جیسون وورهیس به طور تصادفی از قبر پرآب خود بیدار می شود و در نهایت به دنبال کشتی پر از دانش آموزان فارغ التحصیل دبیرستانی می شود که به سمت منهتن، نیویورک حرکت می کند.
جیسون وورهیس به طور تصادفی از قبر پرآب خود بیدار می شود و در نهایت به دنبال کشتی پر از دانش آموزان فارغ التحصیل دبیرستانی می شود که به سمت منهتن، نیویورک حرکت می کند.
جمعه سیزدهم — قسمت هشتم: جیسون سوار قایق میشود
جیسون ورهیز بار دیگر زنده میشود و در کشتیای به سوی منهتن بهسر میبرد و شروع به قتلعام میکند. مثل دیگر دنبالههای «جمعه سیزدهم»، این قسمت هم همزمان با تحسین و سرزنش روبهرو شد؛ سازندگان تلاش کردند ایدهای تازه برای حفظ سری ارائه دهند و این بار گجت فیلم برداشتن جیسون از منطقهٔ راحتیاش در کمپ کریستال...
جمعه سیزدهم — قسمت هشتم: جیسون سوار قایق میشود
جیسون ورهیز بار دیگر زنده میشود و در کشتیای به سوی منهتن بهسر میبرد و شروع به قتلعام میکند. مثل دیگر دنبالههای «جمعه سیزدهم»، این قسمت هم همزمان با تحسین و سرزنش روبهرو شد؛ سازندگان تلاش کردند ایدهای تازه برای حفظ سری ارائه دهند و این بار گجت فیلم برداشتن جیسون از منطقهٔ راحتیاش در کمپ کریستال لیک و انداختنش روی یک قایق است — قایقی مملو از نوجوانان دبیرستانی که برای کشتهشدن در روشهای مختلف و خشونتآمیز آمادهاند. حضور منهتن در عنوان کاملاً دقیق نیست چون بیشتر فیلم روی همان قایق میگذرد، با قواعد معمول سری؛ هرچند جیسون در صحنههای قتل بهطرزی عجیب حاضر میشود، گویی چابکی یک چترباز را به دست آورده است. سکانسهای منهتن سرگرمکنندهاند و آدم را افسوسخور میکنند که کاش زمان بیشتری به این موقعیت اختصاص داده شده بود. بازیها عموماً ضعیفاند و جلوههای ویژه هم در حد معمول سری هستند—اما فیلمبرداریِ برایان انگلند واقعاً چشمگیر است. در مجموع، این هم یک دنبالهٔ بحثبرانگیز «جمعه» است: از سینهها و باسنها گرفته تا خون و استخوان و رسیدن به نیویورک؛ قسمت هشتم را یا متنفر خواهید بود یا خیلی دوست خواهید داشت. امتیاز: ۶ از ۱۰
کاملاً مضحک و عنوان گمراهکنندهای دارد. جیسون هنوز هم آدم میکشد و شاید این برای بعضیها سرگرمکننده باشد، اما پایان فیلم آتشی در خرابه است برای یک فیلم که قبلاً هم ضعیف بود. امتیاز نهایی: ★★ — نکاتی داشت که برای من جذاب بود، اما محصول نهایی ضعیف است.
جیسون به شهر بزرگ سفر میکند
ساختهٔ ۱۹۸۹، «جمعهٔ سیزدهم: جیسون به منهتن میرود» تغییر خوشایندی در ریتم سری بود، چون تا آن زمان آثار زیادی از یکنواختی رنج میبردند؛ قسمت قبل نمونهای از این یکنواختی بود (بعضیها از قسمت پنجم گلایه دارند اما دستکم داستان تازهای داشت با تامّی جارویس که به خانهٔ نیمهراه میرفت تا با آسیبهای روانیاش کنار بیاید). قسمت هفتم هم تلاش کرد با شخصیتی شبیه «کری» چیز جدیدی ارائه دهد و آن قسمت پایانبندی خوبی داشت، اما فیلمنامه آماتور مانع کار شد.
قسمت هشتم فضا را عوض میکند: بهجای لوکیشن همیشگی کریستال لیک، داستان در کشتیای که به سمت منهتن میرود میگذرد، با گروهی از نوجوانان و بزرگترها روی عرشه. طبیعتاً جیسون هم سوار میشود و بهصورت سیستماتیک جوانان را از بین میبرد. عدهای به منهتن میرسند—و جیسون هم به آنجا میآید! همین تغییر مکان، وجه تمایز این قسمت است.
داستان در چهار بخش تقسیم میشود: پروگلوگ در کریستال لیک با احیای جیسون آغاز میشود که شروعی خوب است. بخش کوتاه اول در ساحل پایینِ رودخانه و محلی که کشتی لنگر میاندازد اتفاق میافتد و افراد سوار میشوند. بخش طولانی دوم روی کشتی است و بخش نهایی ماجراهای بازماندگان در یک قایق نجات و تعقیب آنها در منهتن توسط جیسون را نشان میدهد.
وینسوم جنسن داگت بهعنوان قهرمانِ رنی میدرخشد و در میان بانوان فیلمهای «جمعه» جزو سه یا چهار نفر اول من است. پیتر مارک ریچمن هم بهعنوان عمو یا قیم عجیب رنی قابل توجه است و اسکات ریوز در نقش نیمهدوستپسر رنی ظاهر میشود. شارلین مارتین بهعنوان تمارا برجسته است و فیلمسازان از اندام او استفاده میکنند، اما حیلهگر بودن شخصیتش باعث میشود گرچه خوشسیماست، تا حدودی دفعکننده باشد. کلی هو نیز در فیلم حضور دارد.
شایعترین انتقاد دربارهٔ این قسمت این است که عنوان «جیسون به منهتن میرود» گمراهکننده است چون فقط بخش نهایی در شهر میگذرد. این انتقاد بهنظرم نادرست است: فیلم بیش از اندازه زمان را در شهر صرف میکند—حدود ۳۷ دقیقهٔ پایانی—بهعلاوه یک بخش آغازین. اینکه بخش دوم تماماً روی کشتی است، مانع از تکبعدی شدن فیلم میشود.
این قسمت نشان میدهد که رودخانهای نسبتاً بزرگ از کریستال لیک به یک آبراه منتهی به اقیانوس میریزد. یات آغازین از رودخانه به خلیجی که کشتی در آن لنگر انداخته میرسد؛ از همین مسیر جیسون مخفیانه به آبراه راه پیدا میکند. اگر دربارهٔ این نکته شک دارید (بهدلیل ادعای اشتباهِ اینکه محل لنگر همان کریستال لیک است)، به حرفهای ناخدای دیوانه در صحنههای بعد دقت کنید.
لوکیشنهای فیلم در ونکوور و بریتانیا بیچ در بریتیش کلمبیا؛ لسآنجلس (کوچه و سکانسهای اسکله)؛ و نیویورک سیتی فیلمبرداری شدهاند.
جمعبندی: قسمت هشتم ورودی قابلاحترامی در سری است و برای تلاش کردن در فضایی تازه — کشتی تفریحی و شهر بزرگ — قابلتوجه است، و وینسوم جنسن داگت بهعنوان قهرمان زن برجسته عمل میکند. در واقع بهتر از قسمتهای سوم و هفتم است. جالب اینکه جلوههای چهرهٔ جیسون (که در پایان نشان داده میشود) بهخوبی دو قسمت قبلی نیستند، اما قابل قبولاند.
مدت فیلم: ۱۰۰ دقیقه.
نمره: B-
این جیسون است. فیلمی از جیسون
این بهترین قسمت نیست، اما بدترین هم نیست. جیسون هست و همانی را که از او انتظار داریم انجام میدهد. آدمهای اطرافش قابلدوستداشتناند تا وقتی به طریقی ناگزیر تکهتکه میشوند سوگوارشان شویم. یک زیرخط داستانی وجود دارد که در عمل چندان اهمیت ندارد؛ ما برای آن نیامدهایم. ما برای جیسون، شیطنتها و آشوبهایش آمدهایم و این فیلم در این زمینه حرفش را میزند.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران