«جان کانر» (استال) حالا بیست و پنج ساله است و T-X، پیش رفته ترین و پیچیده ترین روبات / انسان «اسکای نت» از دل زمان فرستاده می شود تا کار ناتمام T-1000، ماشین قبلی را به اتمام برساند. حالا تنها امید «کانر» برای زنده ماندن، «نابودگر» (شوارتسنگر)، آدم کش مرموز قبلی است...
«جان کانر» (استال) حالا بیست و پنج ساله است و T-X، پیش رفته ترین و پیچیده ترین روبات / انسان «اسکای نت» از دل زمان فرستاده می شود تا کار ناتمام T-1000، ماشین قبلی را به اتمام برساند. حالا تنها امید «کانر» برای زنده ماندن، «نابودگر» (شوارتسنگر)، آدم کش مرموز قبلی است...
اسپویلر
این فیلم—دستکم به نظرم—بسیار کمتر از آنچه لیاقت دارد دیده شده؛ فصل شایستهای از مجموعه که ایدههای تحریککنندهای دارد و بازیهای درخشان هم در آن دیده میشود.
هرچند این فیلم نه خشونت و واقعگرایی قسمت اول را دارد و نه چشمانداز و احساسات عظیم قسمت دوم را، سه نکته هست که به نظر من جایگاه قسمت سوم را در کانن ترمیناتور تثبیت میکند.
نخست، نحوه بازیگری در...
اسپویلر
این فیلم—دستکم به نظرم—بسیار کمتر از آنچه لیاقت دارد دیده شده؛ فصل شایستهای از مجموعه که ایدههای تحریککنندهای دارد و بازیهای درخشان هم در آن دیده میشود.
هرچند این فیلم نه خشونت و واقعگرایی قسمت اول را دارد و نه چشمانداز و احساسات عظیم قسمت دوم را، سه نکته هست که به نظر من جایگاه قسمت سوم را در کانن ترمیناتور تثبیت میکند.
نخست، نحوه بازیگری در رابطه کانر و تی-۸۰۰ است. کانر خاطراتی دارد که ما از قسمت دوم به یاد داریم، اما تی-۸۰۰ِ آرنولد همان تی-۸۰۰ قبلی نیست؛ این فقط یکی از ماشینهایی است که از خط تولید بیرون آمده. هرچند آرنولد شبیه آرنولد است، این تی-۸۰۰ هیچ خاطرهای از قسمت قبل ندارد چون آنجا نبوده. او جداافتاده، دور و مکانیکی رفتار میکند و هیچ پیوند شخصی با کانر نشان نمیدهد. این نکته جالب بود و به ما نشان داد که منشاء تی-۸۰۰ها بسیار گستردهتر است از آنچه تا آن زمان درک کرده بودیم. در زمان ما شاید یکیدو تا از اینها را دیده بودیم؛ واقعیت تا زمان قسمت سوم این بود که آینده پر از این ماشینهاست و هیچ چیز شخصی در کار نیست. ما مخاطبان دنبال بازگرداندن آن احساسات خوب پایان قسمت دوم بودیم و میخواستیم با این ماشینها ارتباط شخصی برقرار کنیم، اما فیلم ما را به واقعیت بازگرداند.
دوم، این فیلم گذار به اسکاینت را در یک زمینه قابلفهم قرار میدهد. حالا میدانیم چرا و چگونه دولت کنترل را به اسکاینت سپرد. قسمت سوم آنچه را در قسمتهای اول و دوم به شکلی پراکنده شنیده بودیم، آشکارتر نشان میدهد؛ و اینبار برخلاف بعضی آثار دیگر، توضیحات آن مضحک یا نامفهوم نیستند.
سوم و آخر اینکه تا پایان، ما همراه با اصرار کانر هستیم که روز داوری قابل متوقفشدن است. او مطمئن بود که در پایان قسمت دوم جلوی آن را گرفتهاند و در طول قسمت سوم هم در تلاش بود تا آن را متوقف کند... اما اگر ما کمی خنکتر و کمتر دلبسته میبودیم، همانطور که کانر زودتر به آن پی برد، درمییافتیم که روز داوری قابل توقف نیست. ترمیناتورها از آینده مدام بازمیگشتند چون فناوری به اندازهای پیش رفته بود که هم ممکن و هم ضروری شده بود. پس روز داوری رخ داد و حضور ترمیناتور یعنی قابلجلوگیری نبودن آن.
آیا قسمت سوم بهترین در مجموعه است؟ نه، قطعاً نه. آیا بدترین است؟ بههیچوجه فکر نمیکنم. برای من بدترین تاج را قسمت Salvation دارد. از نظر من بهترین قسمت همان T2 است؛ قسمت اول هم مقام دوم را دارد چون داستان را آغاز کرد و ابزارهایی را معرفی کرد که باعث شدند T2 یکی از دنبالههای عالی تاریخ باشد.
بدترین فیلمِ ترمیناتور. (با توجه به آنچه بعد از آن آمد، نتیجه واقعاً ناامیدکننده است.)
امتیاز نهایی: نیمستاره — خستهکننده و ناامیدکننده. در صورت امکان از دیدنش بپرهیزید.
آیا در آواز "American Pie" دن مکلین نگفت «آتش تنها دوست شیطان است»؟ من با او مخالفت نمیکنم، اما نگرانم بگویم سفر در زمان هم یکی از همراهان اوست — مخصوصاً وقتی به این شکل کلیشهای به کار رفته باشد. اینبار آرنی از آینده بازمیگردد تا کانرِ گمنام (نیک استال) و همسر آینده او کیت (کلر دِینز) را در برابر ترمیناتوری پیشرفتهتر به نام T-X (کریستانا لوکن) محافظت کند. ما میفهمیم که پدرِ کیت، ژنرالی در نیروی هوایی آمریکاست که مسئول فناوریهای نظامی فراوانی است و شرّ اسکاینت امیدوار است با دستبردن به گذشته کنترل دفاعها را در اختیار بگیرد تا کشور در برابر حمله ماشینها آسیبپذیر شود. آیا آنها میخواهند آیندهشان را به شیوه شرورانه خود بازپدیدآفرینی کنند؟ البته که اینجا تهدید واقعی یا خطر ملموسی وجود ندارد؛ از همان ابتدا معلوم است چه اتفاقی خواهد افتاد و میتوان آخر فیلم را دید و فهمید که چه پیش میآید. صحنههای اکشن — هرچند جلوههای ویژه قابلتوجهی دارند — تکراری و تا حدی خستهکنندهاند. نه استال و نه دِینز چندان در نقشهایشان جا نمیافتند، و حتی با تمام توان آرنولد، او هم به تنهایی نمیتواند فیلم را نگه دارد. این فیلم نوشته شده و اجرا شده بهصورت ضعیف و فراموششدنی است و تنها چیزی که میگذارد چند دقیقه سرگرمی تلویزیونی است.
خب... نسبت به Salvation و مخصوصاً Genisys، دلم میخواست به این فیلم ۱۰ بدهام؛ چون در مقایسه با آنها واقعاً شبیه یک فیلم خوب به نظر میرسد.
داستانی دارد که منطقی است و بر خلاف Genisys، کل روایت ترمیناتور را دگرگون نمیکند تا صرفاً همهچیز را بههم بریزد. با این حال، وقتی آن را با ترمیناتور و بهخصوص T2 مقایسه میکنید، شباهت بیشتری به یک فیلم ضعیف دارد: نیک استال شاید بدترین انتخاب ممکن برای نقش جان کانر بوده، سارا کانر دیگر نیست (و با او شخصیت محبوب داستان هم رفته)، و کلر دِینز هم در فیلم چندان مطرح نیست. استال شبیه بدترین نوع رهبر بهنظر میرسد و اینکه او قرار است اسطورهای باشد که نهایتاً ماشینها را شکست میدهد، مسئلهساز است. شاید اگر ترمیناتریکس زمان بیشتری روی پرده بود چیز فرق میکرد، اما او هم در حاشیه میماند و دلیل حضورش در فیلم مبهم است. در نهایت فیلم خوبی نیست، اما در مقایسه با Salvation و Genisys، دستکم بهتر و قابلتحملتر بهنظر میرسد.
74/100
دههای دیگر میگذرد و باز هم یک ترمیناتور به گذشته فرستاده میشود؛ اینبار برای محافظت از جان کانر و دوستش. ماشینها ترمیناتوری پیشرفتهتر میفرستند که از فلز مایع و مجموعهای از الحاقات برخوردار است و شکلش یک زن خشن است. فیلم بیشتر روی اکشن تمرکز دارد تا احساسات و پرداخت شخصی مانند دو فیلم اول، و پایانش نسبتاً تیره است؛ اما هر بار که فیلم را میبینم بیشتر آن را میپسندم. اکشنها اغراقشده اما هیجانانگیز و طراحیشدهاند، حتی اگر ساخت کلی فیلم از نظر ارتباط انسانی ضعیف باشد. سرگرمکننده است.
نکته: برای تماشا با زیرنویس چسبیده لطفا از برنامههایی مثل MXPlayer استفاده بفرمایید تمامی عناوین دارای زیرنویس چسبیده سافت ساب میباشند.
کاربران دارای اشتراک از سرورهای پرسرعت و با کیفیت بهرهمند میشوند.
دیدگاه های کاربران