانیشده توسط گیلرمو دل تورو، این فقط یک فیلم هیولایی نیست؛ نامهٔ عاشقانهای است به ژانرهای کایجو وِ مِکا که منبع الهامش را با احترام واقعی میگیرد و از طریق تخیل بصری منحصربهفرد دل تورو آن را ارتقاء میدهد. از ابتدا تا انتها بسیار سرگرمکننده است؛ فیلمی که دقیقاً میداند چیست و آن چشمانداز را با دقت بینقص اجرا میکند.
مبارزات: تماشایی و مبتنی بر وزن و واقعیت
نبردها بین کایجوها و یاگرها هستهٔ غیرقابلانکار فیلماند. دل تورو و تیمش مطمئن شدهاند که این تقابلهای عظیم وزن و مقیاس عظیمی دارند. هر مشت، هر برخورد، هر قدم این غولها ملموس و مخرب بهنظر میرسد. سکانس هنگکنگ بهویژه شاهکاری از اکشن تصاعدی است؛ یک صحنهٔ بیست دقیقهای که از بندر به شهر و سپس به آسمان میرود بیآنکه کنترل تماشاگر را از دست بدهد. یاگرها مثل ماشینهای واقعی حس میشوند، کایجوها تهدیدات واقعیاند و آشوب برخوردشان با وضوحی ثبت شده که در بلاکباسترهای مدرن اغلب دیده نمیشود. از نظر واقعنمایی، هیچگاه نسبت به فیزیک دنیای دل تورو سؤال نمیکنید؛ وزن، مقیاس و تخریب همگی قابلقبولاند.
بازیگران: یک گروه بینقص
انتخاب بازیگران در کل بینقص است. چارلی هانم اجرای محکم و زمینیای بهعنوان رالی بکت، قهرمان بیمیل، ارائه میدهد. اما دزدانهترین صحنهها متعلق به بازیگران مکمل است:
رون پرلمن در نقش هانیبال چائو: پرلمن نقش خلافکار بازار سیاهِ معاملهگر کایجو را با یک اخلاق بیپرده و لذتجویانه اجرا میکند. شخصیتش خوشگذران، سودجو و بیوفا نسبت به هیچکس جز خودش است. پرلمن کاریزمای طبیعی دارد و نگاه بزرگنمایانهٔ دل تورو این شخصیت را فراموشنشدنی میکند.
چارلی دی و برن گُرمن: کلکل بین دکتر نیوتن گایزلرِ دی و گاتلیبِ گُرمن عالی است. آنها دو دانشمند رقیباند—یکی زیستی، یکی ریاضی—که جرّ و بحث دائمیشان قلب کمدی فیلم را شکل میدهد. اصطکاکشان خندهدار است، شیمیشان قابللمس و مسیرشان به لحظهای تعیینکننده در اوج میرسد.
ایدریس البا در نقش استاکر پنتکاست: البا وزن احساسی لازم را میآورد و نطقهایی ارائه میدهد که هم سربازان و هم مخاطب را به حرکت درمیآورند. او همواره حضور فرماندهای قدرتمند است.
چرا 9 و نه 10
اگر بخواهم یک کاستی کوچک بگویم، این است که هستهٔ احساسی فیلم—رابطه بین رالیِ هانم و ماکوِ رینکو—بهاندازهٔ شکوه بصری پیرامونش شگفتانگیز نیست. ساختار فیلم فرمولیک است و ضربآهنگ رشد شخصیتها بیشتر کلیشهایاند تا بررسیهای عمیق. اما اینها نقدهای کوچکیاند برای فیلمی که در وعدهٔ اصلیاش: غولها با غولها میجنگند—با قلب، شوخطبعی و جلوههای بصری عظیم—خیلی خوب عمل کرده است.
حکم نهایی
«پاسفیک ریم» پیروزی است. فیلمی که شادمانی سینما را جشن میگیرد، ساختهٔ کارگردانی که میداند حتی احمقانهترین مفاهیم میتوانند وقتی با اعتقاد و احترام اجرا شوند، تبدیل به هنر شوند. کارگردانی دل تورو، جلوههای بصری خیرهکننده و گروه بازیگری که دقیقاً میدانند در چه فیلمی حضور دارند، جمعی از سرگرمی خالص و ناب را رقم زدهاند.
تماشا کنید اگر: عاشق تماشای صحنههای عظیم، نبوغ بصری دل تورو هستید یا صرفاً دوست دارید رباتهای غولپیکر را هنگام مشتزدن به هیولاهای عظیم تماشا کنید.
از دیدن فیلم صرفنظر کنید اگر: دنبال مطالعات شخصیتی ظریف یا داستانهای غیرفرمولیک هستید. این فیلم در تبدیلشدن به دقیقاً همان چیزی که وعده میدهد، موفق است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران