من این فیلم را دیدم در حالی که تقریباً هیچ اطلاعاتی دربارهٔ وقایع واقعی نمایشدادهشده در آن نداشتم. چه غافلگیریای! بازیگران در بازنمایی شخصیتهای تاریخی واقعاً فوقالعادهاند و کارگردان هم در به تصویر کشیدن آنها عملکرد درخشانی داشته است.
آیا دوباره آن را تماشا میکنم؟ فکر نمیکنم. آیا آن را به دوستانم پیشنهاد میکنم؟ قطعاً بله.
از نظر بازیگری، نورپردازی و تلاش کلی، به فیلم نمرهٔ ۱۰...
من این فیلم را دیدم در حالی که تقریباً هیچ اطلاعاتی دربارهٔ وقایع واقعی نمایشدادهشده در آن نداشتم. چه غافلگیریای! بازیگران در بازنمایی شخصیتهای تاریخی واقعاً فوقالعادهاند و کارگردان هم در به تصویر کشیدن آنها عملکرد درخشانی داشته است.
آیا دوباره آن را تماشا میکنم؟ فکر نمیکنم. آیا آن را به دوستانم پیشنهاد میکنم؟ قطعاً بله.
از نظر بازیگری، نورپردازی و تلاش کلی، به فیلم نمرهٔ ۱۰ از ۱۰ میدهم. به عبارت دیگر این فیلمی است که ارزش دیدن دارد و احتمالاً از دیدنش لذت خواهید برد (مگر اینکه اساساً از فیلمهایی با این سبک خوشتان نیاید؛ در آن صورت از پیش تصمیم گرفتهاید که تماشا نکنید).
با این حال، فیلم در اجرا ضعیف عمل میکند. «فرست/نیکسون» قرار بود تقابلی فکری باشد، یک بازی شطرنجی بین دو ذهن، و برای همین نیاز به فضایی تقریباً پارانوئید و تنشی محسوس داشت که با هر حرکت یکی از طرفین افزایش یابد. این فرصت از دست رفت؛ شاید بهخاطر اینکه موضوع فقط یک مصاحبه بود و شاید به این دلیل که نتایج آن در عمل چندان تعیینکننده به نظر نمیرسید. به هر حال، فیلم از قافلهٔ ایجاد تنش عقب ماند و در نتیجه آسیب دید. چیزی که میتوانست تبدیل به اثری درخشان و ماندگار شود، در نهایت اثری خوشساخت اما تاحدی فراموششدنی است، چون نتوانست فضای احساسی لازم برای برجسته شدن را بسازد.
با این وجود بازیها فوقالعادهاند و فیلم از نظر بصری نیز چشمنواز است. تماشای آن لذتبخش است، اما هرگز به سطح احساسی لازم برای تبدیل شدن به اثری درخشان و خاطرهانگیز نمیرسد.
هرچند فیلم واقعاً در نیمساعت پایانی زنده میشود، اما بازآفرینی قدرتمندی است از چگونگی ترتیب دادن و اجرای مصاحبهها بین رئیسجمهور منزویشدهٔ آمریکا (فرانک لنگلا) و مجری پرشور برنامهٔ گفتوگو بریتانیایی (مایکل شین). شین بود که با وکیل «سویفتی» لازار (توبی جونز) پیشنهاد داد شاید رئیسجمهور تمایل داشته باشد داستانش را بگوید. تیم نیکسون فرست را کماهمیت و قابل کنترل میدانستند و تصمیم گرفتند اگر او بتواند ۶۰۰٬۰۰۰ دلار نقد فراهم کند، چرا که نه؟ توافق روی شرایط مدتی طول کشید، اما تا سال ۱۹۷۷ همهچیز نهایی شد و آنها برای نخستین ضبط از مجموعه ضبطهای دو ساعته پشت میکروفن نشستند. با وجود شروع قوی، نظرها کمکم شکل گرفت که فرست واقعاً کمی ضعیف است و نمیتواند از رقیب سیاسی زیرک خود چیز خبریساز بیرون بکشد. خوشبختانه فرست در کنار خود خبرنگار آشکاراً ضدنیکسون، جیمز رستون (سم راکول)، و تیم تحقیقی قویای داشت که نکاتی را کشف کردند که کار را برای نیکسون در حفظ حالت سرد و دولتمندانهاش بسیار دشوار میساخت. لنگلا در این نقش واقعاً جا افتاده و در پایان، باورکردنی است که تا حدی همذاتپنداری ایجاد میکند. اینها همه تاریخ است و تعلیق خطرناک وجود ندارد، اما به نظرم شخصیتپردازی رئیسجمهور قوی و گیراست و تصویری از مردی نشان میدهد که به خود بسیار باور داشت. شین بازی قابلقبولی ارائه میدهد؛ مَتیو مکفِیدیَن در نقش تهیهکننده جان برت انتخاب چندان قویای نیست و کوین بیکن در نقش دست راست نیکسون و تقریباً مریدش، جک برنان، بازی مناسبی دارد. گاهی نوشتهها ضربآهنگ و تأثیرگذاری خوبی دارند و روایت ران هاوارد از رخدادها به تدریج تبدیل به فرضیهای جذاب میشود که تماشاگر را به تأمل و اظهار نظر دعوت میکند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران