ساعتِ سرگرمکنندهای است؛ شاید دوباره ببینمش، اما توصیهاش نمیکنم مگر برای «شب فیلم بد».
دوست داشتم این فیلم را بیشتر بپسندم؛ شاید زمانی میتوانسته فیلم خوبی باشد، و در ژانر کمدی-علمیتخیلی شوخیهایش خوب کار میکنند. با این حال، بعد از نیم قرن مظاهر تولیدیاش خندهدار به نظر میرسد و در برخی صحنهها تصمیمهای عجیب و غریبی گرفته شده که احتمالاً برای ایجاد تصویر یا اثر کمدی...
ساعتِ سرگرمکنندهای است؛ شاید دوباره ببینمش، اما توصیهاش نمیکنم مگر برای «شب فیلم بد».
دوست داشتم این فیلم را بیشتر بپسندم؛ شاید زمانی میتوانسته فیلم خوبی باشد، و در ژانر کمدی-علمیتخیلی شوخیهایش خوب کار میکنند. با این حال، بعد از نیم قرن مظاهر تولیدیاش خندهدار به نظر میرسد و در برخی صحنهها تصمیمهای عجیب و غریبی گرفته شده که احتمالاً برای ایجاد تصویر یا اثر کمدی بودهاند. نکتهٔ جالب تغییر معیارهای سانسور در ۵۰ سال گذشته است: فیلم با نمای استریپتیز بدون پوشش آغاز میشود و از آن پس شخصیتِ باربارلا در بخشهای زیادی از فیلم نیمهعریان است؛ با این وجود فیلم آن زمان ردهبندی کودکپسند (PG) گرفته بود. از سوی دیگر، چون مأموریتی به او محول شده و قصه شخصیتِ شخصی و درونی باربارلا را دنبال نمیکند، سخت میتوان با سرنوشت داستانیاش ارتباط گرفت و برای آن سرمایهگذاری احساسی کرد.
اگر فیلم را در بستر زمانهٔ خودش ببینیم بهتر قابل درک است: باربارلا برگرفته از کمیکی دههٔ ۶۰ و متاثر از فرهنگ «هیپی»، اندیشههای لیبرتارین مهِ ۶۸ و انقلاب جنسی آن دوره است؛ زمانی که اروتیسیسم وارد جریانهای هنری شد و بهشدت جلب توجه میکرد. پردهگشاییهای جنسی و نیمهبرهنگی در آن زمان انقلابی و تا حدی شبهپورنوگرافیک محسوب میشد. داستانی که فیلم میگوید فانتزی و تا حد زیادی احمقانه است: باربارلا، یک بلوند جذاب و بیخیال که به فضا فرستاده میشود تا دانشمندی گمشده و سلاحهایش را بیابد؛ در مسیر با موجودات مختلفی برخورد میکند و اغلب فریب میخورد یا به رابطهٔ جنسی ترغیب میشود. در مقطعی درگیر شورشی علیه ملکهٔ شهری منحرف میشود و قرار است در ماشینی «اُوردوز» لذت جنسی شود؛ اما نقشه ناکام میماند و فیلم با پیروزیِ قهرمانِ بلوند پایان مییابد. امروزه برخی از نحوهٔ اغوای او را جنسیتزده و حتی در مواردی جرمی میدانند؛ خیلی سخت است تصور کنیم آن زمان چنین واکنشهایی نداشت.
در میان نکات مثبت میتوان بازیگران و حضور چهرههایی همچون مارسل مارسو را نام برد که نقشی کوچک اما قابل توجه دارد. جِین فوندا در نقش اصلی قرار گرفت—هرچند خودِ او بعدها از ناامنیهایش نسبت به نقش و برهنگی سخن گفته—و با وجود متریال نامطلوب تا جای ممکن کارش را انجام داده است. جان فیلیپ لا و آنیتا پالنبِرگ هم گاهی قابل توجهاند.
از نظر فنی، فیلم برای صحنهپردازی «آوانگارد و آشغالنما»ی آیندهپژوهانهاش قابل توجه است؛ مثلاً سفینهٔ قهرمان و شهر سوگو طراحیهای عجیبی دارند. لباسها، بهویژه لباسهای فضایی سکسیِ باربارلا، در زمان خود پیشرو بودند و شاید امروز هم جلوهٔ مدی داشته باشند. اما در عین حال سینماتوگرافی اغلب خستهکننده و کمرمق است، فیلمبرداری متوسط است و موسیقی متن تا حدی کیچ به نظر میرسد. بعضی از تزئینات صحنه و اجناس جانبی کمهزینه و ساختگی به نظر میآیند.
فیلم اکنون وضعیتِ یک اثر کالت را دارد: مورد توجه و تحسین گروهی است، اما مثل بسیاری از آثار مشابه، دلیلِ دقیق محبوبیتش همیشه روشن نیست. در مجموع فیلمی است که بد و بیمنطقِ گاهی مسخرهای دارد، اما تماشای آن خالی از لذت هم نیست—جِین فوندا همچنان جذاب است—و اگر نسخهٔ تازهای از فیلم را ببینید احتمالاً تجربهٔ سرگرمکنندهای خواهد بود. نمرهٔ یکی از نقدها: 3 از 5.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران