در دسامبر سال 1787 کشتی «بانتی» از انگلستان به سمت «تاهیتی» حرکت میکند. در حالیکه همه انتظار سفری لذتبخش را دارند، ناخدای مستبد کشتی با رفتار بیرحمانهاش باعث به وجود آمدن نارضایتی در بین خدمه میشود...
در دسامبر سال 1787 کشتی «بانتی» از انگلستان به سمت «تاهیتی» حرکت میکند. در حالیکه همه انتظار سفری لذتبخش را دارند، ناخدای مستبد کشتی با رفتار بیرحمانهاش باعث به وجود آمدن نارضایتی در بین خدمه میشود...
«وقتی دوباره با ناوگان به انگلستان برگردی، فریاد و ناسزاها را علیه خود خواهی شنید. از این پس طغیان را با نام من مینویسند.»
یک ناخدای مستبد کشتی، خدمهٔ بیمیل خود را در سفری دو ساله راهی میکند که قوانین دریانوردی بریتانیا را برای همیشه تغییر خواهد داد...
این نسخهٔ 1935 از داستان بارها فیلمشدهٔ «شورش بر کشتی بائونتی» (رمان چارلز نوردوف و جیمز نورمن هال)، به...
«وقتی دوباره با ناوگان به انگلستان برگردی، فریاد و ناسزاها را علیه خود خواهی شنید. از این پس طغیان را با نام من مینویسند.»
یک ناخدای مستبد کشتی، خدمهٔ بیمیل خود را در سفری دو ساله راهی میکند که قوانین دریانوردی بریتانیا را برای همیشه تغییر خواهد داد...
این نسخهٔ 1935 از داستان بارها فیلمشدهٔ «شورش بر کشتی بائونتی» (رمان چارلز نوردوف و جیمز نورمن هال)، به کارگردانی فرانک لوید و با بازی چارلز لاوتن، کلارک گیبل و فرانشو تون، الگویی است که دیگر اقتباسها با آن سنجیده میشوند. از ابتدا اعتماد ما به فیلم جلب میشود؛ لاوتن در نقش کاپیتان بلیثِ متکبر و شرور با طمأنینه و تهدیدآمیز ظاهر میشود و گیبل در نقش فلچر کریستین، قهرمان جذابی که به حد کافی از ستم خسته شده و شورشی را علیه بلیث فرماندهسالار رهبری میکند. فیلم بیش از آنکه به شوخیهای خیالپردازانهٔ دریایی بپردازد، بر شخصیتها و تضادهای آنها تمرکز میکند و از همین جهت جان میگیرد.
این ماجرا بر اساس یک واقعیت تاریخی است، و فیلم تا حد زیادی واقعگرایانه نشان میدهد که ملوانان بائونتی چگونه با سختیهای سفرهای دریایی قرن هجدهم روبهرو بودند—سختیای که حتی کاپیتان در برابر شلاق زدنِ یک همقطارِ تقریباً مرده هم ابایی نداشت. ما در فیلم بهترین و بدترین وجوه آدمیان در دریا را میبینیم؛ دورانی که وفاداری و انضباط سخت بهعنوان بخشی از طبیعت امور فرض میشد. داستان تراژیک است، هرچند بخش میانی فیلم هنگامی که کشتی به تاهیتی میرسد و فضای شادی و سبکمغزی حاکم میشود کمی از شدت موضوع میکاهد؛ اما وقتی لاوتن و گیبل رودرروی هم قرار میگیرند، با بزرگی مواجهیم: دشمنیهای مرگباری متولد میشود که ما را تا پایانی میبرند که از ما میپرسد آیا واقعاً توجیهپذیر است یا خیر. (نمره: 9/10)
یک اقتباس واقعاً برجسته از حکایت رفتار استبدادی ناخدای نیروی دریایی سلطنتی، کاپیتان بلیث (چارلز لاوتن)، که مأموریت داشت برای تهیهٔ درختان نانمیوه به دور دنیا سفر کند تا غذای ارزان برای بردگان در کارائیب تأمین شود و در این راه خدمهٔ گرسنه و تشنهاش را تا حد شورش آزار میدهد؛ شورشی که به رهبری ستوان کریستین (کلارک گیبل کاریزمادار) شکل میگیرد. فرانشو تون در نقش «بیام» ظاهر خوشقیافهای دارد اما بازیاش اندکی خشک است و لهجهٔ گیبل بهتر است زیاد مورد بررسی قرار نگیرد؛ اما کیفیت تولید و فیلمبرداری دریایی عالی نشان میدهد بدون جلوههای کامپیوتری چه میتوان کرد. موسیقی پرهیجان هربرت استوثارد و بازیگران مکمل حرفهای—بهویژه ایان ولف در نقش منفور منشی کشتی «مگز» و هربرت ماندین در نقش نسبتاً بیدفاع «اسمیت»—به داستان عمق، نواری از طنز و سبک زیادی میبخشند، در حالی که با سختیهای دریا و بیانسانی یک جبار میجنگند. این فیلم تاریخی است، بنابراین دراماتیزهشدن خطرات داستانی چندانی ندارد، اما لاوتن کاملاً قابلباور است در نقش مردی که هرگز نباید با او رودربایستی کرد.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران