دومین فیلمی که بهعنوان «آخرین» قسمتِ Friday the 13th تبلیغ شد — و دومین موردی که در این ادعا دروغ گفت.
راستش را بخواهید، از همان ابتدا زیاد از Jason Goes to Hell خوشم نیامد؛ و این تنها بهخاطر خاطرهٔ ناخوشایندی که از یک بازی نوشیدنی هنگام تماشای آن دارم نیست. با این حال، فیلم دستکم تلاش کرد چیزهای متفاوتی امتحان کند: لحن متفاوت، ظاهر متفاوت،...
دومین فیلمی که بهعنوان «آخرین» قسمتِ Friday the 13th تبلیغ شد — و دومین موردی که در این ادعا دروغ گفت.
راستش را بخواهید، از همان ابتدا زیاد از Jason Goes to Hell خوشم نیامد؛ و این تنها بهخاطر خاطرهٔ ناخوشایندی که از یک بازی نوشیدنی هنگام تماشای آن دارم نیست. با این حال، فیلم دستکم تلاش کرد چیزهای متفاوتی امتحان کند: لحن متفاوت، ظاهر متفاوت، جهتگیری متفاوت، حتی شرکت تولید متفاوت؟ اما در مجموع فیلم واقعاً خوب نیست؛ با این حال تا حدی بینِ ماراتنِ قسمتها تنوع ایجاد میکند، چون شبیه هیچیک از قسمتهای دیگرِ Friday the 13th نیست.
نمرهٔ نهایی: ★★ — نکاتی داشت که برایم جذاب بود، اما محصول نهایی ضعیف است.
***
معرفی و پردهٔ اول عالیاند، اما در ادامه تاحدی آزاردهنده و پرپیچوخم میشود و در پردهٔ آخر حالت کارتونی پیدا میکند
Jason Goes to Hell: The Final Friday (قسمت نهم) که در 1993 منتشر شد، یکی از عجیبترین قسمتهای مجموعه است — در کنار قسمت بعدی. البته این چندان تعجبآور نیست، چون سهتا از چهار قسمتِ قبلی هم از فرمول معمول Friday فاصله گرفته بودند: قسمت پنجم، هفتم (که شخصیتی شبیهِ کری را دارد) و بهخصوص هشتم (که مکان داستان از کریستال لیک به کشتی تفریحی و شهر بزرگ تغییر میکند).
پیشدرآمد، جیسون را دوباره در کریستال لیک نشان میدهد. از کجا برگشته بعد از اتفاقاتِ قسمت هشتم؟ پایان آن فیلم جیسون را کاملاً نابودشده نشان نداد، پس باید فرض کنیم از فاضلابِ منهتن بیرون آمده و دوباره سر از نقطهای آشنا درآورده که فاصلهٔ کمی — تقریباً ۷۵ مایل — با آن دارد. به هر حال، افتتاحیه عالی است و حضور برجستهٔ جولی مایکلز در نقش مأمور مارکوس را دارد؛ که در این مجموعه حضورهای زنانهٔ قابلتوجهی دیده میشود.
لاشهٔ جیسون در سردخانهٔ یانگتاون، اوهایو قرار میگیرد و فیلم یک پیچش جالب دارد که یادآور فیلمِ کالتِ دههٔ هشتادِ The Hidden است. الحاقات عجیب دیگری به اسطورهٔ جیسون وورهیز اضافه میشود، مثل یک تیغ جادویی، شخصیتی عجیب بهنام «جیسونیاب کل» و افشای تنها راهِ کشتن و احیای این هیولا. من با این افشاگریها مشکلی ندارم؛ چون بعد از هشت فیلم در دههٔ ۱۹۸۰ این مجموعه کمی تکراری شده بود، هرچند هنوز سرگرمکننده بود. علاوه بر این، هنوز عناصرِ مرسومِ Friday برای طرفداران وجود دارد؛ برای مثال بخشِ کمپ و پیشدرآمد کامل، و بازگشت یک شخصیت نمادین در پایان.
برخی طرفداران با افشایِ اصلی مشکل دارند و میگویند جیسون موجودی کودکمانند و سوءتفاهمشده است و این فیلم آن را تغییر میدهد. در واقع تنها فیلمهایی که این مدل را تا حدودی دنبال کردهاند، قسمتهای دوم، یازدهم و بازسازی ۲۰۰۹ هستند. قسمتهای اول، پنجم، ششم، هفتم و هشتم بیشتر جیسون را نیرویی تاریک و شریر جلوه میدادند، نفرینِ کریستال لیک یا امثال آن. قسمتهای سوم و چهارم هم او را در حال کشتن یک زن باردار، شکنجهٔ روانیِ قهرمانهٔ داستان و تلاش برای کشتن پسری پس از قتل مادرش نشان میدهند؛ پس نمیتوان او را صرفاً شخصیتِ بیگناهی مثل «لنی» در Of Mice and Men دانست. واقعیت را بپذیرید: شاید جیسون زمانی کودکِ معلولی بوده، اما در مقطعی بذری از شر — احتمالاً یک روحِ شیاطینصفت — وارد وجودش شده و او کمکم به هیولایی وحشتناک بدل شده است؛ این فیلم شایستهٔ اعتباری است بابت تلاش برای پر کردن این خلأها، چه این شگفتیها را بپذیرید و چه نه.
متأسفانه در سرتاسر فیلم عنصری آزاردهنده وجود دارد که تاحدی با طنز سیاهِ کار جبران میشود، و پردهٔ نهایی آنقدر بیش از اندازه در اکشن و شگردهای ترسناک افراط میکند که حالت کارتونی و خندهدار پیدا میکند. نمونهٔ خوبشِ جدال نمایشی بین معاون و استیون است. به همین دلیل، Jason Goes to Hell جزو کمطرفدارترینهای من در سری است، همراه با قسمتهای سوم و هفتم. با این حال، فیلم به قدر کافی سرگرمکننده است و بابت تلاش برای ارائهٔ ایدهای تازه و جالب امتیاز میگیرد.
علاوه بر مأمور مارکوسِ تأثیرگذار در پیشدرآمد، چند کمپِ جذاب داریم: Deborah و Alexis، که Deborah (با بازی میشل کلونی) درخشندهتر است. همچنین جسیکا که قهرمان اصلی داستان میشود، مادرش (ارین گری از Buck Rogers) و ویکی از رستوران. بهطور کلی، بازیهای زنانه خوب است، اما میتوانستند با شخصیت جسیکا بیشتر کار کنند.
برای آنهایی که اهمیت میدهند (من اهمیتی نمیدهم)، این قسمت شدت جلوههای خونین را بالا برده است.
از نظر لوکیشن، این قسمت دوباره به جنوب کالیفرنیا برمیگردد، در سنتِ قسمتهای سوم، چهارم و پنجم؛ مشخصاً حوالی لسآنجلس: وست هیلز و ترزند اوکس.
جمعبندی: Jason Goes to Hell بابت دورشدنِ رادیکال از فرمولِ همیشگی Friday شایانِ توجه است، حتی در حالی که آیتمهای کلاسیکِ Friday—جوانان، دختران، کریستال لیک، قتلها و غیره—را حفظ میکند. اما فضایی ناخوشایند در کل وجود دارد و پردهٔ آخر با هذیانهای شبهترسناک از کنترل خارج میشود. با این حال هر فیلمی که مأمور مارکوس و Deborah را داشته باشد، نمیتواند کاملاً بد باشد.
مدت زمان: ۸۷ دقیقه (نسخهٔ ریتد) و ۹۰ دقیقه (نسخهٔ بدون ممیزی).
نمره: C+/B-
***
تماشای قابلقبولی است؛ ممکن است دوباره ببینمش، اما خارج از یک شبِ فیلمِ بد یا ماراتنِ Friday the 13th توصیهاش نمیکنم.
دیدن تلاش برای بازآفرینیِ جیسون هم تازهکننده است و هم اندوهآور. بهعنوان کسی که از فیلم Fallen خوشش آمده، ایدهٔ انتقالِ شر از فردی به فرد دیگر را دوست دارم، اما در این فیلم در جاهایی این مفهوم را بیشتر از حدی که میپسندم تغییر میدهند.
اضافهکردنِ تروپِ «انتخابشده» (chosen one) برایم چندان جذاب نبود. همین که یک ضدقهرمان تقریباً غیرقابلکشتن داشته باشی باید بهتنهایی کافی و جالب باشد؛ افزودن قوانینِ اضافی به آن حس خوبی ندارد.
دوست دارم یک ریبوت به سبکِ مارول ببینم که دولت مجبور شود قلبِ جیسون را تحت کنترل قرار دهد، و آنها حداقل فاصلهٔ ایمن را تعیین کنند، سازهای دور آن بسازند که حیوانات را دیوانه کند، و کسی برای کشفِ ماجرا نفوذ کند و تسخیر شود.
فیلم فیلمِ بزرگی نیست، و احتمالاً در میان قسمتهای Friday هم بد محسوب میشود، اما من از آن لذت بردم و در همان چارچوبش سرگرمکننده بود.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران